ترانهی کالسکهی مرگ، سرودی قدیمی با مضمون دفن و تجزیهی بدن انسان است که منشأ آن نامشخص است. این ترانه در جنگ جهانی اول میان سربازان آمریکایی و بریتانیایی محبوب شد و بعدها به عنوان ترانهای کودکانه در قرن بیستم در هر دو کشور رواج یافت.
بیت معروف آن «کرمها میخزند درون، کرمها میخزند برون» است که باعث شده به نام «کرمها میخزند درون» نیز شناخته شود. این ترانه با دیدن کالسکهی مرگ آغاز میشود و شنونده را به تأمل در مورد مرگ وامیدارد. در ادامه، بدن شنونده در تابوتی دفن میشود و مورد هجوم کرمها قرار میگیرد و تجزیه میشود. برخی نسخهها حتی بیان میکنند که مرده مجبور خواهد شد بقایای فاسد خود را بخورد.
تاریخچه
قدیمیترین نسخهی این سرود در شعری از نویسندهی انگلیسی متیو لوئیس یافت میشود که در رمان گوتیک مشهور او «راهب» (۱۷۹۶) گنجانده شده است. گزارشهایی وجود دارد که این ترانه به سربازان بریتانیایی در جنگ کریمه (۱۸۵۳–۱۸۵۶) بازمیگردد، اما قطعاً به جنگ جهانی اول (۱۹۱۴–۱۹۱۸) تعلق دارد، زمانی که توسط سربازان آمریکایی و بریتانیایی خوانده میشد و در کتابهای ترانههای جنگ جهانی اول در دههی ۱۹۲۰ جمعآوری شد.
بیت کلیدی «کرمها میخزند درون، کرمها میخزند برون» در برخی نسخههای ترانهی «زنی بود تنها پوست و استخوان» نیز دیده میشود که ممکن است به سال ۱۸۱۰ یا حتی زودتر بازگردد.