مفهوم طبیعت در اندیشه مارکس
کتاب «مفهوم طبیعت در اندیشه مارکس» نوشته فیلسوف آلمانی آلفرد اشمیت، نخستین بار در سال ۱۹۶۲ منتشر شد و در سال ۱۹۷۱ به زبان انگلیسی ترجمه گردید. این اثر، تحلیلی کلاسیک از دیدگاههای کارل مارکس درباره طبیعت و جایگاه انسان در آن ارائه میدهد.
تری ایگلتون، منتقد مشهور، استدلال اشمیت را چنین خلاصه میکند: «انسان بخشی از طبیعت است، اما توانایی فاصلهگیری از آن را دارد؛ این جدایی نسبی، خود بخشی از سرشت انسانی است.»
بازخوردها
این کتاب به عنوان اثری کلاسیک در فلسفه مارکسیستی شناخته میشود. هربرت مارکوزه در کتاب «ضد انقلاب و شورش» (۱۹۷۲) به بررسی نقش طبیعت در فلسفه مارکسیستی با الهام از اشمیت پرداخته است. همچنین، دیوید مکللان آن را «بررسی مهم و مستند از اهمیت ماتریالیسم مارکس» توصیف کرده است.