معرفی فیلم
ماجرای پروانهای با عنوان اصلی Popsy Pop، فیلمی جنایی محصول سال ۱۹۷۱ ایتالیا است که در ایتالیا با نام Fuori il Maloppo و در بازارهای جهانی با نام The Butterfly Affair شناخته میشود. این فیلم را شرکت سوفراچیما تهیه کرد و در آن ستارگانی چون کلاودیا کاردیناله، استنلی بیکر و آنری شاریر، همان پاپیون واقعی، به ایفای نقش پرداختند.
داستان
دهکده ونزوئلایی «ویستا آلگرا» از راه استخراج الماس از خاکهای گلی و فروش آن به یک شرکت بینالمللی الماس روزگار میگذراند. «سیلوا»، بازرس سابق و کارآگاه خصوصی، از سوی همین شرکت به عنوان ناظر در منطقه مستقر شده تا بر معاملات محلی نظارت کند.
روزی خواننده فرانسوی، «پاپسی پاپ»، با نسخهای بسیار بزرگ از آلیس در سرزمین عجایب و عروسکی به نام «آلیس»، با قایق ماهانه به دهکده میرسد. او همراه گروهی از تبهکاران است که رهبری آنها را «مارکو»، مردی سالخورده، بر عهده دارد. برنامه آنها ساده اما خطرناک است: در پوشش جشنهای روز استقلال ونزوئلا، الماسهایی به ارزش دو میلیون دلار را به سرقت ببرند.
همانطور که نقشه کشیدهاند، سیلوا کمکم شیفته پاپسی میشود؛ زنی که او را «شاه دلهایم» صدا میزند. پاپسی از او میخواهد آن شب نگهبانی الماسها را رها کند و به اجرای آهنگش روی صحنه محلی گوش دهد. سیلوا تسلیم میشود و سرقت طبق برنامه پیش میرود. اما پاپسی پس از دزدیدن الماسها، با هلیکوپتر به کاراکاس فرار میکند و سه همدستش را پشت سر میگذارد.
وقتی خشم مردم محلی شعلهور میشود، سیلوا شاهد کشته شدن دو همراه مارکو به دست رهبر جمعیت خشمگین است. او موفق میشود رهبر را قانع کند جان مارکو را حفظ کند، زیرا مارکو میتواند در جستوجوی پاپسی و الماسها به او کمک کند. میان سیلوا و مارکو توافقی شکل میگیرد: مارکو پاپسی را میخواهد، زنی که هنوز دوستش دارد، و در برابر کمکش سهمی از غارت را مطالبه میکند.
پاپسی و دوستش «فردی» با گذرنامههای جعلی راهی سانتو دومینگو میشوند، اما سیلوا و مارکو آنها را تعقیب میکنند. پاپسی ابتدا الماسها را در صندوق امانات یک بانک پنهان میکند، سپس در هائیتی با «پدر لگبا» دیدار میکند؛ مردی که با گروه بزرگی از پیروان مذهبی، فعالیتی تجاری را اداره میکند.
در همین حال، سیلوا و مارکو فردی را پیدا میکنند و از طریق او از محل پاپسی باخبر میشوند. وقتی پاپسی به لگبا میگوید الماسها نزد اوست، او ابتدا باور نمیکند و او را تحت فشار میگذارد تا اعتراف کند. پاپسی قول میدهد الماسها را به او بدهد، به شرط آنکه لگبا او را از دست مارکو در امان نگه دارد.
در جریان مراسمی محلی با طبلهای پرشور و قربانی کردن برهای، پاپسی ناخواسته در رقصی خشن و آزاردهنده گرفتار میشود، اما سیلوا او را نجات میدهد. مارکو لگبا را نشانه میگیرد و وقتی لگبا میگوید پاپسی، نه او، قصد فریبش را داشته و او را زنی سبک معرفی میکند، مارکو او را میکشد؛ گویی نمیتواند چنین حرفی را درباره پاپسی تحمل کند.
پاپسی ابتدا حاضر نیست محل الماسها را به سیلوا بگوید، اما پس از آنکه او را مجبور میکند پابرهنه تا قایق فرار راه برود، اعتراف میکند که الماسها در صندوق امانات بانکی در سانتو دومینگو پنهان شدهاند.
او همچنین به سیلوا میگوید دوستش دارد و او را میبوسد. مارکو این صحنه را میبیند و با سیلوا درگیر میشود. در پایان، سیلوا پاپسی را به او پیشنهاد میدهد، اما پاپسی میگوید از او متنفر است و او بیش از حد پیر شده است. سیلوا به مارکو میگوید اگر میتواند پاپسی را با دستان خودش خفه کند، این کار را انجام دهد؛ کاری که پیشتر دربارهاش صحبت کرده بودند. اما مارکو وقتی دستهایش را دور گردن پاپسی حلقه میکند، نمیتواند فشار بدهد. در عوض، آرام موهای او را نوازش میکند و پاپسی با چشمانی گشاده، انگار حقیقتی دیرینه را در او میبیند، به او نگاه میکند.
بازیگران
- کلاودیا کاردیناله در نقش پاپسی پاپ
- استنلی بیکر در نقش سیلوا
- آنری شاریر در نقش مارکو
- مارک مازا در نقش تورمنتا
- ژرژ آمینل در نقش پدر لگبا
- ژینت لکلرک در نقش خانم ایرما
- یواخیم هانسن در نقش فردی
- لیروی هینز در نقش بلانشه
- مون دو ریول در نقش خواهر ماریگالانت
نکتهای درباره فیلم
یکی از جذابیتهای این فیلم، حضور آنری شاریر است؛ نویسنده و ماجراجویی که در جهان با داستان پاپیون شناخته میشود. بازی او در کنار کلاودیا کاردیناله به فیلم حالوهوایی خاص و نزدیک به ماجراجوییهای واقعی میدهد.