اصلاح فیبوناچی چیست؟
در بازارهای مالی، اصلاح فیبوناچی روشی در تحلیل تکنیکال است که برای تعیین سطوح حمایت و مقاومت به کار میرود. نام این روش از دنباله اعداد فیبوناچی گرفته شده است؛ نسبتهای این دنباله، سطوح قیمتی را مشخص میکنند که بازار تمایل دارد پیش از ادامه روند اصلی، بخشی از حرکت خود را به این نقاط بازگرداند.
برای پیشبینی اصلاح فیبوناچی، دو نقطه افراطی در نمودار انتخاب میشود و فاصله عمودی بین آنها بر اساس نسبتهای فیبوناچی تقسیمبندی میشود. عدد ۰٪ نشاندهنده آغاز اصلاح و ۱۰۰٪ بیانگر بازگشت کامل به قیمت اولیه پیش از حرکت است. در این سطوح قیمتی، خطوط افقی روی نمودار رسم میشوند تا نواحی حمایت و مقاومت را نشان دهند. رایجترین سطوح شامل ۲۳.۶٪، ۳۸.۲٪، ۵۰٪ و ۶۱.۸٪ هستند. با این حال، بررسی دادهها اهمیت این سطوح را تأیید نمیکند. آرتور مریل در کتاب امواج فیلتر شده نشان داد که هیچ سطح اصلاح استاندارد و قابلاتکایی وجود ندارد.
برتون مالکیل، اقتصاددان دانشگاه پرینستون، در کتاب قدم زدن تصادفی در والاستریت بیان میکند که پدیده اصلاح قیمت، صرفاً ناشی از نوسانات قیمت است.
کاربردهای رایج
اصلاح فیبوناچی ابزاری محبوب میان معاملهگران تکنیکال است که برای شناسایی نقاط استراتژیک معاملات، حد ضرر یا اهداف قیمتی به کار میرود و به آنها کمک میکند در قیمت مناسب وارد بازار شوند. ایده اصلی این ابزار، یافتن سطوح حمایت و مقاومت برای روند جفتارزهاست که در این نقاط، مهمترین شکستها یا برگشتهای قیمت رخ میدهد. مفهوم اصلاح در اندیکاتورهای متعددی مانند سطوح تایرون، الگوهای گارتلی و اصول موج الیوت به کار میرود. پس از یک حرکت قدرتمند قیمت (صعودی یا نزولی)، سطوح جدید حمایت و مقاومت اغلب روی این خطوط شکل میگیرند.
برخلاف میانگین متحرک، سطوح اصلاح فیبوناچی قیمتهای ایستا هستند. این ویژگی امکان شناسایی سریع و ساده را فراهم میکند و به معاملهگران و سرمایهگذاران اجازه میدهد هنگام آزمایش این سطوح، واکنش نشان دهند. از آنجا که این سطوح نقاط عطف محسوب میشوند، معاملهگران انتظار نوعی واکنش قیمتی (شکست یا پس زدن) را دارند. سطح ۶۱.۸٪ (۰.۶۱۸) که تحلیلگران مالی زیاد از آن استفاده میکنند، معادل همان نسبت طلایی است.
انتقادات
آزمونهای بازگشتی گسترده روی هزاران سهم نشان داده است که مقادیر اصلاح ۳۸٪، ۵۰٪ و ۶۲٪، احتمال وقوع بیشتری نسبت به سایر مقادیر اصلاحی ندارند.