مقدمه
هنر مومنتا (Momenta Art) یک گالری و سازمان غیرانتفاعی بود که خود هنرمندان آن را اداره میکردند. این مجموعه از زمان تاسیس در سال ۱۹۸۶ تا زمان تعطیلی در ۲۰۱۶، همواره به نمایش آثار و حمایت از هنرمندان نوظهور و دیدگاههای هنری نادیدهگرفتهشده پرداخت. در میان هنرمندانی که از حمایتهای مومنتا بهرهمند شدند، میتوان به سیمون لی، چیترا گانش، النا هرتزوگ و مارک تریب اشاره کرد.
ریشهها در فیلادلفیا
پنج هنرمند در سال ۱۹۸۶ گالری مومنتا را در فیلادلفیا پایهگذاری کردند: تیموتی آبری، دانا چاپیگا، اریک هیست، کریستینا لاسالا و جیمز میلز. نخستین نمایشگاه آنها با عنوان «ساختمان چدنی مومنتا آرت را عرضه میکند»، یک نمایشگاه گروهی فراگیر از ۴۷ هنرمند نوظهور فیلادلفیا بود. این رویداد در یک فضای صنعتی خام در خیابان آرچ محله اولد سیتی برگزار شد؛ فضایی که شرکت توسعه املاک «گراث پراپرتیز» آن را به گروه اجاره داده بود. اما ائتلاف هنر فیلادلفیا، سازماندهندگان را به دلیل مبادله آثار هنری نمایشگاه با مجموعه هنری همین شرکت املاک سرزنش کرد. با وجود این انتقادات، استقبال گرم از نمایشگاه، بنیانگذاران را تشویق کرد تا پول خود را جمع کنند و ساختی پنجطبقه در خیابان نورت سوم شماره ۳۰۹ را در همان محله اجاره کنند. آنها طبقه همکف را به گالری تبدیل کردند و طبقات بالایی را به عنوان فضای استودیو به هنرمندان زیراجاره دادند.
مومنتا آرت تا سال ۱۹۹۰ در این فضا فعالیت کرد و آثار هنرمندان نوظهوری را به نمایش گذاشت که اکنون به چهرههای شناختهشدهای چون جیم هاجز، کیتی شیمرت و کارن کیلیلیمیک تبدیل شدهاند. در همین دوران، مومنتا به عنوان یک سازمان غیرانتفاعی ثبت شد و کمکهای مالی از شورای هنر پنسیلوانیا و بودجه اختصاصی سناتور وینسنت فومو را دریافت کرد. با این حال، بار مالی و زمان زیادی که برای اداره سازمان لازم بود، در نهایت منجر به انحلال مومنتا در سال ۱۹۹۰ شد.
مهاجرت به شهر نیویورک
اریک هیست، یکی از بنیانگذاران مومنتا، برای تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه هانتر در شهر نیویورک نقل مکان کرد. او در آنجا با هنرمند ویدیوآرت، لورا پارنز آشنا شد و این دو شروع به سازماندهی نمایشگاههایی در نیویورک کردند. در سال ۱۹۹۲، جامعه گالریداران در حال ترک سوهو و رفتن به چلسی بودند؛ در نتیجه، فضاهای لفت بزرگی در سوهو خالی ماند و برای اجارههای موقت در دسترس قرار گرفت. در آن زمان، هنرمند کنی شاکر در حال برگزاری نمایشگاههای موقت در سوهو بود و این موضوع، هیست و پارنز را به اقدامی مشابه ترغیب کرد. آنها فضایی به وسعت ۵۰۰۰ فوت مربع در طبقه دوم سوهو پیدا کردند که اجارهاش ماهی ۲۰۰۰ دلار بود. برای تامین هزینه یک نمایشگاه، آنها پاکتهای نامه مانیل دستیچاپی را پر کردند که درون هر کدام چندین اثر هنری از هنرمندان مختلف قرار داشت. آنها با رفتن درِ به درِ، این پاکتها را به قیمت ۳۰ دلار به گالریهای سوهو فروختند. این کار کمکهزینه فضای نمایشگاه و رویداد «هنر دفاع شخصی و انتقام... واقعاً سخت است» را تامین کرد؛ نمایشگاهی که آثار همان هنرمندان شرکتکننده در مجموعه پاکتها را به نمایش میگذاشت. در این نمایشگاه، کلیشههای قدرت و انفعال با جدا کردن آثار هنرمندان زن و مرد به چالش کشیده شد. منتقدان برجستهای چون مایکل کیملمن و جری سالتز از این نمایشگاه بازدید کردند و سالتز نقدی دلگرمکننده درباره آن در مجله آرت این امریکا نوشت. در سال ۱۹۹۴، هیست و پارنز فضایی در کنار گالری براوین لی در خیابان مرسر اجاره کردند. نمایشگاه «بله هستم، نه نیستم» شامل آثار هنرمندانی چون متیو بندیکت، کارا هموند و نایف یحیی بود و بر مفهوم هویتهای ساختهشده تمرکز داشت.
دوره ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۶
در مارس ۱۹۹۵، گالری مومنتا آرت در فضایی دائمی در محله ویلیامزبرگ بروکلین افتتاح شد. آنها قرارداد اجاره ۱۰ سالهای برای فضایی به وسعت ۴۰۰۰ فوت مربع در خیابان بری شماره ۷۲ امضا کردند؛ محلی که در مجاورت سایر گالریهای نوظهور قرار داشت. این فضا شامل دو سالن کوچک نمایشگاهی و همچنین استودیوهای هنرمندان بود که با قیمتی کمتر از بازار عرضه میشدند. در طول دهه بعد، هنرمندانی چون ریکو گتسون، وانگی موتو و آدام هنری به این جامعه پیوستند.
در این دوران، مومنتا آرت خود را به عنوان یکی از گالریهای محوری صحنه هنر ویلیامزبرگ تثبیت کرد و با گالریهای منهتن و موزه بروکلین همایشهای موفقی برگزار کرد. گالری برای تکمیل نمایشگاههایش، خبرنامهای منتشر کرد که جزئیات آثار هنرمندان را شرح میداد؛ همچنین یک کاتالوگ سالانه از مهمترین رویدادهای گالری ارائه میکرد. این خبرنامه حاوی نقشهای راهنما از فضاهای هنری اطراف بود و اطلاعات مفیدی برای کسانی که با جامعه هنری ویلیامزبرگ آشنایی نداشتند، فراهم میکرد.
پارنز و هیست به عنوان مدیران مشترک، به خاطر نمایشگاههای گروهی خیریهشان در وایت کالمنز و سایر مکانها شناخته شدند؛ جایی که آثار اهدایی هنرمندان نامدار در میان دارندگان بلیت قرعهکشی میشد. مایکل واگ در سال ۲۰۰۰ به تیم مدیریت اضافه شد و با راهنمایی او، یک کتابخانه ویدیویی عمومی در گالری دایر شد. وقتی پارنز در سال ۲۰۰۴ از مدیریت کنارهگیری کرد، واگ جایگزین او شد و پارنز به ریاست هیئتمدیره رسید.
هنرمندان دیگری که آثارشان در این مکان به نمایش درآمد شامل هوما بهابا، دریک آدامز و سیمون لی بودند. نمایشگاه گروهی «کافیست درباره من» که هنرمند دب کاس آن را سازماندهی کرده بود، آثار ادریان پایپر و سیندی شرمن را نشان میداد. نمایشگاه «پدر پرستی پاپ» به سخرهگیری از بهرهکشی تجاری از یازدهم سپتامبر میپرداخت و رویداد «بدون بازگشت» به بررسی سیستمهای چرخشی اقتصاد و پسماند میپرداخت که هنر و تجارت را به هم پیوند میزد.
دوره ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۱
در سال ۲۰۰۶، مومنتا آرت به فضایی بزرگتر در خیابان بدفورد شماره ۳۵۹ نقل مکان کرد. در این دوره، گالری با نمایشگاههایی چون «بوسه هوا» (۲۰۰۷) که به بیگانگی و نابرابریها در دنیای هنر میپرداخت، و «پروژه استرداد» (۲۰۰۷) که ربودنهای پنهان و تحویل مظنونان به تروریسم در دوره بوش را بررسی میکرد، توجه زیادی از صحنه هنر جلب کرد. با این حال، اقامت مومنتا در بدفورد طولانی نبود. تغییرات جمعیتی و بازار املاک در ویلیامزبرگ، هیست و واگ را بر آن داشت تا این بار به محله بوشویک بروکلین بروند؛ جایی که فضایی بیش از ۴۰۰۰ فوت مربع با امکانات بهتر برای هنرمندان و نمایشگاهها در دسترس بود.
از ۲۰۱۱ تا تعطیلی
نخستین نمایشگاه مومنتا در بوشویک خیابان بوگارت شماره ۵۶، آثار عکاسی جی. پاسیلا و پیتر اسکات را در فضایی خام و نیمهساخته به نمایش گذاشت. در تصمیمی کیوریتوریال که بازتابدهنده ماهیت موقتی شرایط و چرخه توسعه محلات بود، مومنتا «پینهای را مستقیماً از روی چاپها عبور داد و آنها را بدون قاب به دیوار چسباند.» با تامین بودجه از صندوق ملی هنرها و شورای هنر ایالت نیویورک، برنامههای فضای جدید شامل گسترش پروژه کتابخانه ویدیویی بود. این کتابخانه صدها اثر هنری از دهها هنرمند را در خود جای داده بود و از طریق یک پایگاه داده قابل جستجو روی مانیتورهای لمسی در گالری، به طور دائمی در دسترس عموم قرار میگرفت.
با اختصاص ۲۷۰۰ فوت مربع به گالری و کتابخانه، بقیه مجتمع به استودیوهای هنری و انبار تقسیم شد تا در نهایت امکاناتی برای اقامت هنرمندان فراهم کند. نمایشگاههای مومنتا در این دوره اغلب به نقد ماشینآلات دنیای هنر و بازارهای هنری میپرداختند و همچنان بر هنرمندان جوامع کمتر نماینده تمرکز داشتند. نمایشگاه «بولیوی وجود دارد» (۲۰۱۳-۱۴) هنرمندان بولیویایی را گرد هم آورد تا به تاریخ دردناک دیکتاتوری نظامی و نئولیبرالیسم در کشورشان پاسخ دهند. رویداد «اشغال موزهها» (۲۰۱۲) پرسشهایی درباره اقتصاد سیاسی نهادهای هنری مطرح کرد و نمایشگاه انفرادی ژاکلین هوآنگ نگوین به نقد نژادپرستی پنهان و بهرهکشی اقتصادی زیر پوشش ادبیات چندفرهنگی پرداخت. با این حال، کاهش پای مالی پس از بحران مالی ۲۰۰۸، مومنتا آرت را به سازمانی از نظر مالی ناپایدار تبدیل کرد. سرانجام، یک نمایشگاه مروری ۳۰ ساله سازماندهی شد و مومنتا آرت فعالیتهای خود را در ۳۰ اکتبر ۲۰۱۶ با رویداد «خلاصه: سی سال هنر مومنتا» برای همیشه به پایان رساند.