راهبردهای واکسیناسیون هدفمند، رویکردهایی هستند که برای افزایش سطح ایمنسازی جمعیت و کاهش احتمال شیوع همهگیریها طراحی شدهاند. این استراتژیها، که اغلب در حوزه بهداشت و درمان برای پیشگیری از شیوع بیماریهای بیولوژیکی به کار میروند، به طور کلی به طرحهای ایمنسازی در شبکههای پیچیده، چه بیولوژیکی، اجتماعی یا مصنوعی، اشاره دارند. شناسایی گروهها و افراد در معرض خطر که احتمال بیشتری برای انتشار بیماری دارند، اغلب نقش مهمی در این راهبردها ایفا میکند، زیرا واکسیناسیون هدفمند در گروههای پرخطر برای تلاشهای مؤثر ریشهکنی ضروری است و بازده سرمایهگذاری بالاتری نسبت به واکسیناسیون گروههای بزرگتر اما کمخطرتر دارد.
پیشینه
موفقیت واکسنها در پیشگیری از شیوع گسترده بیماریها به سازوکار ایمنی جمعی (Herd Immunity) یا ایمنی جامعه متکی است، که در آن ایمنسازی افراد نه تنها از خود فرد، بلکه از کل جامعه نیز محافظت میکند. در موارد بیماریهای واگیردار بیولوژیکی مانند آنفولانزا، سرخک و آبله مرغان، ایمنسازی تعداد قابل توجهی از جامعه میتواند محافظتی را برای اعضایی که قادر به واکسینه شدن نیستند (مانند نوزادان، زنان باردار و افراد دارای نقص ایمنی) فراهم کند. با این حال، اغلب این برنامههای واکسیناسیون برای ایجاد ایمنی جمعی به واکسیناسیون اکثریت جمعیت نیاز دارند. برخی برنامههای واکسیناسیون موفق منجر به ریشهکن شدن بیماریهای عفونی مانند آبله و تب برفکی، و نزدیک شدن به ریشهکن شدن فلج اطفال شدهاند که پیش از نیمه دوم قرن بیستم جهان را درگیر کرده بود.
راهبردهای مبتنی بر شبکه
اخیراً، محققان به بهرهبرداری از ویژگیهای اتصال شبکه برای درک بهتر و طراحی راهبردهای واکسیناسیون جهت پیشگیری از شیوع بیماریهای همهگیر پرداختهاند. نشان داده شده است که بسیاری از شبکههای واقعی مانند اینترنت، وب جهانگستر و حتی شبکههای تماس جنسی، شبکههای بدون مقیاس (Scale-Free Networks) هستند و توزیع توان-قانونی (Power-Law Distribution) را برای توزیع درجه (Degree Distribution) نشان میدهند. در شبکههای بزرگ، این امر منجر به این میشود که اکثریت گرهها (افراد در شبکههای اجتماعی) اتصالات کمی یا درجه پایین (k) داشته باشند، در حالی که تعداد کمی "هاب" (Hub) اتصالات بسیار بیشتری نسبت به میانگین (
نمونهها
یک رویکرد رایج برای مطالعات واکسیناسیون هدفمند در شبکههای بدون مقیاس، هدفگیری گرههای با بالاترین درجه برای واکسیناسیون است. این گرهها بیشترین اتصالات را در شبکه دارند و در صورت آلودگی، احتمال بیشتری برای انتشار عفونت دارند. واکسینه کردن این بخش از شبکه میتواند تأثیر بیماری را بر شبکه به شدت کاهش دهد و نیاز به واکسینه کردن تعداد بسیار کمتری از گرهها در مقایسه با انتخاب تصادفی گرهها دارد. با این حال، این راهبرد به دانستن ساختار جهانی شبکه متکی است که ممکن است همیشه عملی نباشد.
یک معیار مرکزیتی اخیر، مرکزیت بقا (Percolation Centrality)، که توسط پیرآوینان و همکاران معرفی شده است، به ویژه در شناسایی گرهها برای واکسیناسیون بر اساس توپولوژی شبکه مفید است. برخلاف درجه گره که تنها به توپولوژی بستگی دارد، مرکزیت بقا اهمیت توپولوژیکی یک گره و همچنین فاصله آن از گرههای آلوده را در تعیین اهمیت کلی آن در نظر میگیرد. پیرآوینان و همکاران نشان دادهاند که واکسیناسیون مبتنی بر مرکزیت بقا به ویژه زمانی مؤثر است که نسبت افراد آلوده شده در همان مقیاس تعداد افرادی باشد که قبل از گسترش بیشتر بیماری میتوانند واکسینه شوند. اگر گسترش عفونت در مراحل اولیه باشد، آنگاه واکسیناسیون حلقوی اطراف منبع عفونت مؤثرترین است، در حالی که اگر نسبت افراد آلوده شده بسیار بیشتر از تعداد افرادی باشد که به سرعت میتوانند واکسینه شوند، آنگاه واکسیناسیون فقط به افراد واکسینه شده کمک میکند و ایمنی جمعی حاصل نمیشود. واکسیناسیون مبتنی بر مرکزیت بقا در سناریوی بحرانی که عفونت بیش از حد گسترش یافته تا کاملاً توسط واکسیناسیون حلقوی احاطه شود، اما نه آنقدر گسترده که توسط واکسیناسیون استراتژیک مهار نشود، مؤثرترین است. با این حال، مرکزیت بقا نیز برای محاسبه به توپولوژی کامل شبکه نیاز دارد و بنابراین در سطوح بالاتری از انتزاع (به عنوان مثال، شبکههای شهرها به جای شبکههای اجتماعی افراد) که توپولوژی شبکه مربوطه راحتتر به دست میآید، مفیدتر است.
افزایش پوشش واکسیناسیون
میلیونها کودک در سراسر جهان تمام واکسنهای روتین را طبق برنامه ملی خود دریافت نمیکنند. از آنجایی که واکسیناسیون یک استراتژی قدرتمند برای بهبود بقای کودک است، تعیین اینکه کدام راهبردها برای افزایش پوشش بهترین کارایی را دارند، اهمیت دارد. یک بررسی کاکرین اثربخشی راهبردهای مداخلهای را برای تقویت و حفظ پوشش بالای واکسیناسیون کودکان در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط ارزیابی کرده است. چهارده کارآزمایی گنجانده شد، اما بیشتر شواهد کیفیت پایینی داشت. ارائه اطلاعات در مورد واکسیناسیون به والدین و سایر اعضای جامعه، آموزش بهداشت در مراکز درمانی همراه با کارتهای یادآوری واکسیناسیون بازطراحی شده، واکسیناسیون منظم خارج از نوبت با و بدون مشوقهای خانگی، بازدیدهای خانگی، و ادغام واکسیناسیون با سایر خدمات ممکن است پوشش واکسیناسیون کودکان را در کشورهای کمدرآمد و با درآمد متوسط بهبود بخشد.