کلیسای سنت والفردوس، بنایی مذهبی و تاریخی در شهر بیدوم هلند، به قدیس والفردوس اختصاص دارد و بنای اولیه آن به حدود سال ۱۰۵۰ میلادی بازمیگردد. این کلیسا روزگاری بخشی از یک مجموعه زیارتی مهم بود و امروز بهویژه با برج کج و لایههای معماری رومانسک و گوتیک خود شناخته میشود.
زمینه تاریخی
زمانی که بیدوم بهخاطر مزارهای شهیدان والفردوس و رادفردوس به مقصدی برای زائران تبدیل شد، دو کلیسا در این منطقه ساخته شد. این بناها در آغاز چوبی بودند، اما بعدها با سنگ و آجر بازسازی شدند. کلیسای سنت والفردوس نیز بهمرور و تا سده شانزدهم، بهدلیل جایگاه منطقهایاش بهعنوان کلیسایی زیارتی، گسترش و بازآرایی پیدا کرد.
از کلیسای کوچک رادفردوس امروز هیچ اثری روی زمین باقی نمانده است. خود کلیسای سنت والفردوس نیز پس از کاهش رونق زیارتها از سده شانزدهم به بعد، دوران سختی را پشت سر گذاشت و بخشهای زیادی از آن از میان رفت.
جزئیات معماری
ساختوساز در حدود سال ۱۰۵۰ با طراحی یک باسیلیکای صلیبیشکل سهکشتی به سبک رومانسک آغاز شد و در سده دوازدهم به پایان رسید. از آن کلیسای نخستین، امروز تنها برج باقی مانده است. رد طاقها نشان میدهد برج در ابتدا بخشی از یک وستورک کوچک، یعنی بخش غربیِ برجدار کلیسا، بوده و فضاهایی در دو سوی آن قرار داشتهاند؛ اما این فضاها مدت زیادی پس از آن تخریب شدند.
برج کلیسا به جلو خم شده و از این نظر از همه برجهای دیگر هلند پیشی گرفته است. برخی کارشناسان معتقدند پس از مرمتهای انجامشده روی برج پیزا، شیب برج سنت والفردوس حتی از آن بیشتر است.
از شبستان اصلیِ بنای اولیه، تنها چند ستون و تکهای کوچک از دیوار باقی مانده است. در حدود سال ۱۴۸۴، کلیسا گسترش یافت و به کلیسایی تالاری با دو کشتی تبدیل شد. راهروی جنوبی با راهروی تازهای به سبک گوتیک جایگزین شد که هماندازه شبستان اصلی بود. بازوی عرضی جنوبی نیز به همین سبک بازسازی شد و کاملاً در راهروی جنوبی ادغام شد.
در ضلع شمالی، یا راهروی کوتاهتری افزوده شد یا مجموعهای از نمازخانههای کوچک؛ امروز هنوز رد یک بازوی عرضی ناتمام در آن قابل تشخیص است. در دهههای نخست سده شانزدهم، محرابخانهای گوتیک با دالان پیرامونی ساخته شد تا پاسخگوی نیازهای هیئت روحانیون کلیسا باشد؛ اما این بخش حدود سال ۱۶۰۰ به دست پروتستانها تخریب شد. در همان دوره، دیوارهای بازوی عرضی شمالی کوتاهتر و تا حدی دوباره ساخته شد و بعدها تمام دیوار شمالی بازسازی شد.
برج، نشست زمین و مرمتها
نشست و خمیدگی برج سالها یکی از چالشهای اصلی این بنا بوده است. در سده هفدهم پشتبندهایی به آن افزوده شد؛ این پشتبندها حدود سال ۱۸۰۰ نیاز به جایگزینی پیدا کردند و در دهه ۱۸۵۰ دوباره تخریب شدند.
در بازسازی سالهای ۱۹۵۳ تا ۱۹۵۸، با افزودن یک وزنه تعادلی زیرزمینی، راهحل پایدارتری برای کنترل نشست برج پیدا شد. همان بازسازی بام لوزیشکل کنونی برج را نیز به همراه داشت؛ بامی که جایگزین سقف تختی شد که از زمان آتشسوزی سال ۱۹۱۱ و نابودی نوک برج، روی آن قرار گرفته بود.