معرفی شوپرونبانفالوا
شوپرونبانفالوا که با نام کوتاه بانفالوا نیز شناخته میشود، از سال ۱۹۵۰ بخشی از شهر شوپرون در مجارستان است. این محله در غرب مرکز شهر و در دامنه شمالشرقی کوههای شوپرون قرار دارد و از کنار جادهای میگذرد که شوپرون را به برنبرگبانیا متصل میکند.
برای مردم محلی، این منطقه بیشتر با عنوان کِرتواروش شناخته میشود؛ واژهای مجاری به معنای «شهر باغی» یا «محله باغشهری». همین نام، تصویری روشن از فضای سبز و آرام این بخش از شوپرون ارائه میدهد.
تاریخچه
پس از پیمان تریانون در سال ۱۹۲۰، قرار بود شهر شوپرون و مناطق اطراف آن در غرب پادشاهی مجارستان به اتریش واگذار شود. اما ناآرامیهای سال ۱۹۲۱ در این منطقه به برگزاری همهپرسی انجامید و در پایان، ۶۵٫۰۸ درصد رأیدهندگان به پیوستن به مجارستان رأی دادند. متفقین نتیجه این همهپرسی را پذیرفتند و شوپرون به همراه هشت روستای اطراف، از جمله شوپرونبانفالوا، در خاک مجارستان باقی ماند.
از آغاز سده بیستم، گسترش شهر شوپرون و روستای شوپرونبانفالوا به تدریج به سمت یکدیگر پیش رفت. پس از الحاق رسمی این روستا به شهر در سال ۱۹۵۰، محدودههای شهری و روستایی در عمل در هم ادغام شدند.
پیش از سال ۱۹۴۵، روستای شوپرونبانفالوا ۳٬۳۰۴ نفر جمعیت داشت و بیشتر ساکنان آن را آلمانیتبارها تشکیل میدادند. پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از آلمانیتبارها از منطقه اخراج شدند و جمعیت آن به حدود ۷۰۰ نفر کاهش یافت. یکی از دلایل این جابهجایی اجباری، تلاش برای تثبیت و ایمنسازی مرز مجارستان با اتریش بود.
صومعه پائولینی-کارملیتی
صومعه شوپرونبانفالوا امروز به هتلی تاریخی تبدیل شده است. این بنا بر پایههایی از دوره قرون وسطی استوار است و در جنوبغربی شهر شوپرون، در محدوده شوپرونبانفالوا، قرار دارد. کوههای پوشیده از جنگل شوپرون و گورستان قهرمانان شوپرونبانفالوا در نزدیکی همین صومعه قرار دارند.
راهبههای کارملیتی در سال ۱۸۹۲ به این صومعه آمدند و تا سال ۱۹۵۰ در آن حضور داشتند. در این دوره، بازسازیها و نوسازیهای گستردهای انجام شد. یکی از بخشهای مهم این کارها، افزودن نقاشیهای جدید به کلیسا بود که اجرای آن به نقاش زولتان باستی سپرده شد.
باستی در این کلیسا صحنهها و شخصیتهای گوناگون کتاب مقدس را به تصویر کشید؛ از جمله نگارههایی از باسیلیکای سنت پیتر در رم، باسیلیکای استرگوم و اسقف ویلموش آپور. آپور در سال ۱۹۴۵، در جریان محاصره گیور کشته شد. او از تحویل زنانی که به محل اقامتش پناه آورده بودند به نیروهای شوروی خودداری کرد و در درگیری با یک سرباز شوروی زخمی شد و جان باخت. برادرزاده ۱۷ ساله اسقف نیز برای محافظت از عمویش به جلو پرید و سه گلوله خورد؛ خود اسقف نیز با سه گلوله هدف قرار گرفت.
در آغاز دوران استالینیستی راکوشی، دورانی که جامعه را در ترس و سرکوب سیاسی فرو برده بود، کشیدن نگارهای از آپور بهخودیخود نشانه شجاعتی قابل توجه بود. اما هنرمند فقط به همین اکتفا نکرد. در بخش بالایی کلیسا، پیروزی میکائیل، فرشته مقرب، بر شیطان به تصویر کشیده شده و چهره شکستخورده شیطان از چهره ژوزف استالین، رهبر شوروی، الهام گرفته شده است.
آتیلا نِمِت، کشیش محلی کلیسا، در گفتوگو با امتیآی گفت: «او بیشک مردی شجاع بود. در آن زمان، چنین کاری میتوانست مجازات سنگینی به همراه داشته باشد. کافی است شاعران شوروی را به یاد بیاورید که درباره استالین شعرهای طنز مینوشتند؛ بیشترشان یا اعدام شدند یا به سیبری تبعید رفتند. راز نهفته در کار این نقاشِ اهل ناحیه تاریخی مجارستان علیا را تنها چند نفر میدانستند. البته کشیش وقت، ایستوان ناگی، که سفارش این آثار را داده بود هم احتمالاً در میان آن چند نفر بود. افزون بر این، هنرمند چهرهها را با زیرکی پنهان کرده بود: در چند صحنه نمادین دیگر که هنوز روی دیوارها دیده میشوند، چهره هموطنانش در همان روستا را جاودانه کرده است.»
بیشتر بخوانید
برای شناخت زمینه سیاسی این رویدادها، «همهپرسی ۱۹۲۱ شوپرون» یکی از مهمترین موضوعات مرتبط با تاریخ این منطقه است.