زندگی اولیه
سوفی داوز (۲۹ سپتامبر ۱۷۹۰ – ۱۵ دسامبر ۱۸۴۰) که با ازدواج لقب بارونِس دو فوشِر را یافت، معشوقه انگلیسی لویی آنری دوم، شاهزاده کُنده بود. او در سال ۱۷۹۰ در سنت هلنز جزیره وایت متولد شد. پدرش ریچارد داوز (یا داو)، ماهیگیر و قاچاقچی بود و مادرش جین کالاوِی را احتمالاً هرگز به رسمیت نکاح درنیاورده بود. در محل تولدش پلاکی آبی نصب شده که حکایت از تولد دختر یک ماهیگیر و قاچاقچی در سال ۱۷۹۲ دارد.
سوفی یکی از ده فرزند خانواده بود که تنها چهار تن از آنها بزرگ شدند. در سال ۱۷۹۶، تمام خانواده به کارگاه بیکاران نیوپورت رفتند و سوفی نه سال در آنجا ماند. پس از کار کوتاهی نزد یک کشاورز محلی، به عنوان خدمتکار در پورتسموث مشغول به کار شد. سپس راهی لندن شد؛ جایی که فریب خورد و در فقر شدیدی غرق گردید. یک افسر ارتش او را به عنوان معشوقه برگزید و پس از جدایی، حقوق سالانه ۵۰ پوندی برایش مقرر کرد. سوفی این حقوق را فروخت و در سال ۱۸۰۹ خود را به مدرسهای در چلسی سپرد.
سوفی بعداً در فاحشهخانه مجلل پیکادلی به خدمتگری پرداخت. خدمتکار دوک تبعیدی بوربون (که بعداً لویی آنری، شاهزاده کُنده شد)، توجه اربابش را به سوفی جلب کرد. در سال ۱۸۱۱، دوک خانهای در خیابان گلاستر برای سوفی و مادرش خرید و سوفی به معشوقه او تبدیل شد. سوفی در آنجا به تحصیل پرداخت، زبانهای نوین را آموخت و گزنفون و پلوتارک را به زبان یونانی خواند؛ گواه این مهارتها، دفترهای تمرین بهجامانده اوست.
صعود و ازدواج
پس از سقوط ناپلئون، کُنده سوفی را به پاریس برد. برای جلوگیری از رسوایی و پذیرش او در دربار، در سال ۱۸۱۸ او را به عقد ادریان ویکتور دو فوشِر، سرهنگ دوم فرمانده هنگ ششم گارد سلطنتی، درآورد. آنها ابتدا در ۶ اوت ۱۸۱۸ در کلیسای انگلستان و سپس در ۲۶ اوت در مراسم کاتولیک رومی پاریس ازدواج کردند و دوک ۷۲ هزار فرانک به آنها بخشید. از آنجا که در پروندههای غسل تعمید سنت هلنز نامی از سوفی نبود، او در سال ۱۸۱۷ غسل تعمید بزرگسالان دریافت کرد و سه سال از سنش کاست. برای مجوز ازدواج، خود را بیوه معرفی کرد و در قرارداد ازدواج، دختر یک «ریچارد کلارک» و بیوه یک «ویلیام داوز» خواند. این دروغها بعدها برای وارثانش دردسرهای فراوانی ایجاد کرد.
علاوه بر مهریه، دوک، شوهر سوفی را یاور و بارون خود ساخت. بارونِس جدید، زنی زیبا و زیرک، در دربار لویی هجدهم به فردی تاثیرگذار تبدیل شد. با این حال، فوشِر سرانجام رابطه واقعی همسرش و کُنده را کشف کرد؛ همان کُندهای که به او گفته بود پدر سوفی است. فوشِر او را ترک کرد و در سال ۱۸۲۷ جدایی قانونیشان به رسمیت شناخته شد. پادشاه با شنیدن این رسوایی، سوفی را از دربار تبعید کرد و او را «فقط یک روسپی خیابانی بیمهارت» خواند. با این وجود، سوفی کُنده را متقاعد کرد تا در سال ۱۸۲۹ وصیتنامهای تنظیم کند و بخش عمده داراییاش (بیش از ۶۶ میلیون فرانک) را به دوک اومال، پسر چهارم لویی فیلیپ اورلئان، و دو میلیون فرانک معاف از مالیات را به «همراه وفادارش، بارونِس دو فوشِر» بخشد. کاخها و املاک بواسی، انگین، مونمورنسی، مورتفونتین، سنلوتاورنی و کاخ اکوئن نیز به سوفی رسید، به شرطی که کاخ اکوئن به پرورشگاه فرزندان سربازان ارتش کُنده تبدیل شود.
اتهام قتل و پایان مسیر
سوفی دوباره به قدرت رسید. شارل دهم او را در دربار پذیرفت، تالیران به دیدنش آمد، خواهرزادهاش با یک مارکی ازدواج کرد و برادرزادهاش بارون شد. کُنده که از التماسهای معشوقهاش خسته شده بود و پس از انقلاب ژوئیه و تبعید پادشاه دچار افسردگی شده بود، تصمیم گرفت مخفیانه فرانسه را ترک کند. در ۲۷ اوت ۱۸۳۰، جسد او را حلقآویز از پنجره یافتند. بارونِس متهم شد و تحقیقاتی آغاز گردید، اما به دلیل نبود شواهد کافی برای قتل، از پیگرد او معاف شد. شایعاتی پدید آمد که لویی فیلیپ، پادشاه جدید فرانسه، با سوفی در این جنایت همدست بوده است. بعدها در میان اشراف فرانسه شایعه شد که کُنده حین خفهسازی شهوانی جان باخته است.
بارونِس که مورد نفرت فرانسویها بود، به انگلستان بازگشت و در دسامبر ۱۸۴۰ درگذشت. او در خیابان کامبرلند شماره ۱۸۹ وستمینستر زندگی میکرد و در ۲۲ دسامبر در قبرستان کنسال گرین با نام «سوفیا داوز، بارونِس دو فوشِر دو شارلپون» به خاک سپرده شد. سن او هنگام مرگ ۵۰ سال اعلام شد.
در سال ۱۹۳۴، ماجرای زندگی او در کتاب رسوایی سوفی داوز اثر مارجوری بوون روایت شد.