پرونده کارت‌های تبریک راث در برابر یونایتد کارت

Roth Greeting Cards v. United Card Co.
📅 12 تیر 1405 📄 242 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

پرونده راث در برابر یونایتد کارت (۱۹۷۰) در دادگاه استیناف حوزه نهم آمریکا، معیار «مفهوم و حس کلی» را برای تعیین شباهت قابل توجه در نقض کپی‌رایت کارت‌های تبریک معرفی کرد. این پرونده به دلیل تأکید بر شباهت کلی اثر به جای تجزیه اجزا، به مرجع مهمی در حقوق کپی‌رایت تبدیل شد.

پرونده راث در برابر یونایتد کارت

پرونده راث در برابر یونایتد کارت (۱۹۷۰) در دادگاه استیناف حوزه نهم آمریکا، معیار «مفهوم و حس کلی» را برای تعیین شباهت قابل توجه در نقض کپی‌رایت کارت‌های تبریک معرفی کرد. این پرونده به دلیل تأکید بر شباهت کلی اثر به جای تجزیه اجزا، به مرجع مهمی در حقوق کپی‌رایت تبدیل شد.

پیشینه

شرکت راث، فعال در حوزه کارت‌های تبریک، ایده‌های خود را توسط نویسنده‌ای ایجاد می‌کرد و رئیس شرکت آن‌ها را بررسی می‌نمود. پس از تأیید، رئیس طرح اولیه‌ای از طراحی کارت همراه با یادداشت‌های هنری می‌کشید که توسط هنرمند شرکت توسعه می‌یافت. یونایتد کارت نیز رویکرد مشابهی داشت، اما در زمان ادعای نقض کپی‌رایت، نویسنده‌ای استخدام نکرده بود.

رأی دادگاه بدوی

راث، یونایتد را به نقض کپی‌رایت هفت کارت با پیام‌ها و طراحی‌های مشابه متهم کرد. دادگاه بدوی به نفع متهم رأی داد، زیرا راث ثبت کپی‌رایت را تکمیل نکرده بود و کلمات و تصاویر کارت‌های یونایتد را فاقد شباهت قابل توجه دانست.

رأی دادگاه استیناف

دادگاه استیناف، عدم تکمیل ثبت کپی‌رایت را بی‌تأثیر دانست، اما با رأی بدوی در مورد کلمات موافق بود. با این حال، تأکید کرد که ترکیب شخصیت‌ها، پیام، حال و هوا و چیدمان در کارت‌ها بسیار مشابه بود. دادگاه اعلام کرد که یک فرد عادی، کارت‌های یونایتد را کپی کارت‌های راث می‌داند.

نتیجه

این پرونده به الگوی استانداردی برای نقض کپی‌رایت بر اساس دسترسی به اثر اصلی و شباهت قابل توجه در مفهوم کلی تبدیل شد. پرونده‌های بعدی مانند هیل آمریکا در برابر جی‌اف‌آی (۱۹۹۹) و بی‌ام‌اس انترتینمنت در برابر بریجس (۲۰۰۵) از این معیار پیروی کردند.

جمع‌بندی

این پرونده نشان داد که در ارزیابی نقض کپی‌رایت، «مفهوم و حس کلی» اثر اهمیت بیشتری از اجزای منفرد دارد. دادگاه‌های بعدی از این معیار در پرونده‌هایی مانند همیل آمریکا در برابر جی‌اف‌آی (۱۹۹۹) و بی‌ام‌اس انترتینمنت در برابر بریجس (۲۰۰۵) پیروی کردند. این رویکرد، ارزیابی آثار خلاقانه را از نگاه یک فرد عادی انجام می‌دهد، نه کارشناس.