نظریه گزینه‌های مرتبط

Relevant alternatives theory
📅 27 خرداد 1405 📄 489 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

نظریه گزینه‌های مرتبط می‌گوید برای دانستن یک گزاره، لازم نیست همه احتمال‌های ناممکن را رد کنیم؛ فقط باید گزینه‌هایی را کنار بزنیم که در آن زمینه، واقعاً مرتبط‌اند.

مقدمه

نظریه گزینه‌های مرتبط، که به اختصار RAT نیز نامیده می‌شود، یکی از نظریه‌های معرفت‌شناسی درباره ماهیت دانستن است. بر پایه این دیدگاه، برای اینکه شخص گزاره‌ای مانند p را بداند، باید بتواند همه گزینه‌های مرتبط و رقیب آن گزاره را رد کند.

این نظریه بیش از همه با نام فرد درتسکی شناخته می‌شود. درتسکی می‌گوید دانستن یک گزاره صادق که شخص به آن باور دارد، مستلزم آن است که فرد بتواند در همان زمان، گزینه‌های مرتبط با آن گزاره را کنار بزند. او برای نشان دادن اهمیت این ایده، از مثال‌هایی استفاده می‌کند که رابطه میان معرفت، احتمال‌های رقیب و زمینه را روشن‌تر می‌سازد.

فرض کنید فرزندتان را به باغ‌وحش می‌برید. چند گورخر می‌بینید و وقتی فرزندتان می‌پرسد آن حیوانات چیستند، پاسخ می‌دهید: «گورخرند». آیا شما می‌دانید آن‌ها گورخرند؟ بیشتر ما بدون تردید پاسخ مثبت می‌دهیم. شکل گورخرها را می‌شناسیم؛ افزون بر این، در باغ‌وحش شهر هستیم و حیوانات در محوطه‌ای قرار دارند که روشن بر آن نوشته شده است: «گورخرها».

با این حال، گورخر بودن یک حیوان به‌طور منطقی یعنی آن حیوان قاطر نیست؛ به‌ویژه یعنی قاطری نیست که مسئولان باغ‌وحش آن را با حیله‌گری طوری آرایش کرده باشند که شبیه گورخر به نظر برسد. آیا شما می‌دانید این حیوانات، قاطرهای بدلی و هوشمندانه پنهان‌شده نیستند؟

طرفدار نظریه گزینه‌های مرتبط پاسخ می‌دهد که شما می‌دانید آن حیوانات گورخرند، به شرط آنکه گزینه‌های مرتبط، مانند احتمال قاطر بودن یا شیر بودن آن‌ها، رد شده باشند. اما احتمال‌های دیگر، مثل نقشه عجیب مسئولان باغ‌وحش برای پنهان کردن قاطرها زیر ظاهر گورخرها، در آن زمینه معمولاً مرتبط نیستند. پرسش اصلی اینجاست: چه چیزی یک گزینه را «مرتبط» می‌کند؟

رابطه نظریه گزینه‌های مرتبط با زمینه‌گرایی

جیسون استنلی استدلال کرده است که نظریه گزینه‌های مرتبطِ درتسکی، نقطه آغاز مهمی برای شکل‌گیری زمینه‌گرایی در معرفت‌شناسی بوده است. به باور او، کارهای بعدی آلون گلدمن و گیل استاین، با الهام از همین چارچوب، به توسعه این دیدگاه کمک کردند.

زمینه‌گرایی در معرفت‌شناسی بر این ایده تأکید دارد که معیارهای نسبت دادن معرفت به افراد، همیشه ثابت نیستند و ممکن است بسته به موقعیت گفت‌وگو، هدف بحث و سطح حساسیت زمینه تغییر کنند. نظریه گزینه‌های مرتبط نیز از همین جهت با زمینه‌گرایی هم‌سو می‌شود؛ زیرا تشخیص اینکه کدام گزینه‌ها باید رد شوند، به زمینه وابسته است.

نکته کلیدی

بر اساس نظریه گزینه‌های مرتبط، دانستن یک گزاره به معنای رد همه احتمال‌های خیالی و بعید نیست. بلکه معرفت زمانی حاصل می‌شود که فرد بتواند گزینه‌هایی را کنار بزند که در همان موقعیت، به‌طور معقول قابل توجه‌اند.

همچنین ببینید

  • زمینه‌گرایی در معرفت‌شناسی
  • معرفت‌شناسی

یادداشت‌ها

این مقاله مروری کوتاه بر نظریه گزینه‌های مرتبط، نسبت آن با زمینه‌گرایی و جایگاهش در معرفت‌شناسی معاصر ارائه می‌دهد.

منابع و مطالعه بیشتر

  • دِروز، کیت. ۱۹۹۲. «زمینه‌گرایی و نسبت‌های معرفت»، Philosophy and Phenomenological Research، ۵۲، صص. ۹۱۳ تا ۹۲۹.
  • درتسکی، فرد. ۱۹۷۰. «عملگرهای معرفتی»، The Journal of Philosophy، ۶۷، صص. ۱۰۰۷ تا ۱۰۲۳.
  • درتسکی، فرد. ۱۹۸۱. Knowledge and the Flow of Information، آکسفورد: بلکول.
  • استنلی، جیسون. ۲۰۰۵. Knowledge and Practical Interests، نیویورک: انتشارات دانشگاه آکسفورد.

پیوندهای بیرونی

  • «معرفت‌شناسی»، مقاله‌ای از ماتیاس استوپ در دانشنامه فلسفه استنفورد که نظریه گزینه‌های مرتبط را به‌ویژه در بخش ۵.۳ بررسی می‌کند.
  • «نظریه گزینه‌های مرتبطِ درتسکی»، معرفی کوتاهی از جیمز پرایر در دانشگاه پرینستون.

جمع‌بندی

نظریه گزینه‌های مرتبط نشان می‌دهد که معرفت، وابسته به زمینه ارزیابی است. به جای رد همه احتمال‌های دور و بعید، باید دید در موقعیت خاص کدام گزینه‌ها واقعاً جدی و مرتبط‌اند. همین نکته، نظریه را به زمینه‌گرایی در معرفت‌شناسی نزدیک می‌کند.