بقای نسبی یک بیماری، در تحلیل بقا، با تقسیم نرخ بقا پس از تشخیص بیماری بر نرخ بقا در جمعیت مشابه بدون آن بیماری محاسبه میشود. جمعیت مشابه شامل افرادی با سن و جنسیت مشابه بیماران است.
روشهای تحلیل بقا
در توصیف تجربه بقا، معمولاً از روش بقا کلی استفاده میشود که تخمینی از درصد افراد زنده در یک زمان مشخص ارائه میدهد. مشکل اندازهگیری بقا کلی با روشهایی مانند کاپلان-مایر این است که مرگومیر ناشی از بیماری مورد نظر و سایر عوامل را در بر میگیرد. بنابراین، تحلیل بقای خاص بیماری برای تمرکز بر مرگومیر ناشی از بیماری استفاده میشود.
تحلیل ریسکهای رقابتی
در این روش، گواهیهای فوت بررسی میشوند تا مرگومیر ناشی از بیماری مورد نظر از سایر عوامل جدا شود. با این حال، این روش به دلیل تفاوتهای کدگذاری در بیمارستانها و ثبت اطلاعات، چالشبرانگیز است.
نرخ خطر
بقای نسبی پیچیدهتر از تحلیل ریسکهای رقابتی است، اما به عنوان استاندارد طلایی در تحلیل بقای خاص بیماری شناخته میشود. این روش بر اساس دو نرخ است: نرخ خطر کلی در جمعیت بیمار و نرخ خطر زمینهای در جمعیت عمومی.
نرخ خطر اضافی = نرخ خطر کلی - نرخ خطر زمینهای
کاربرد در سرطان
بقای نسبی به ویژه در تحلیل دادههای ثبت سرطان استفاده میشود، زیرا کدگذاری علت مرگ در گواهیهای فوت دقیق نیست. بقای نسبی با مقایسه نرخ مرگومیر بیماران سرطانی با جمعیت عمومی، تأثیر مستقیم سرطان را ارزیابی میکند.
اپیدومیولوژی
در اپیدومیولوژی، بقای نسبی به عنوان نسبت بقا مشاهدهشده در جمعیت به نرخ بقا زمینهای تعریف میشود. این مفهوم مشابه تابع بقا کاپلان-مایر است، اما به صورت نسبی بیان میشود.
نرمافزارها
ابزارهایی مانند R و Stata با بستههایی نظیر cmprsk برای تحلیل بقای نسبی و ریسکهای رقابتی وجود دارند.