شورش شیخ احمد مدنی، یکی از وقایع مهم در منطقه گرمسیر ایران بود که از ژانویه ۱۷۳۰ آغاز شد. این شورش همزمان با بیرون رانده شدن افغانها از ایران صورت گرفت و تا زمان دستگیری شیخ احمد مدنی در مه ۱۷۳۴ ادامه یافت. با این حال، بقایای این شورش تا اواسط ژوئن ۱۷۳۴ به مبارزه ادامه دادند تا اینکه سرانجام سرکوب شدند.
ریشههای شورش
جرقه اولیه این شورش، پس از بازگرداندن صفویان به قدرت در اواخر سال ۱۷۲۹ زده شد. پس از اخراج افغانها از ایران، بسیاری از آنها به جای بازگشت طولانی به کرمان، به منطقه گرمسیر پناه بردند. در این میان، رهبران عرب سواحل جنوبی از این فرصت استفاده کرده و استقلال خود را اعلام نمودند و به افغانها پناه دادند. همچنین، مالیاتهای سنگین و غیرمنصفانه نیز یکی از عوامل اصلی این شورش بود. بسیاری از اعراب به شیخ احمد مدنی پیوستند و نیروهای ایرانی اعزام شده علیه او نتوانستند او را شکست دهند، زیرا فاقد نیروی دریایی کافی برای محاصره شورشیان بودند.
روند شورش و درگیریها
نامههای کمپانی هند شرقی هلند حاکی از آن است که شیخ احمد مدنی در مناطق بین لار و شیراز در حال جمعآوری مالیات بود. در پاییز سال ۱۷۳۰، محمدعلی خان توانست چندین بار شورشیان را شکست دهد. با این حال، محمدعلی خان هیچ تلاشی برای صلح نپذیرفت، زیرا قصد داشت شورش را به طور کامل پایان دهد. او در این امر ناکام ماند و پایگاه شیخ احمد مدنی همچنان امن باقی ماند. در اکتبر ۱۷۳۱، شیخ احمد مدنی دوباره لار را تصرف کرد و ارگ آنجا را محاصره نمود، اما مورد حمله قرار گرفت و شکست خورد. با وجود این شکست، شیخ احمد مدنی همچنان تهدیدی برای منطقه محسوب میشد.
در سال ۱۷۳۲، محمد خان بلوچ با حدود ۱۲ هزار نفر برای سرکوب شیخ احمد مدنی اعزام شد. اما او درگیر اختلافات خود با حاکم جهرم شد و اقدامی علیه شورشیان انجام نداد. در پاییز ۱۷۳۳، محمد خان بلوچ با کمک شیخ احمد مدنی علیه طهماسب قلی خان (نادرشاه) شورش کرد و این آخرین ضربه بود. نادرشاه با کمک نیروهای هلندی و انگلیسی به سوی شورشیان لشکر کشید. تا مه ۱۷۳۴، پایگاه شیخ احمد در مراغه سقوط کرد و خود او دستگیر شد. در اواسط ژوئن ۱۷۳۴، لشکرکشی علیه شیخ احمد مدنی پایان یافت. با این حال، برخی از بقایای شورشهای شیخ احمد مدنی و محمد خان بلوچ به جزیره کیش گریختند و برای مدت کوتاهی در برابر نیروهای صفوی مقاومت کردند.
پیشزمینه: لشکرکشیهای افغانها در لار و گرمسیر
پس از کنارهگیری سلطان حسین در ۲۳ اکتبر به نفع محمود هوتک، افغانها بخش زیادی از کشور را در کنترل نداشتند. آنها به تدریج موقعیت خود را در اطراف اصفهان با تصرف روستاها و شهرهای مهم در عراق عجم مستحکم کردند و سپس به سمت جنوب حرکت نمودند. در ۷ ژوئیه ۱۷۲۳، نیرویی از افغانها از اصفهان برای محاصره شیراز خارج شد. آنها ابتدا حاجی باقر، جنگسالار عرب که منطقه کمیشه را کنترل میکرد، سرکوب کردند و تا ۲۸ ژوئیه شیراز را محاصره نمودند. در ۱۴ آوریل ۱۷۲۴، شیراز سقوط کرد و به نیروهای افغان اجازه داد تا شهرهای بزرگتری را در جنوب تصرف کنند. در اواخر ژوئن ۱۷۲۴، لار توسط افغانها اشغال شد و در ۳ نوامبر، بندر عباس توسط نیرویی افغان از لار اشغال گردید. افغانها در طول اشغال ایران تنها قادر به کنترل شهرهای بزرگ بودند.
همانطور که ویلم فلور در کتاب خود «ظهور و سقوط نادرشاه: گزارشهای کمپانی هند شرقی هلند، ۱۷۳۰-۱۷۴۷» مینویسد:
«در دوره ۱۹۳۰-۱۷۲۶، افغانها قطعاً اربابان مطلق لارستان یا گرمسیر نبودند. در واقع، آنها تنها در جاهایی اطاعت میشدند که پادگان قوی داشتند یا زمانی که ارتشی برای سرکوب یک دهکده خاص میفرستادند. در اکتبر ۱۷۲۹، ندا خان، والی افغان لار، نتوانست سولغری را نابود کند، زیرا فاقد توپخانه مناسب بود. او همچنین در روستای گیست (؟) با مخالفت روبرو شد. ندا خان برای حمایت لجستیکی و نظامی خود به حاکمان کوچک محلی عرب سنی مذهب متکی بود.»
در ۳ ژوئن ۱۷۲۵، نیروهای طرفدار صفویه لار را بازپس گرفتند (اگرچه نیروهای افغان هنوز در نزدیکی بودند) و در ۱۰ ژوئن بندر عباس بازپس گرفته شد. در سال ۱۷۲۶، گسترش قلمرو شاهزاده صفوی، شاه احمد مرعشی، تهدیدی برای سلطه افغانها در منطقه بود. اما تا اواخر سال ۱۷۲۷، افغانها ضدحمله کردند. در ۲۰ دسامبر ۱۷۲۷، افغانها وارد بندر عباس شدند (شهری که از اکتبر ۱۷۲۷ تحت کنترل شاه احمد بود) و تا سپتامبر ۱۷۲۸، شورش سرکوب شد و او اعدام گردید. در ۱۶ دسامبر ۱۷۲۹، بندر عباس دوباره توسط نیروهای صفویه اشغال شد. اما چند روز بعد افغانها شهر را پس گرفتند. در ۹ ژانویه ۱۷۳۰، والی افغان بندر عباس به شیراز گریخت و نبرد زرقان در ۱۵ ژانویه ۱۷۳۰ تلاش افغانها را به طور کامل نابود کرد. گروههای مختلف افغان به لار گریختند در حالی که دیگران توسط روستاییان مناطق اطراف کشته شدند. قدرت افغانها کاملاً در هم شکسته بود و بسیاری به آغوش اعراب ساحلی خوشامدگو پناه بردند.