شعر آفریقایی دربرگیرنده تنوع گستردهای از سنتهای ادبی در ۵۵ کشور این قاره و روندهای در حال تحول در ژانرهای مختلف است. این حوزه بسیار پیچیده است؛ پیچیدگیای که بخشی از آن زاییده تنوع زبانی بومی آفریقا است، اما عامل اصلی آن، تأثیرات ویرانگر بردهداری و استعمار است. این رویداد تاریخی باعث شد تا زبانهای اروپایی نظیر انگلیسی، پرتغالی و فرانسوی، و همچنین نسخههای کریول یا پیجین این زبانها، در سراسر قاره توسط آفریقاییها تکلم و نوشته شوند.
جوزف آ. اوشی از دانشگاه اویو نیجریه در این باره میگوید:
شعر مکتوب مدرن آفریقا میراثی دوگانه دارد؛ پیش از استعمار و غربی. همانگونه که در بیشتر موقعیتهای پسااستعماری رایج است، گرایش نوشتههای ما باید بیشتر به سمت میراث ادبی پیش از استعمار آفریقا باشد؛ میراثی که در آوازها، مرثیهها، افسانهها، سرودهای مدحی و معماها نمود یافته است. در ذات خود، این هنر برای کل جامعه آفریده شده بود، نه برای گروهی اندک از آغازشدگان.
چشمانداز تاریخی
این دیدگاه، پویاییهای تاریخی، سیاسی و فرهنگی بومی را که شکلدهنده ادبیات مکتوب و شفاهی (یا به عبارتی «شفاهاخت») آفریقای گذشته و حال بودهاند، در بافت خود قرار میدهد. اگر ادبیات شفاهی آفریقا به جامعه و بستر اجتماعی وابسته است، میتوان گفت که این ادبیات «از دل سنت میروید و سنت را زنده نگه میدارد».
شعر کلامی و اجرایی امروزی با ابعاد چندگانه بیان خود — که دربرگیرنده آواز، روایت داستان، ریتم، قافیه، بیت، حرکت و رقص و همچنین فرمهای رسانهای نوین مانند ضبط دیجیتال، آهنگسازی و ویدیوپروجکشن است — را میتوان تحولی منطقی سنتهای شفاهی بومی باستانی دانست. از سال ۲۰۰۰ به اینسو، اینترنت نیز به عنوان کانال انتشار برای ترویج شعر مکتوب و اجرایی آفریقا پا به عرصه گذاشته است.
دوران پیش از استعمار
نمونههای فراوانی از ادبیات پیش از استعمار سراسر قاره را در بر میگیرد؛ از کتیبههایی که پادشاهان امپراتوریهای اتیوپی و غنا را ثبت کردهاند و افسانههای محبوب به زبانهای بومی متعدد، گرفته تا نسخههای خطی معروف تیمبوکتو در مالی که قدمت آنها به سدههای ۱۶ تا ۱۸ میلادی میرسد و موضوعات گستردهای چون نجوم، شعر، حقوق، تاریخ، دین، سیاست و فلسفه را پوشش میدهند. در قرون وسطی، دانشگاههای شمال آفریقا گنجینهای از ادبیات عربی و سواحلی را گرد آوردند.
شعر به عنوان یک هنر در بیشتر کشورهای آفریقایی فازهای مختلفی از تکامل را از دوران پیش از استعمار به دوران استعمار و سپس دوران پس از استعمار پشت سر گذاشته است. به عنوان نمونه، در دوران پیش از استعمار در نیجریه — پرجمعیتترین کشور آفریقا و کشوری چندقومیتی و چندزبانه — شعر به صورت مکتوب وجود نداشت.
«مرز باریکی میان شاعران و موسیقیدانان وجود داشت که شعر را در قالب موسیقی میآفریدند و اجرا میکردند. شاعران آن زمان آثار خود را در مراسم ختم و عروسی منتشر میکردند و مضامینشان بر ستایش فضایل و محکومیت رذایل جامعه تمرکز داشت.» آنتولوژی «دختران آفریقا» اثر مارگارت باسری در سال ۱۹۹۲ با گزیدهای از اشعار سنتی آفریقایی، از جمله سرودهای عاشقانه مصر باستان آغاز میشود.
دوران استعمار
در حالی که غرب از دوران استعمار و تجارت برده ثبتهایی از ادبیات آفریقا در دست دارد — بهویژه آثاری از آفریقاییها که از زبانهای غربی به عنوان رسانه بیان خود استفاده کردهاند — سنتهای شفاهی پرروند آن زمان، بهویژه اگر به زبان مادری بودند، از نظر ارزش هنری یا غنا و اهمیت محتوای خود مورد توجه قرار نمیگرفتند.
در پی تجارت برده در اقیانوس اطلس و مخالفتهای با آن، از دهه ۱۷۸۰ به بعد، مجموعهای شگفتانگیز و بیسابقه از متون — چه موافق و چه مخالف بردهداری — پدیدار شد: شعر، رمان، نمایشنامه، تاریخ، موعظه، سخنرانی، ستون روزنامه، نامه، سفرنامه، رساله پزشکی، اعلامیه، آوازها و کتابهای کودکان. نویسندگان آفریقایی این دوره، در کنار لغوگرایان و مدافعان، پرسشهایی درباره رابطه رمانتیسم بریتانیا با استعمار و بردهداری مطرح کردند.
مضامین آزادیخواهی، استقلال و نگریتود (سیاهگرایی) در میان آفریقاییهای ساکن قلمروهای تحت کنترل فرانسه، در اواخر دوره استعمار — میان پایان جنگ جهانی اول و استقلال کشورها — به ادبیات آفریقا راه یافت. لئوپولد سدار سنگور در سال ۱۹۴۸ نخستین آنتولوژی شعر فرانسویزبان نوشته شده توسط آفریقاییها را منتشر کرد. او یکی از رهبران جنبش نگریتود و رئیسجمهور آینده سنگال بود.
کفاش برای آزادی و دوران استقلال
رویدادهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی یک جامعه هستند که ادبیات آن را شکل میدهند. نویسنده کنیایی، انگوجی وا تیونگو، در مقاله «بازگشت به خانه» (۱۹۷۲) این موضع را کاملاً روشن میکند:
ادبیات در خلأ رشد نمیکند و توسعه نمییابد؛ بلکه توسط نیروهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی یک جامعه خاص، به آن انگیزه، شکل، جهت و حتی حوزه توجه داده میشود. رابطه میان ادبیات خلاق و سایر نیروها را نمیتوان نادیده گرفت، بهویژه در آفریقا، جایی که ادبیات مدرن در برابر پسزمینه خونین امپریالیسم اروپا و تجلیات در حال تغییر آن یعنی بردهداری، استعمار و نواستعمار رشد کرده است. فرهنگ ما در صد سال گذشته در برابر همان پسزمینه بازدارنده و کوتاهکننده رشد یافته است.
بسیاری از شاعران آفریقایی رنجهای فراوانی کشیدند و ناچار شدند برای مشارکت در مبارزات آزادیخواهی مردم خود، رسالت هنری خود را کنار بگذارند. کریستوفر اوکیگبو در جنگ داخلی دهه ۱۹۶۰ نیجریه کشته شد؛ مونگین والی سراته تحت قانون تروریسم ۱۹۶۷ آفریقای جنوبی بازداشت شد؛ هموطن او آرتور نوریه در سال ۱۹۷۰ در لندن خودکشی کرد؛ جک ماپانجه از مالاوی بدون هیچ اتهام و محاکمهای زندانی شد؛ و در سال ۱۹۹۵، کن سارو-ویوا در دار حکومت نظامی نیجریه جان باخت.
سم آوا از دپارتمان انگلیسی دانشگاه لاگوس اظهار میدارد: «علاوه بر این، ادبیات آفریقا ذاتاً اعتراضی است. این ادبیات واکنشی است به اشکال گوناگون بیعدالتیهایی که استعمارگران و پس از آنان، حاکمان پسااستعمار بر آفریقاییها تحمیل کردهاند.»
ادبیات آفریقایی پس از استعمار
برای درک هرگونه سیر تکاملی در شعرشناسی آفریقایی، باید از اهمیت اجتماعی-سیاسی بیان ادبی و ماهیت ایدئولوژیک نظریه ادبی آگاه بود.
بیشتر کشورهای آفریقایی در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ استقلال یافتند و با آزادی و افزایش سواد، ادبیات آفریقایی — چه به زبانهای انگلیسی، فرانسوی و پرتغالی و چه به زبانهای سنتی آفریقایی — از نظر کمیت و شناخت جهانی به شدت رشد کرد. علی مازروی و دیگران از هفت تعارض به عنوان مضامین نام میبرند: تقابل گذشته و حال آفریقا، سنت و مدرنیته، بومی و خارجی، فردگرایی و جامعه، سوسیالیسم و سرمایهداری، توسعه و خوداتکایی، و آفریقاییبودن و انسانیت. سایر مضامین این دوره شامل مشکلات اجتماعی نظیر فساد، نابرابریهای اقتصادی در کشورهای تازه استقلالیافته و حقوق و نقش زنان است. نویسندگان زن امروزه در ادبیات منتشر شده آفریقا حضور بسیار پررنگتری نسبت به پیش از استقلال دارند.
دونا سیمن درباره کتاب «هاینمان: شعر زنان آفریقایی» که توسط فرانک و استلا چیپاسولا ویرایش شده (۱۹۹۵) مینویسد:
ویراستاران این آنتولوژی فراموشنشدنی شعر — که خود شاعران زاده آفریقا هستند — آثاری از شاعران زن در ۱۸ کشور آفریقایی را از الجزایر تا سنگال، موریس و زیمبابوه گزینش کردهاند. قدیمیترین شعر این مجموعه، کتیبهای است که توسط ملکه هاتشپسوت مصر ترتیب یافته و نقطهای تاریخی را رقم میزند، در حالی که یک شاعر مدرن مصری، آندره شدید، با تعمقهای قدرتمند، بیآلایش و برانگیزانندهاش، وقار این مجموعه را تجسم بخشیده است. برخلاف ملکه هاتشپسوت، بیشتر زنان آفریقایی با استبداد، تبعیض جنسیتی و فقر دستوپنجه نرم میکنند و در سکوت و گمنامی رنج میکشند. شدید مینویسد: «اغلب از نقطهای بیمکان / داستانم را خفه میکنم / از گذشته تا آینده / افق را صرف میکنم.» برای بسیاری از این شاعران، جهان بهطرز ملامتباری بیرحم است و آنها استواری خود را در برابر آسیبپذیریشان با خویشتنداری پنهان میکنند.
در سال ۱۹۸۶، ووله شویینکا، نویسنده، شاعر و نمایشنامهنویس نیجریهای، نخستین نویسنده آفریقایی پس از استقلال شد که جایزه نوبل ادبیات را دریافت کرد.
شعر آفریقا امروز
از دهه ۱۹۶۰ به بعد، رویدادهای سیاسی، اقتصادی و فرهنگی شروع به شکلدهی به شعر آفریقا کردهاند. روزهای آنکه سایههای استعمار دغدغه پایانناپذیر شاعران آفریقایی بود، گذشته است. در شعر مدرن آفریقایی، آثاری که بر درمان و تطهیر کشور و خانوادهها تمرکز دارند، عرصه را تسخیر کردهاند. شاعران آفریقا با مسائل روبرو شدهاند به گونهای که نهتنها نشان میدهند فرهنگهای بومی چگونه توسط استانداردهای غربی جذب میشوند، بلکه محدودیتهای دیدگاه رهبرانشان را نیز آشکار میسازند. شاعران نوظهوری مانند تندای ام. شابا (اهل مالاوی) با فرمهای منحصربهفرد نوشتن و داستانگویی خود، در حال تغییر این چشمانداز هستند.
در ژانویه ۲۰۰۰، کنفرانس «برخلاف تمام پیشبینیها: زبانها و ادبیات آفریقایی در قرن ۲۱» — نخستین کنفرانس درباره زبانها و ادبیات آفریقایی که تا به آن زمان در خاک آفریقا برگزار میشد — با حضور شرکتکنندگانی از شرق، غرب، شمال و جنوب آفریقا و همچنین دیاسپورا و نویسندگان و پژوهشگرانی از سراسر جهان برگزار شد. نمایندگان وضعیت زبانهای آفریقایی در پژوهشهای ادبی، نشر و آموزش در آفریقا را بررسی کرده و زندهبودن زبانها و ادبیات آفریقایی را گرامی داشتند.
شاعر و ویراستار، کوامه داوز، صندوق کتاب شعر آفریقا را هدایت کرد و مجموعهای از کتابهای کوتاه را درباره صداهای نوظهور در آفریقا تولید کرد.
انتشار
طی دو دهه گذشته، علاوه بر مجموعههای انفرادی شعر نویسندگان آفریقایی و مجلات و نشریات ادبی شناختهشده، تعداد قابلتوجهی آنتولوژی از شعر آفریقا منتشر شده است که عمدتاً توسط انتشارات دانشگاهی در سراسر جهان و بهطور فزایندهای توسط پژوهشگران آفریقایی وابسته به این نهادها صورت میگیرد.
اونییی اوکونویه از دانشگاه اوبافمی آولوو در نیجریه، در مقاله خود با عنوان «پذیرش انتقادی شعر مدرن آفریقایی»، نشریاتی مانند «شعر مدرن آفریقا» (۱۹۶۳) و «کتاب شعر آفریقایی» (۱۹۶۹) را نقد میکند که «در سنتی عمل میکنند که در ادعای هویت آفریقایی برای آثاری که واقعاً تجربههای متنوع آفریقایی را بازتاب نمیدهند، ادعایی گزاف دارند».
در مقابل، آنتولوژیهای جدیدتر نهتنها تحول شعر آفریقایی را با عینیت و بینش بیشتری مستند میکنند، بلکه طیف رو به گسترشی از صداهای آفریقایی را روشن میسازند. این آثار تنوع فرهنگی، جنسیتی و نسلی بیشتر و گستره وسیعتری از مضامین، سبکها و ایدئولوژیها و همچنین چارچوببندی جایگزین این آثار را از طریق رویکردهای ویرایشی خود بازتاب میدهند.
چند آنتولوژی قابلتوجه از این دست عبارتند از: «شعر جدید آفریقایی» (چاپ پنجم در ۲۰۰۷)، «قرن جدید شعر آفریقای جنوبی» (ویرایش مایکل چاپمن، ۲۰۰۲)، «شاعران جدید آفریقای غربی» (ویرایش تیجان ام. صلاح، ۱۹۹۵)، «زبان فریبکار: آنتولوژی شعر ترجمهشده از آفریقا» (۲۰۰۷) و آثار مارک د بریتو. آثار نقد ادبی و بررسی دانشگاهی نیز برای درک و قدردانی از شعر آفریقا به همان اندازه اهمیت دارند؛ در این میان، کتابهای «ایدئولوژی و فرم در شعر آفریقایی» و «آمدن به خانه: اشعار آفریقا» نوشته امانوئل نگارا بهویژه سودمند هستند.
بسترهای آنلاین و شبکههایی که به نمایش شعر آفریقا میپردازند، مانند Poetry Web International، Badilisha Poetry Radio و International PEN نیز نقش مهمی در این نمایش جهانی شاعران آفریقایی ایفا میکنند؛ بسترهایی که هم به فرم مکتوب و هم کلامی، و هم به صداهای شناختهشده و نوظهور از قاره آفریقا جلوه میبخشند.