معرفی پتا لیلی
پتا لیلی (با نام تولد پتا ویلهلمینا گوتشالک)، هنرمند و نمایشساز مقیم لندن است که از چهرههای پیشگام و تأثیرگذار در شکلگیری جریان تئاتر فیزیکی دهه ۱۹۸۰ به شمار میرود. او بیشتر با اجراهای تکنفره، تولیدات تئاتر فیزیکی و کارگاههای آموزشیاش در حوزههای دلقکبازی، دلقک تاریک و مهارتهای نمایشی شناخته میشود.
ریشهها و آموزش
لیلی در بریزبن استرالیا زاده شد و تحصیلات خود را با گرایش نمایش در دانشگاه کوئینزلند به پایان رساند. پس از آن، دو سال و نیم در حوزه تبلیغات به عنوان نویسنده متن تبلیغات و کارگردان آگهیهای رادیویی فعالیت کرد. او پیش از عزیمت به انگلیس و اروپا، نقشهای اول متعددی را در تئاتر رپرتوار لا بویت بریزبن ایفا کرد.
در لندن، لیلی آموزش پانتومیم را در کنار دو هنرجوی دیگر؛ یعنی نقاش تسا شنایدمن و عروسکگردان کلودیا پریتزل پی گرفت. این سه نفر در نهایت نخستین گروه تمامزنانه پانتومیم بریتانیا را با نام شرکت پانتومیم سه زن تأسیس کردند. آنها این فرم هنری را بازآفرینی کرده و نگاه زنانهای به شخصیت کلاسیک «هرمردم» در پانتومیم افزودند.
لیلی به مدت سه سال همراه این گروه در بریتانیا و اروپا به روی صحنه رفت و نمایشهای پاشنه بلند و فولی برسرک را اجرا کرد. این گروه در جشنواره بینالمللی پانتومیم لندن نیز حضور یافت و حتی تصویر آنها روی جلد مجله تایم اوت قرار گرفت.
گروه سه زن زیر نظر استادانی چون سانکای جوکو، یوشی ایدا و در پاریس با تئاتر دو موومان به آموزش پرداخت. آنها در سال ۱۹۸۱ از میان معدود گروههای تئاتر فیزیکی انتخاب شدند تا در دوره ویژه تابستانی ژاک لکوک شرکت کنند. پس از آن، لیلی نزد فیلیپ گولیه، مونیک پانیو، کارلو بوسو از مکتب کمدیا دلارته و استاد یونگ کیم وا از اپرای کانتونیز به آموزش پرداخت. او همچنین کارگردانی را زیر نظر مایک آلفردز فرا گرفت و به عنوان کارگردان حرکت در نمایش عزیزان از دسترفته برای شرکت تئاتر کمبریج با آلفردز همکاری کرد.
مسیر حرفهای
تجربههای پیوسته لیلی با فرمهای مختلف نمایشی، منجر به خلق اجراهای تکنفره متعددی شد؛ برخی بیکلام و بسیاری همراه با متن. از جمله این آثار میتوان به قلب سرخ، هیروشیما عزیزم، از هیچ نمیترسم و وندی دارلینگ اشاره کرد. این اثر آخر، بازنویسی داستان پیتر پن اثر جی. ام. بری است که در سال ۱۹۸۸ موفق به دریافت جایزه فرینج اول شد.
او به همراه فیلیپ پلو، با نام گروه پتا لیلی و همکاران تورهایی با نمایشهای وفاداری پایین و التما! برگزار کرد. لیلی همچنین با دیوید گلاس برای خلق نمایش نهنگ، اقتباس از رمان موبیدیک ملویل، همکاری کرد. او در تولیدات گروه دیوید گلاس بازیگری کرد و به همراه نویسنده-بازیگر کلر داوی، تور نمایش همهجا عالی را برگزار نمود.
لیلی در سال ۱۹۹۹ با اجرای خودزندگینامهوار بدون پوشش به اجراهای تکنفره بازگشت. پس از آن نمایشهای پهلو (۲۰۰۲)، نیایش (۲۰۱۰) و کمربند پاکدامنی (۲۰۱۲) را به روی صحنه برد؛ اثری که به بررسی رابطه میان تمایلات زنانه و استقلال فردی میپردازد.
دلقک تاریک
لیلی مفهوم دلقک تاریک (تمرینها و نظریهپردازیهایش) را در سالیان دراز پژوهش عملی توسعه بخشید؛ او در پی خلق شخصیتها و گروههای دلقک با لبههای تیزتر، ملموستر و برقراری ارتباطی هیجانانگیزتر و چالشبرانگیزتر با مخاطب بود. او در این باره مینویسد:
در حالی که دلقک دماغقرمز گذشتهای ندارد و توانایی کارتونیِ بازگشت از زمین خوردنها، سیلیها و حوادث را داراست؛ دلقک تاریک همه چیز را دیده، همه چیز را حس میکند و هیچ انتخابی جز «فروش» درد خود برای سرگرمی ما ندارد. یکی شگفتی را تجربه میکند و دیگری به پرتگاه خیره شده است. مخاطب میخندد، اما در دل از خود میپرسد: «آیا واقعاً باید به این موضوع بخندم؟»
مفهوم «اجبار در اجرا» منجر به خلق نمایش هملت یا بمیر در سال ۲۰۰۱ (در باشگاه فرینج هنگکنگ) و اجرای خیرهکننده خدمتکاران در سال ۲۰۰۳ (با گروه تئاتر تریفوس در پرتغال) شد؛ جایی که «زندانیان» زن مجبور میشدند نمایش ژنه را برای مخاطبان زنده اجرا کنند.
لیلی به عنوان مشاور دلقک تاریک با گروهها و هنرمندانی نظیر جمی وو، آکروجو و جان-پل زاکارینی همکاری کرده است.
نوشتن
لیلی زیر نظر اپریل دی آنجلیس آموزش دید و نمایشنامه بلند سرزنش (۱۹۹۴) را نوشت که در فهرست نهایی جایزه وریتی بارگیت قرار گرفت. نمایشنامه دختر دربان او، روایتی از وقایع مکبث شکسپیر از نگاه زنانه طبقات پایین جامعه است که در تئاتر کاکپیت و همچنین در تور بریتانیا و آلمان روی صحنه رفت. تئاتر یونیتی لیورپول نیز از او سفارش نوشتن و کارگردانی نمایش پیشگوی تصادفی (۲۰۰۱) را داد. اشعار پویای درون متن کمربند پاکدامنی در حال تبدیل شدن به یک کتاب شعر هستند.