دشمن ما، دولت

Our Enemy, the State
📅 23 خرداد 1405 📄 780 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

کتاب «دشمن ما، دولت» اثر آلبرت جی ناک، نقدی بنیادین بر ماهیت اقتدارگرایانه دولت است. ناک میان «حکومت» مشروع و «دولت» ستمگر تفاوت قائل می‌شود و نشان می‌دهد که چگونه دولت با غصب قدرت اجتماعی، آزادی‌ها را می‌بلعد و هر بحرانی را بهانه‌ای برای انباشت قدرت خود قرار می‌دهد.

دشمن ما، دولت

کتاب دشمن ما، دولت شناخته‌شده‌ترین اثر آلبرت جی ناک، نویسنده لیبرتارین است و نقشی بنیادین در شکل‌گیری جنبش‌های لیبرتاریانیسم و محافظه‌کاری مدرن آمریکا ایفا کرده است. این کتاب که ابتدا به‌صورت مجموعه‌ای از سخنرانی‌ها در کالج بارد ارائه شد، در سال ۱۹۳۵ منتشر شد و در پی آن است که ریشه‌های آزادی آمریکا را واکاوی کند و ماهیت و مشروعیت دولت‌های اقتدارگرا را به پرسش بکشد. ناک میان چیزی که او «دولت» می‌نامد (همان‌طور که فرانتس اوپنهایمر در کتاب دولت توصیف کرده) و حکومت «مشروع» تفاوت قائل می‌شود؛ حکومت مشروع شامل خودحکومتی یا واگذاری توافقی تصمیم‌گیری به رهبرانی است که خود مردم انتخاب کرده‌اند.

میراث و تأثیرگذاری

این کتاب به‌عنوان اثری تأثیرگذار توسط طیف گسترده‌ای از متفکران محافظه‌کار و لیبرتارین و چهره‌های سیاسی، از جمله موری راتبارد، آین رند، باری گلدواتر، اچ. ال. منکن و ال. نیل اسمیت نام برده شده است.

این اثر به‌عنوان پایه‌ای کلیدی برای جنبش محافظه‌کاری مدرن آمریکا شناخته می‌شود؛ جنبشی که در واکنش به گسترش دولت در دوران نیو دیل شکل گرفت. با توجه به گسترش روزافزون دولت در سال‌های پس از آن، محافظه‌کاران این کتاب را به‌مرور زمان مرتبط‌تر و هشداردهنده‌تر یافته‌اند.

آیرا استول در استدلال خود مبنی بر اینکه جان اف. کندی در واقع محافظه‌کار بود، به داشتن کتاب‌های دشمن ما، دولت و انسان در برابر دولت (اثر هربرت اسپنسر، رهبر جنبش فردگرایی در قرن نوزدهم) توسط وی اشاره کرد.

خلاصه اندیشه‌ها

ناک در کتاب استدلال می‌کند که چیزی شبیه به جنبش محافظه‌کاری مدرن باید از آنچه او «باقیمانده» (The Remnant) نامید، شکل گیرد؛ یعنی آن دسته از افرادی که دولت را بار مخربی بر دوش جامعه می‌دانند.

ناک به‌طور مستقیم حکومت را هدف حمله قرار نمی‌دهد، بلکه «دولت» را نقد می‌کند؛ قدرتی که خود را حاکم به نام مردم می‌خواند، اما قدرت را از چنگ جامعه بیرون می‌کشد و به خودی جامعه لطمه می‌زند. او بیان می‌کند که گسترش دولت به بهای قدرت اجتماعی تمام می‌شود و نقش جامعه را تقلیل می‌دهد. ناک با رد همسان‌انگاری این دو، خاطره نشان می‌کند که ریشه‌های دولت‌های اقتدارگرا به جنگ‌سالاران فاتح و بارون‌های راهزن بازمی‌گردد.

ناک معتقد است که اساسنامه کنفدراسیون که پیش از قانون اساسی آمریکا وجود داشت، در واقع بر آن ارجحیت داشت و دلایلی که برای جایگزینی آن ارائه شد، صرفاً بهانه‌ای بود از سوی دلالان زمین و طلبکارانی که به دنبال ثروت‌اندوزی بودند.

هرچند او بنیان‌گذاران را به خاطر ایجاد یک حکومت مشروع (در مقابل دولت) که هدفش حفاظت از حقوق طبیعی بود، ستایش می‌کند.

به گفته ناک، دولت «هر پیشامد را به منبعی برای انباشت قدرت خویش تبدیل می‌کند، و این کار را همواره به قیمت قدرت اجتماعی انجام می‌دهد.»

مردم در هر نسل به از دست دادن آزادی و قدرت اجتماعی خود عادت می‌کنند و آن را طبیعی می‌پندارند؛ در نتیجه دولت به گسترش خود ادامه می‌دهد و جامعه کوچک‌تر می‌شود. او از توماس پین نقل می‌کند که دولت «حتی در بهترین حالت خود، تنها یک شر لازم است؛ و در بدترین حالت، شرمی غیرقابل تحمل».

او سپس از زیگموند فروید یاد می‌کند که خاطره نشان داد دولت هیچ تمایلی به سرکوب جرم ندارد، بلکه تنها به دنبال حفظ انحصار خود بر آن است. در کنار پین و فروید، ناک درباره غصب قدرت و منابع توسط دولت از زبان بنجامین فرانکلین، هنری جورج و دیگران سخن می‌گوید. در واقع، او استدلال می‌کند که این مصادره با گردآوری زمین توسط پادشاه در انگلستان ۱۰۶۶ قابل مقایسه است، چه در فدرال‌سازی زمین در ایالت‌های غربی و چه در هر مکان دیگری که برای «کنترل مردم» «نیاز» باشد.

به باور ناک، دو روش برای برآورده کردن نیازها و خواسته‌های انسان وجود دارد:

  • تولید و مبادله ثروت که او آن را طبیعی، صادقانه و سالم می‌داند.
  • اعمال زور برای غارت ثروت دیگران، چه از طریق فتح، مصادره، برده‌داری و چه سایر وسایل اجباری.

او روش نخست را آزادی و روش دوم را کارکرد اجتناب‌ناپذیر دولت می‌داند.

مانند لایسندر اسپونر در کتاب خیانت نیست: قانون اساسیِ بدون مشروعیت، ناک هم مشروعیت قانون اساسی به ارث رسیده و هم سایر استدلال‌هایی را که برای الزام‌آور بودن آن بر شهروندان به کار می‌روند، مورد مناقشه قرار می‌دهد. او انگیزه‌ها و مشروعیت پدران بنیان‌گذار را مستقیماً مورد حمله قرار می‌دهد، نه صرفاً توانایی آن‌ها را در تحمیل یک قرارداد به نسل‌های بعد. حفاظت از حقوق طبیعی که در اعلامیه استقلال آمده و توسط توماس جفرسون و توماس پین طرفداری می‌شد، با پایان انقلاب آمریکا توسط اکثریت بنیان‌گذاران رها شد.

ناک می‌بیند که دولت در دوران فرانکلین روزولت به‌شدت گسترش یافته و نیو دیل تنها بهانه‌ای برای افزایش کنترل دولت فدرال بر جامعه بوده است. او از اینکه رئیس‌جمهور قدرتی بی‌سابقه را در دستان خود جمع کرده بود، دلسرد شد و این تحول را یک کودتای تمام‌عیار نامید. ناک کسانی را که معتقد بودند تنظیم‌گری جدید اقتصادی موقتی است، نقد کرد و استدلال کرد که این امر یک تغییر دائمی خواهد بود. او معتقد بود سیاست‌های پولی تورمی دولت‌های جمهوری‌خواه در دهه ۱۹۲۰ مقصر آغاز رکود بزرگ بود و نیو دیل مقصر تداوم آن.

جمع‌بندی

ناک در این اثر ماندگار، ماهیت دولت را نه محافظتی برای جامعه، بلکه ماشین غصب قدرت می‌داند. او نشان می‌دهد دولت با سلب مالکیت و انحصار زور، آزادی را فدا می‌کند. این کتاب هشداری است که هرچه دولت بزرگ‌تر شود، قدرت جامعه کمرنگ‌تر می‌گردد و آزادی‌های فردی به فراموشی سپرده می‌شوند.