معرفی رمان نمسیس
نمسیس رمانی علمیتخیلی از آیزاک آسیموف، نویسنده آمریکایی، است که در سال ۱۹۸۹، سه سال پیش از مرگ او منتشر شد. این کتاب از آثار متأخر آسیموف به شمار میآید و پیوندی دور با تاریخ آیندهای دارد که او در مجموعههای رباتها، امپراتوری و بنیاد شکل داده بود.
آسیموف در این رمان چند ایده آشنا از آثار پیشین و بعدی خود را دوباره به کار میگیرد: هوش غیرانسانی، اجرام آسمانی دارای شعور مانند داستان توهم، و موتورهای روتور مانند سفر شگفتانگیز دوم: مقصد مغز. نتیجه، داستانی مستقل است که هم میتوان آن را جداگانه خواند و هم در جهان بزرگتر علمیتخیلی آسیموف جای داد.
خلاصه داستان
داستان در دورهای میگذرد که سفر میانستارهای تازه در حال کشف و کامل شدن است. در فصل دوم گفته میشود سال ۲۲۲۰ شانزده سال پیش بوده؛ بنابراین بخش عمده رمان در حدود سال ۲۲۳۶ رخ میدهد.
پیش از آغاز رمان، فناوری «ابرکمک» که امکان سفر با سرعتی کمی کمتر از نور را فراهم میکند، کلونی منزوی روتور را از نزدیکی زمین به ستاره کوتوله سرخ تازهکشفشدهای به نام نمسیس میبرد. روتوریها در آنجا در مدار ماه نیمهمسکونی اریثرو قرار میگیرند؛ ماهی که نامش را از نور سرخی گرفته که بر سطح آن میتابد.
بهمرور آشکار میشود زندگی باکتریایی اریثرو یک جاندار جمعی میسازد؛ موجودی که نوعی آگاهی و توانایی دورآگاهی دارد. این ایده یادآور گایا در مجموعه بنیاد است. همزمان، کلونینشینان بر سر آینده خود اختلاف دارند: آیا باید به سطح اریثرو بروند یا به کمربندهای سیارکی سامانه نمسیس؟ اما پیش از آنکه تصمیم نهایی بگیرند، تحولاتی بزرگ مسیرشان را عوض میکند.
در زمین، پرواز فراتر از نور کامل میشود؛ انزوای کلونی روتور پایان مییابد و کهکشان برای کاوش انسان گشوده میشود. در کنار این کشمکشهای کلان، رمان فروپاشی و دوباره پیوستن یک خانواده را نیز روایت میکند. مادر، که نمسیس را کشف کرده، و دخترش هنگام خروج کلونی از پدری که در زمین مانده جدا میشوند؛ همین جدایی، پدر را وارد پروژه پژوهشی پرش ابرنور میکند.
یکی از کشفهای مهم داستان، ماهیت هوشمند و دورآگاه ساکنان باکتریایی اریثرو است. کشف دیگر، بحران عظیمی است که مسیر حرکت نمسیس به وجود میآورد: این ستاره میتواند تعادل گرانشی منظومه شمسی را برهم بزند.
یادداشتهای داستانی
نیازهای طرح داستان آسیموف را واداشت منظومهای سیارهای پیرامون ستارهای به نام نمسیس تصور کند. در زمان نگارش کتاب، نمسیس نام همدم فرضی خورشید بود؛ فرضیهای که میگفت چنین ستارهای میتواند با برهم زدن دورهای دنبالهدارهای ابر اورت، مسیر برخی از آنها را به درون منظومه شمسی تغییر دهد و به نابودیهای گسترده منجر شود. اما کوتوله سرخ رمان چنین همدمی نیست و فقط از کنار منظومه شمسی میگذرد.
منظومه خیالی رمان سیارهای گازی به نام مگاس دارد که در مداری بسیار کوتاه بهدور ستاره اصلی خود میچرخد و اریثرو قمر آن است. این تصور در سال ۱۹۸۹ جسورانه بود، اما در سال ۱۹۹۵ با کشف نخستین سیاره فراخورشیدی بهدور ستارهای شبیه خورشید، ۵۱ پگاسی، که بلروفون نام گرفت، اعتبار تازهای پیدا کرد.
از سوی دیگر، گلیز ۵۸۱ سی، نخستین سیارهای که با احتمال سکونتپذیری جدی شناخته شد، بهدور کوتوله سرخ گلیز ۵۸۱ میچرخد؛ ستارهای که تنها حدود ۲۰٫۳ سال نوری با زمین فاصله دارد. این شباهت با رمان چشمگیر است، چون در نمسیس اریثرو نخستین جرم فراخورشیدی ساکنشده به شمار میآید.
آسیموف در پیشگفتار رمان نوشت که نمسیس بخشی از جهان بنیاد نیست؛ جهانی که مجموعههای بنیاد، رباتها و امپراتوری را دربر میگیرد. او در زندگینامه خودنوشتش گفت این پیشنهاد از ویراستارش، جنیفر برل، آمده بود: رمانی که نه به مجموعه بنیاد تعلق داشته باشد و نه به مجموعه رباتها، بلکه زمینهای کاملاً مستقل داشته باشد. با این حال، او در همان پیشگفتار اشاره کرد که شاید بعدها نظرش را تغییر دهد.
برخی خوانندگان حدس زدهاند تابش ستاره نمسیس شاید یکی از دلایل تشعشع زمین و ناگزیر شدن انسانها به مهاجرت بوده باشد. با وجود این، در پیشدرآمد بنیاد به نمسیس اشاره میشود؛ جایی که هری سلدون از داستانی بیستهزارساله درباره دختری جوان یاد میکند که میتوانست با سیارهای کامل که بهدور خورشیدی به نام نمسیس میچرخید ارتباط برقرار کند. برخی مفسران همچنین نشانههایی تقریباً آشکار از اسپیسرها، نظام گاهشماری آنها، امپراتوری کهکشانی و حتی هری سلدون را در رمان دیدهاند؛ نشانههایی که به نظر میرسد برای امکان پیوند بعدی با جهان بنیاد گذاشته شدهاند.
آلاسدیر ویلکینز در گیزمودو مینویسد آسیموف به ساختارهای عجیب و دوری علاقه داشت؛ سه رمان علمیتخیلی مستقل او، پایان ابدیت، خداها خودشاناند و نمسیس، همگی بهشدت بر روایت غیرخطی تکیه میکنند و آسیموف این شیوه را با شور و جسارت به کار میبرد.
شخصیتهای اصلی
- دکتر اوژنیا اینسیگنا فیشر: از کلونی روتور با محوریت اروپایی، اخترشناس پروژه کاوشگر دوردست و کاشف نمسیس.
- کرایل فیشر: فرچر یا مأمور جاسوسی فناورانه برای زمین.
- مارلین فیشر: دختر سادهظاهر و درونگرای کرایل و اوژنیا که زبان بدن را با دقتی غیرعادی میخواند.
- دکتر یانوس پیت: کمیسر روتور و دشمن اوژنیا، کرایل و مارلین.
- سیور جنار: رئیس گنبد اریثرو و هوادار سابق اوژنیا.
- رانی دوبیسون: رئیس بخش عصبفیزیک گنبد اریثرو.
- دکتر تسا آنیتا وندل: اهل کلونی آدلیا و رئیس بخش فیزیک در نظریه فراتر از نور.
- کاتیمورو تانایاما: رئیس اطلاعات زمین.
- ایگور کوروپاتسکی: جانشین تانایاما پس از مرگ او.
- اورینل پامپاس: پسر جذاب هفدهسالهای که مارلین به او علاقه پیدا میکند.
منابع و پیوندهای بیرونی
- نقد و بررسی رمان نمسیس در sfsite.com.