درآمدی بر حزب میانهرو
در اصطلاح کلیسایی، حزب میانهرو معمولاً به گروهی مهم از روحانیان در کلیسای اسکاتلند در سده هجدهم اشاره دارد. در اینجا «حزب» بیشتر به معنای جناح یا جریان درون کلیسا است، نه یک سازمان سیاسی به معنای امروزی.
این جریان را اغلب در برابر انجیلیها، یا اوانجلیکالها، قرار میدهند؛ اما چنین تقابلی تا حد زیادی سادهسازی ماجراست. بیشتر اعضای هر دو جناح خود را مسیحیان پایبند به آموزههای سنتی میدانستند. برای نمونه، ویلیام رابرتسن، رئیس دانشگاه ادینبرو و چهره شاخص میانهروها، با جان ارسکین، همکار دانشگاهیاش و نماینده برجسته انجیلیها، رابطهای گرم و همراه با احترام متقابل داشت.
پیوند با روشنفکری اسکاتلندی
از ویژگیهای میانهروها پیوند عمیق آنها با روشنفکری اسکاتلندی بود. آنها هم از فضای فکری زمان خود الهام میگرفتند و هم در فعالیتهای ادبی، فلسفی، تاریخی و علمی سهم داشتند.
- نسبت به شور و هیجان پوریتانی در جنبشهای احیای دینی نگاهی منتقدانه داشتند.
- از جزماندیشی و سامانهپردازیهای پیچیده الهیاتی فاصله میگرفتند.
- در موعظهها بیشتر بر رفتار مسیحی تأکید میکردند تا جزئیات creed یا آموزههای اعتقادی.
- به سلسلهمراتبهای رسمی کلیسا و حکومت احترام میگذاشتند.
منتقدان میگفتند میانهروها شاید بیش از حد آسان، شک و تردید رایج نسبت به شورهای دینی دوران خود را میپذیرفتند. ارزیابی خونسرد جیمز میک از «کار کامبوسلنگ»، نمونهای روشن از این نگاه است.
فاصله گرفتن از جزمگرایی
میانهروها به باورهای رسمی مسیحیت اصلاحشده بیاعتنا نبودند، اما از شکلهای سخت و پیچیده الهیات فاصله میگرفتند. همین موضوع باعث شد برخی منتقدان بگویند آنها به بدعت نزدیک شدهاند یا دستکم از اعترافنامه ایمان وستمینستر، که در آن زمان پایه اصلی مسیحیت اصلاحشده در اسکاتلند به شمار میرفت، دور افتادهاند.
یکی از آنان میگفت: «تشخیص دادن میان فضیلتها و رذیلتهای ساختگی، که از نادانی و خرافه برمیآیند، و فضیلتها و رذیلتهای واقعی، کاری بسیار مهم است.»
این رویکرد باعث شد موعظههای میانهروها بیشتر اخلاقمحور باشد. آنها به جای تمرکز صرف بر جزئیات اعتقادی، بر این نکته تأکید میکردند که ایمان باید در رفتار، منش و زندگی روزمره مسیحی دیده شود.
حق انتصاب کشیشان و انشعابات کلیسایی
احترام میانهروها به ساختارهای رسمی، آنها را به طبقه حاکم اسکاتلند نزدیکتر میکرد. اشراف مالک زمین، بهواسطه قوانین حق انتصاب، میتوانستند کشیشان را برای حوزههای کشیشی معرفی کنند و از این راه بر امور کلیسا نفوذ داشته باشند.
همین حق و نفوذ ناشی از آن، زمینهساز چند جدایی مهم از کلیسای اسکاتلند در سده هجدهم شد؛ بهویژه انشعابات سالهای ۱۷۳۳ و ۱۷۵۲. با این حال، اختلافات الهیاتی میان میانهروها و انجیلیها نیز کماهمیت نبود. جیمز میک، که نمونهای از روحانیان میانهرو به شمار میرفت، از سوی دوک هامیلتون معرفی شد، اما برخی از اهالی کامبوسلنگ به دلیل برداشتهایی از موعظههایش با او مخالفت کردند.
چرا نمیتوان میانهروها را سادهانگارانه قضاوت کرد؟
دستاوردها و جایگاه بسیاری از روحانیان میانهرو چنان چشمگیر است که نمیتوان آنها را صرفاً منصبطلبانی وابسته به حمایت حاکمان دانست. در میان آنها چهرههایی برجسته دیده میشود که در تاریخ فکری و دینی اسکاتلند اثری ماندگار گذاشتند.
- ویلیام رابرتسن، رئیس دانشگاه ادینبرو و یکی از رؤسای پیشین مجمع عمومی کلیسای اسکاتلند.
- جرج برد، جانشین رابرتسن و کسی که نظام آموزشی کلیسا را سامان داد.
- توماس رید، فیلسوف نامآور اسکاتلندی.
- جرج کمبل، الهیدان و پاسخگوی اندیشههای دیوید هیوم.
- آدام فرگوسن، فیلسوف و مورخ.
- جان هوم، شاعر و نمایشنامهنویس.
- هیو بلر، ادیب و صاحبنظر برجسته ادبیات.
ارزیابی متأخران
دبلیو. اچ. پورتر، روحانی انجیلی، بعدها درباره میانهروها نوشت که آنها سهم بزرگی در میراث دینی و فرهنگی کلیسای اسکاتلند داشتند. به گفته او، کمبل، مکنایت، هیل و بلر، همگی از میانهروها بودند و هرکدام در وعظ، الهیات یا آموزش نقش مهمی ایفا کردند.
همچنین، اگرچه میانهروها در سال ۱۷۹۶ نقش اصلی را در شکست پیشنهادهای مربوط به مأموریتهای خارجی داشتند، اما در سال ۱۸۲۹ مأموریت هند به همت دکتر اینگلیس، که او نیز از میانهروها بود، بنیان نهاده شد. این تناقض ظاهری نشان میدهد که حزب میانهرو را باید در بافت تاریخی، نهادی و فکری خودش فهمید، نه صرفاً با یک حکم کلی.
منابع و برای مطالعه بیشتر
- آی. دی. ال. کلارک، «از اعتراض تا واکنش: رژیم میانهرو در کلیسای اسکاتلند، ۱۷۵۲ تا ۱۸۰۵»، در کتاب اسکاتلند در عصر بهبود، ویرایش ان. تی. فیلیپسون و روزالیند میچیسن، انتشارات دانشگاه ادینبرو، ۱۹۹۶؛ چاپ نخست ۱۹۷۰.
- ویلیام هنری پورتر، «کامبوسلنگ و کشیشان آن»، مجموعه گلاسگو، کتابخانه میچل، ارجاع GC941.433 CAM 188520 Box 952.
- ریچارد بی. شر، «کلیسا و دانشگاه در روشنفکری اسکاتلندی: ادیبان میانهروی ادینبرو»، انتشارات دانشگاه پرینستون و انتشارات دانشگاه ادینبرو، ۱۹۸۵؛ چاپ جیبی ۱۹۹۱.