ماسکارون در معماری

Mascaron (architecture)
📅 24 خرداد 1405 📄 1,912 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ماسکارون تزئینی چهره‌مانند در معماری است که در ابتدا برای دور کردن ارواح شیطانی به کار می‌رفت و بعدها صرفاً جنبه تزئینی پیدا کرد. این عنصر در دوره‌های مختلف تاریخی از دوران باستان تا هنر نو و پسامدرن، اشکال و کاربردهای متنوعی داشته است.

در معماری و هنرهای تزئینی، ماسکارون (Mascaron) نوعی تزئینات چهره‌مانند است؛ معمولاً انسانی و گاهی ترسناک یا افسانه‌ای. کارکرد اصلی آن در ابتدا ترساندن و دور کردن ارواح شیطانی برای جلوگیری از ورودشان به ساختمان بوده است. بعدها این مفهوم تغییر کرد و ماسکارون صرفاً به یک عنصر تزئینی تبدیل شد. جدیدترین سبک‌های معماری که به‌طور گسترده از ماسکارون استفاده کردند، سبک‌های بوزار (Beaux Arts) و هنر نو (Art Nouveau) بودند. علاوه بر معماری، ماسکارون در سایر هنرهای کاربردی نیز کاربرد دارد.

انواع ماسکارون

مرد سبز (Green Man)

در قرن یازدهم میلادی، سنگ‌تراش‌های اروپایی شروع به افزودن ماسکارون‌های برگی کنده‌کاری‌شده‌ای کردند که به آن‌ها «مردان سبز» می‌گفتند. این تزئینات به کلیساها اضافه می‌شد. پژوهشگران اوایل قرن بیستم گمان می‌کردند این تصویر به‌طور پنهانی نمایانگر یک خدای پیش از مسیحیت است؛ اما امروزه دانشمندان اندکی این نظریه را می‌پذیرند. مرد سبز عمدتاً به عنوان نمادی از تولد دوباره تفسیر می‌شود و چرخه رشد جدیدی را نشان می‌دهد که هر بهار تکرار می‌شود.

بوقرانیوم (Bucranium)

بوقرانیوم در واقع ماسکارونی به شکل جمجمه گاو نر است که در دوران باستان عمدتاً برای تزئین بناهای یادبود و مقبره‌ها به کار می‌رفت. خاستگاه این نقش‌مایه به مراسمی بازمی‌گردد که در آن سر گاو نر از تیرهای چوبی نگهدارنده سقف معلق می‌شد. بعدها این صحنه روی سنگ، در نعل درگاه‌ها یا افریزهای بالای ستون‌های معابد دوریک حک می‌شد. جمجمه گاو معمولاً با روبان‌ها و طناب‌های تزئینی آراسته می‌شد. در دوران رنسانس این نقش‌مایه دوباره استفاده شد، اما نمادگرایی باستانی خود را از دست داد و به یک تزئین ساده تقلیل یافت. بعدها تا قرن هجدهم میلادی دیگر استفاده نمی‌شد؛ تا زمانی که کاوش‌ها در پومپئی و هرکولانیوم منجر به ظهور نئوکلاسیسم گردید؛ جنبشی که تلاش می‌کرد زیبایی‌شناسی یونان و روم باستان را احیا کند.

تاریخچه

در دوران باستان، قرون وسطی و رنسانس، ماسکارون‌ها عمدتاً جنبه تزئینی داشتند، اما گاهی برای تهدید ارواح شیطانی به کار می‌رفتند. از دوره باروک به بعد، این عناصر صرفاً به عنوان تزئینات استفاده شدند و معمولاً در بالای اجزای مختلف ساختمان (مانند گلوه‌سنگ پنجره‌ها یا درها، دستگیره‌ها و کارتوش‌ها) قرار می‌گرفتند.

دوران باستان

خاور نزدیک باستان و مصر

ماسکارون‌ها در خاور نزدیک باستان به‌ندرت دیده می‌شدند. نمونه‌های موجود معمولاً به شکل سر گاو نر یا شیر هستند. نمونه‌های خوبی از این تزئینات در چنگ‌های اور (Lyres of Ur) دیده می‌شود.

در مصر باستان، حاثور الهه عشق بود که یونانیان او را با آفرودیت یکی می‌دانستند. چهره او برای تزئین اشیاء متعددی استفاده می‌شد. حاثور غالباً به زنی با نقابی متشکل از شاخ‌ها و یک قرص خورشیدی تصویر می‌شد. دسته آینه‌ها و سازهای سیستروم در مصر باستان، ماسکارون حاثور را بر خود داشتند. در مصر آینه‌ها غالباً از طلا یا برنج ساخته می‌شدند و نماد قرص خورشید بودند و همچنین با زیبایی و زنانگی پیوند داشتند. گاهی حاثور با چهره‌ای انسانی و گوش‌هایی گاوی تصویر می‌شد. این چهره نقاب‌مانند از اواخر پادشاهی کهن بر سرستون‌ها قرار می‌گرفت و در معابد متعددی استفاده می‌شد. ماسکارون‌ها بر ظروف کانوپی مصری نیز حضور داشتند؛ ظروفی که برای نگهداری اندام‌های داخلی در مومیایی‌سازی استفاده می‌شدند. در ابتدا این ظروف ساده بودند، اما در دوره میانه اول، درِ ظروف به شکل سر انسان مدل‌سازی شد. از دودمان هجدهم، هر کدام با ماسکارونی متفاوت طراحی شدند تا چهار پسر هوروس (بابون، شغال، شاهین و انسان) را تداعی کنند.

جهان یونان و روم

در یونان باستان، روم و معماری تمدن اتروسکان، ماسکارون‌های شیر غالباً برای تزئین افریزهای معابد استفاده می‌شدند. انتهای کاشی‌های لبه بام با بلوک‌های تزئینی موسوم به آنت‌فیکسا پوشانده می‌شد که گاهی با ماسکارون‌های انسانی تزئین می‌شدند.

گاهی ماسکارون‌ها کارکرد تهدیدی داشتند. مدوسا افریز معبد دیدیم را تزئین می‌کرد تا دشمنان آپولو را بترساند؛ به شکلی سبک‌وار طراحی شده بود تا از دور دیده شود و بازی نور و سایره را ممکن سازد.

ماسکارون‌ها علاوه بر چهره‌ها، گاهی به شکل نقاب‌های تئاتری نیز بودند. نمایش‌های تئاتری در ابتدا مراسمی مقدس مرتبط با پرستش دیونیسوس بودند. این مراسم در افریزهای تزئینی با چهره‌های دیونیسوس، مینادها، ساتیرها و سیلنوس بازتاب یافتند که همگی با طناب‌های تزئینی میان خود، بناهای مذهبی را می‌آراستند. بعدها امپراتوری روم تمام این عناصر تزئینی را، همانند بسیاری از عناصر فرهنگی یونان باستان، در خود جذب کرد.

چین باستان

در دوره نئولیتیک چین، اشیاء کوچک یشی ساخته می‌شد. سختی یشم باعث ماندگاری آن می‌شد و به حفظ این اشیاء در طول هزاره‌ها کمک کرد. برخی از این اشیاء مانند «کونگ» (Cong)، لوله‌ای مستقیم با بخش داخلی دایره‌ای و بیرونی مربع، با ماسکارون‌های بسیار سبک‌وار تزئین می‌شدند.

در عصر برنز چین، شمن‌ها با دنیای ارواح ارتباط برقرار می‌کردند. در سلسله شانگ، خدای برتر شانگدی بود، اما خانواده‌های اشرافی ترجیح می‌دادند با ارواح اجداد خود تماس بگیرند. آن‌ها ضیافت‌های مفصلی از خوراکی و نوشیدنی برای اجداد تدارک می‌دیدند که در ظروف آیینی برنزی گرم و سرو می‌شد. این ظروف برنزی بسته به کاربردشان اشکال متنوعی داشتند و برخی دارای نویسه‌های خوانا بودند که نشان‌دهنده توسعه خط است. یکی از نقش‌مایه‌های رایج بر این ظروف، تائوتیه (Taotie) بود؛ ماسکارونی سبک‌وار و متقارن با سوراخ‌های بینی، چشم‌ها، ابروها، فک‌ها، گونه‌ها و شاخ‌هایی احاطه‌شده با الگوهای کنده‌کاری‌شده.

مزوآمریکای پیشاکلمبی

قرون وسطی

استفاده از ماسکارون‌ها در طول قرون وسطی ادامه یافت. این عناصر در معماری گوتیک، به‌ویژه در قرن چهاردهم یافت می‌شوند. ماسکارون‌ها در معماری روسیه قرون وسطی نیز کاربرد داشتند.

رنسانس

هنرمندان رنسانس اسطوره‌های دوران باستان را بازخوانی کردند که موضوعات و تزئینات جدیدی به آن‌ها بخشید. کشفیات باستان‌شناسی مانند حفاری‌های حمام‌های کاراکالا یا مجسمه لائوکوئون، الهام‌بخش مجریان و معماران قرن پانزدهم و شانزدهم بودند. معماری ویلای هادریان و پانتئون در روم الگوهایی کاملاً متفاوت از سبک گوتیک ارائه می‌دادند. فرم‌های دوران باستان دوباره به مد گرایش پیدا کردند: ستون‌ها، نیم‌ستون‌ها، سنتورها، گنبدها و مجسمه‌ها ساختمان‌های این دوره را می‌آراستند.

در دوره کواتروچنتو، تأثیرات آخرین سبک گوتیک محو شد؛ تا اوایل قرن شانزدهم، چهره‌های تزئینی دوران باستان دوباره به شکل ماسکارون در معماری ظاهر شدند. مد رنسانس به سایر نقاط اروپای غربی نیز سرایت کرد و با جنگ‌های ایتالیا به فرانسه رسید. هنرمندانی چون روسو فیورنتینو و لو پریماتیس برای کار در کاخ فونتن‌بلو به خدمت فرانسیس اول درآمدند.

باروک و روکوکو

سبک باروک در اواخر قرن شانزدهم در پی تنش‌های مذهبی میان کاتولیک‌ها و پروتستان‌ها شکل گرفت. این هنر احساسات، پویایی و درام را با رنگ‌های قدرتمند و واقع‌گرایی ترکیب می‌کرد. در شورای ترنت مقرر شد هنر مذهبی باید با جلب توجه مخاطب، تقوا را تشویق کند و کلیسای کاتولیک را تکریم نماید. از آنجا که معماری باروک دایره واژگان کلاسیک رنسانس را گسترش می‌داد، ماسکارون‌ها همچنان استفاده می‌شدند. در قرن‌های هفدهم و هجدهم، آن‌ها غالباً به عنوان گلوه‌سنگ‌های تزئینی بالای درها یا پنجره‌های طاق‌دار و درون کارتوش‌ها قرار می‌گرفتند.

پس از باروک، سبک روکوکو پدید آمد. روکوکو برخی ویژگی‌های باروک را حفظ کرد اما با ویژگی‌های جدیدی چون رنگ‌های پاستلی، تزئینات برگی، عدم تقارن و تأکید بر معماری سکولار همراه بود. ظرافت یکی از بارزترین ویژگی‌های روکوکو است. در نقاشی‌های روکوکو چهره‌هایی فرشته‌مانند دیده می‌شود که در ماسکارون‌های مجسمه‌سازی نیز بازتاب یافت. همانند باروک، ماسکارون‌های روکوکو غالباً بر گلوه‌سنگ‌ها قرار داشتند. نمونه‌های خوبی از آن‌ها در عمارت‌های دوران لوئی پانزدهم دیده می‌شود.

تعاملات ملت‌های اروپای غربی با سایر نقاط جهان در پی اکتشافات استعماری، تأثیری بر زیبایی‌شناسی گذاشت. گاهی برای فاخرتر کردن بناها، ماسکارون‌هایی از بومیان آمریکا یا آفریقایی‌های جنوب صحرا به ساختمان‌ها اضافه می‌شد که نتیجه ثروت‌اندوزی استعماری و برده‌داری بود. در میان این فرم‌های اگزوتیک، شینوآزری (Chinoiserie) محبوب‌ترین بود. سبکی در هنر و معماری قرن هجدهم که به شدت از هنر چین الهام گرفته بود. از آنجا که سفر به چین دشوار بود، تخیل اروپاییان به تصویری از آسیا به عنوان سرزمین ثروت و تجمل دامن می‌زد. در نتیجه، صنعتگران اروپایی ترکیبی از فرم‌های روکوکو و الگوهای آسیایی خلق کردند. برخی اشراف‌زادگان اروپایی غرفه‌هایی در باغ‌های خود ساختند که معمارن تصور می‌کردند معماری چینی چنین است، هرچند عناصر آن بیشتر به روکوکو نزدیک بود تا کاخ‌های سلسله چینگ.

نئوکلاسیسم و تاریخی‌گرایی

حفاری‌های قرن هجدهم در پومپئی و هرکولانیوم که زیر خاکسترهای آتشفشان وزوویوس مدفون شده بودند، الهام‌بخش بازگشت به نظم و عقلانیت شد. در اواسط این قرن، دوران باستان به استانداردی بی‌سابقه برای معماری تبدیل شد. معماری نئوکلاسیک بر جزئیات یونان و روم باستان، دیوارهای ساده و سفید و مقیاس باشکوه تمرکز داشت. در مقایسه با باروک و روکوکو، نمای بیرونی نئوکلاسیک مینیمالیستی‌تر بود و خطوط زاویه‌دار داشت، اما همچنان تزئیناتی را شامل می‌شد.

گذار از روکوکو به نئوکلاسیسم چشمگیر نبود. سبک لوئی شانزدهم در فرانسه علاقه شدید معماران به حجم و تناسبات باستان را نشان می‌دهد، اما آثارشان همچنان حال و هوای اشرافی روکوکو را دارد. پس از انقلاب فرانسه، معماری نئوکلاسیک استفاده از ماسکارون‌ها را محدود کرد. سبک امپراتوری فرانسه ماسکارون‌های زیادی نداشت، زیرا این عناصر در معماری باستانی کمیاب بودند. گلوه‌سنگ‌هایی که در قرن‌های گذشته تزئین می‌شدند، در اوایل قرن نوزدهم خالی ماندند. علاقه به مصر باستان نیز منجر به ترکیب عناصر یونانی-رومی با نقش‌مایه‌های مصری در برخی بناهای نئوکلاسیک شد.

همزمان با نئوکلاسیسم، جنبش رمانتیسم نیز شکل گرفت که بر احساسات، فردگرایی و شکوه گذشته تأکید داشت و قرون وسطی را بر دوران کلاسیک ترجیح می‌داد. در فرانسه، تخریب بناهای رژیم قدیم در طول انقلاب، منجر به تأسیس موزه بناهای تاریخی فرانسه توسط باستان‌شناس الکساندر لونوآر شد. او اولین کسی بود که سلیقه هنر قرون وسطی را احیا کرد. ماسکارون‌ها در احیای گوتیک بسیار رایج نبودند، زیرا در قرون وسطی عمدتاً بر کنسول‌ها دیده می‌شدند. علاوه بر قرون وسطی، رمانتیسم باعث ایجاد علاقه به دوره‌های دیگر نیز شد. بدون یک مرجع واحد در سبک، کثرت‌گرایی رواج یافت و احیای گوتیک در کنار احیای روکوکو و سایر سبک‌های تاریخی همزیستی کرد.

بوزار و هنر نو

احیاگرایی قرن نوزدهم در نهایت به سبک‌گرایی (Eclecticism) انجامید. در فرانسه، این سبک معمولاً ترکیبی از عناصر دوره رنسانس تا ناپلئون بود. مشهورترین بنای این نوع، کاخ گارنیه در پاریس است که ستون‌های دوتایی باروک را با ردیف ماسکارون‌ها و طناب‌های تزئینی نئوکلاسیک ترکیب می‌کند. بسیاری از ماسکارون‌های معماری سبک‌گرایانه قرن نوزدهم و اوایل بیستم، الهام‌گرفته از باروک و روکوکو هستند.

دوران بل اپوک (Belle Époque) دوره‌ای از خوش‌بینی و شکوفایی بود که در آن سبک بوزار به اوج خود رسید. این سبک نام خود را از مدرسه هنرهای زیبای پاریس گرفت و به دنبال شکوه باروک از طریق ساختارهای باشکوه و پرتزئین بود. به دلیل حال و هوای اثیری این سبک، بسیاری از ماسکارون‌های بوزار چهره‌هایی آرام و با اعتمادبه‌نفس دارند که بیشترشان زنانه هستند. ماسکارون‌های مردانه نیز گاهی به چهره هرمس، پوزئیدون یا هرکول دیده می‌شدند.

در کنار بوزار، جنبش هنر نو نیز در دوران بل اپوک محبوب بود. هنر نو یکی از اولین سبک‌های مدرنیسم بود که سبک‌گرایی را رد می‌کرد. فرم فرانسوی و بلژیکی آن با شکل‌های ارگانیک، خطوط منحنی، عدم تقارن و زن فتاله (Femme Fatale) شناخته می‌شود. در اتریش و آلمان، این سبک فرمی هندسی‌تر گرفت. ماسکارون‌های هنر نو غالباً چهره زنان جوانی هستند که ترجیح هنرمندان این سبک برای زن فتاله را نشان می‌دهند؛ زنی مرموز و اغواگر که اغلب به موجودی شب‌زنده درآمیخته با طبیعت تصویر می‌شود. ماسکارون‌های هنر نو گاهی مینیمالیستی بودند و گاهی ماکسیمالیستی با اکسسوری‌ها و برگ‌های متعدد اطراف چهره.

دوران میان‌دوجنگ

آرت دکو سبکی است که توسط طراحان فرانسوی برای خلق یک سبک مدرن در حدود ۱۹۱۰ ایجاد شد و در دوره میان‌دوجنگ بسیار محبوب گشت. این جنبش ترکیبی از جریان‌های مدرنیست اوایل قرن بیستم بود. به همین دلیل، ماسکارون‌های آرت دکو زاویه‌دارتر، سبک‌وارتر و نقاب‌مانندتر هستند و به‌وضوح تحت تأثیر کوبیسم قرار دارند. طراحان الهام خود را از مناطق غیرغربی نیز می‌گرفتند. آرت دکو چهار فاز داشت: اولیه، بالغ، متأخر و استریم‌لاین مدرن. ماسکارون‌ها عمدتاً در ساختمان‌های آرت دکوی اولیه حضور دارند. در فاز متأخر دهه ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، تزئینات پیچیده مانند ماسکارون‌ها کاملاً ناپدید شدند و راه را برای سبک بین‌المللی باز کردند.

اگرچه مدرنیسم در قالب آرت دکو جریان اصلی بود، احیای سبک‌های تاریخی ادامه داشت. در رومانی، معماری احیای مدیترانه‌ای یکی از سبک‌های اصلی دهه ۱۹۳۰ بود که از ماسکارون‌ها برای تزئین استفاده می‌کرد. با این حال، در پایان دوره میان‌دوجنگ، سبک بین‌المللی با حذف کامل تزئینات، منجر به کنارگذاشتن کامل ماسکارون‌ها شد.

پست‌مدرنیسم

پست‌مدرنیسم جنبشی بود که مدرنیسم را زیر سؤال برد و از گنجاندن عناصر سبک‌های تاریخی در طراحی‌های جدید حمایت کرد. رابرت ونچوری در کتاب «پیچیدگی و تناقض در معماری» از احیای «حضور گذشته» حمایت کرد. او مفهوم «نقل‌قول» را ترویج داد که به معنای استفاده مجدد از عناصر گذشته در طراحی‌های جدید بود. معماران پست‌مدرن تفسیرهای ساده‌شده‌ای از تزئینات کلاسیک را در آثار خود به کار بردند. با این حال، به دلیل پیچیدگی بالا، ماسکارون‌ها به‌ندرت در معماری و طراحی پست‌مدرن استفاده شدند.

جمع‌بندی

ماسکارون‌ها از نمادهای دفع شر در دوران باستان به تزئیناتی زیبا در سبک‌های هنر نو و بوزار تبدیل شدند. اگرچه مدرنیسم استفاده از آن‌ها را متوقف کرد، پست‌مدرنیسم با رویکردی ساده‌شده دوباره به سراغشان رفت. این عناصر نشان‌دهنده پیوند عمیق انسان، اسطوره و زیبایی‌شناسی در طول تاریخ معماری‌اند.