لارس الیل سونک (۱۰ اوت ۱۸۷۰ – ۱۴ مارس ۱۹۵۶) معمار فنلاندی بود. او از فنلاندیهای سوئدیزبان بود و در سال ۱۸۹۴ از مؤسسه پلیتکنیک هلسینکی فارغالتحصیل شد؛ بلافاصله پس از آن، در یک رقابت مهم طراحی برای کلیسای سنت میکائیل در تورکو، با پشت سر گذاشتن بسیاری از معماران جاافتاده، به پیروزی رسید. این کلیسا در سبک رایج نئوگوتیک طراحی شد؛ اما زبان معماری سونک خیلی زود دستخوش دگرگونی شد و به سوی آرت نوو و رمانتیسم ملی رفت؛ جنبشهایی که در پایان سده نوزدهم اروپا را درنوردیده بودند. او در دهه ۱۹۲۰ نیز چندین ساختمان در سبک درحالظهور کلاسیسیسم نوردیک طراحی کرد.
جایگاه تاریخی
سونک در دورانی فعالیت میکرد که فنلاند دوکنشین بزرگ زیر نفوذ روسیه بود و سیاستمداران، روشنفکران و هنرمندان فنلاندی، هویت ملی مستقلی را تعریف میکردند. او در این بستر، همراه معمارانی چون هرمان گسلیوس، آرماس لیندگرن و الیل سارینن، نقشی پیشرو در شکلگیری رمانتیسم ملی ایفا کرد.
این سبک معماری اغلب بخشی از آرت نوو یا یوگنداستیل دانسته میشود؛ اما ردپای معماری رومانسک و الهامهایی از سنت تاریخی سازههای سنگی قرون وسطایی و معماری چوبی مسکونی فنلاند نیز در آن دیده میشود.
آثار شاخص
از آثار شناختهشده سونک در سبک نئو-رومانسک میتوان به کلیسای کالیو در هلسینکی (۱۹۱۲) و کولتارانتا، اقامتگاه رسمی تابستانی رئیسجمهور فنلاند در نآنتالی (۱۹۱۶)، اشاره کرد.
- در سبک یوگنداستیل: کلیسای جامع تامپره در تامپره (۱۹۰۷)، بیمارستان ائیرا در هلسینکی (۱۹۰۵) و «اینولا» (۱۹۰۳)، خانه خانوادگی آهنگساز بزرگ، ژان سیبلیوس، در یارونپا.
- در سبک کلاسیسیسم نوردیک: بلوکهای مسکونی خیابان موزهکاتو در تئولو، هلسینکی (حدود ۱۹۲۰) و کلیسای میکائیل آگریکولا در هلسینکی (۱۹۳۵).
معماری و شهرسازی
سونک فقط معمار ساختمان نبود؛ او در مباحث نظری برنامهریزی شهری نیز حضوری فعال داشت. محور این گفتوگو، نظریههای منظرگرای کامیلو زیته، نظریهپرداز اتریشی، در برابر دیدگاه اتو واگنر، هموطن او بود و سونک رویکرد نخست را ترجیح میداد.
این مناقشه در فنلاند با نخستین رقابت طراحی شهرسازی کشور، در سالهای ۱۸۹۸ تا ۱۹۰۰ برای محله تئولو در هلسینکی، به اوج رسید. سه طرح برای تقدیر برگزیده شدند: جایزه نخست به گوستاف نیستروم، جایزه دوم به لارس سونک، و جایزه سوم به طرح مشترک سونک، برتیل یونگ و والتر تومه رسید.
اسکیس خیالانگیزی که همراه طرح رقابتی سونک بود، نشان میداد او با الهام از سفرهایش به آلمان، به دنبال چه فضایی بوده است. پکا کورونما، مورخ معماری، بر این نکته تأکید میکند که درونمایه اصلی این طرح، آفرینش حالوهوای محیطهای شهری قرون وسطایی بود. سونک بعدها در سال ۱۹۰۴ پیشنهادی مشابه برای ساماندهی اطراف کلیسای سنت میکائیل در هلسینکی ارائه کرد؛ طرحی با شمار زیادی ساختمان بلند و خیرهکننده.
درونمایه اصلی طرحهای شهری سونک، ساختن حالوهوایی نزدیک به شهرهای قرون وسطایی بود.
با این حال، شورای شهر در رقابت تئولو که درباره مسیر نهایی مردد بود، از برندگان خواست طرحهای تازهای ارائه کنند. وقتی این مرحله هم به بنبست بیشتری انجامید، نیستروم و سونک مأمور شدند با هم روی طرح نهایی کار کنند؛ طرحی که شبکه خیابانهای فراخ نیستروم را با جزئیات متأثر از اندیشه زیته در آثار سونک ترکیب میکرد.
طرح نهایی در سال ۱۹۱۶، زیر هدایت برتیل یونگ، یکدستتر شد و معماری آن به نمونهای معمول از کلاسیسیسم نوردیک بدل گشت. خیابان موزهکاتو نمونهای شاخص از این برنامه است: ردیفهایی بلند از ساختمانها با زبانی آرام و مهارشده در امتداد خطی منحنی، که سونک آن را طراحی کرده بود. بولوار تازه و عریضترِ درختکاریشده، هلسینگینکاتو بود که از میان محله کارگری کالیو گذر داده شد؛ طرحی که نخستین بار در ۱۸۸۷ به دست سونک ترسیم شده بود.
گالری آثار لارس سونک
در گالری آثار سونک، کلیساهای تامپره و کالیو، کولتارانتا و بافت شهری تئولو از مهمترین نمونههاییاند که جایگاه او را در تاریخ معماری فنلاند نشان میدهند.
منابع و مطالعه بیشتر
برای بررسی دقیقتر زندگی و آثار لارس سونک، منابع تخصصی تاریخ معماری فنلاند و آرشیوهای شهری هلسینکی مرجعهای اصلیاند.
همچنین ببینید
معماری فنلاند، رمانتیسم ملی و کلاسیسیسم نوردیک برای درک بهتر جایگاه سونک در تاریخ معماری اروپای شمالی اهمیت زیادی دارند.