ماریو اکیکولا (حدود ۱۴۷۰ تا ۲۶ ژوئیه ۱۵۲۵) یک دانشمند انسانگرای رنسانس ایتالیایی بود. او به عنوان نویسنده نئولاتین، کتابدوست و درباری ایزابلای داست و فدریکو دوم گونزاگا شناخته میشود. گالری ملی هنر او را «یکی از تحسینشدهترین دانشمندان کلاسیک رنسانس» مینامد.
زندگی
اکیکولا در آلویتوی ایتالیا متولد شد و در کودکی به ناپل منتقل شد. در آنجا به آکادمی پونتانیانای پیوست و سپس به فلورانس رفت، جایی که زیر نظر مارسیلیو فیچینو تحصیل کرد و به مکتب نوافلاطونی گروید. پس از آن به دربار ایزابلای داست و فدریکو در مانتووا پیوست.
در سال ۱۵۱۱، اکیکولا در نامهای به ایزابلای داست نوشت که در دربار دوک آلفونسوی برادر ایزابلای داست در فرارا اقامت دارد تا شش داستان اسطورهای یا تاریخی را برای تزئین اتاق خصوصی دوک بنویسد. این نقاشیها، از جمله جشن خدایان و باخوس و آریانا، توسط جووانی بلینی و تیزیانو اجرا شدند.
آثار و اندیشهها
اکیکولا به شعر معاصر علاقهمند بود و از نوآوریهای شاعران پرونسل تقدیر کرد. او همچنین در رساله کوچک خود با عنوان درباره زنان، زنان را برتر از مردان دانست. مشهورترین اثر او، کتاب طبیعت عشق، بین سالهای ۱۴۹۴ تا ۱۴۹۶ نوشته شد و در سال ۱۵۲۵ در ونیز منتشر شد.