زندگی و حرفه
اطلاعات کمی دربارهی ماری لوئیز برگس-ویر در دسترس است. او پس از انتشار داستان تخیلی «برنیس، دختر دورگه» در مجلهی رنگی در سال ۱۹۰۳، به موفقیت بیشتری در حرفهی نویسندگی دست یافت.
آثار شناختهشده
نوشتههای پرستاری
برگس-ویر در سال ۱۸۹۴، چندین مقاله در زمینهی پرستاری در نشریهی «عصر زنان» منتشر کرد، از جمله:
- «پرستاری از کودکان بیمار»، ژوئن ۱۸۹۴
- «یادداشتهایی دربارهی پرستاری»، ژوئیه ۱۸۹۴
- «بیمارستان دیکسی و مدرسهی پرستاری همپتون»، اوت ۱۸۹۴
- «پاس شبانه»، سپتامبر ۱۸۹۴
- «تب تیفوئید»، سپتامبر ۱۸۹۴
ادبیات آفریقایی-آمریکایی
داستانهای کوتاه
آوه ماریا: یک داستان
برگس-ویر نویسندهی داستان کوتاه «آوه ماریا» در سال ۱۸۹۵ است. این داستان بر زندگی مارگاریت ارل، زنی کاتولیک با چشمان آبی و موهای قهوهای حلقهای، تمرکز دارد. درگیری اصلی داستان، عشق مارگاریت به رونالد آیوِز است که اعتقادات مذهبی متفاوتی دارد. مارگاریت تصمیم میگیرد به حرفهی پرستاری خود ادامه دهد و عشقش را کنار بگذارد، اما احساساتش باقی میمانند. بعدها رونالد با زنی به نام کورن Payne ازدواج میکند و مارگاریت به عنوان پرستار کودک آنها انتخاب میشود. کودک میمیرد، اما مارگاریت او را پیش از مرگ غسل تعمید میدهد. در نهایت، مارگاریت و رونالد هرگز آشتی نمیکنند و مارگاریت میمیرد.
«برنیس، دختر دورگه»
آثار برگس-ویر عمدتاً بر مفهوم «دختر دورگهی غمانگیز» متمرکز است. داستان «برنیس، دختر دورگه» در سال ۱۹۰۳ منتشر شد و دربارهی زنی ثروتمند است که کشف میکند یکهشتم آفریقاییتبار است. برنیس با وجود زندگی مرفه و نامزدش گارِت، پس از کشف تبارش دچار اضطراب میشود. در نهایت معلوم میشود گارِت نیز دورگه است و آنها ازدواج میکنند. این داستان تحت تأثیر آثار جرج الیوت است و به عنوان روایتی برای ترقی نژادی شناخته میشود.