مقدمه
لوپوس هلینک، که در برخی منابع با نام ولفارت نیز آمده، یکی از آهنگسازان برجستهٔ فلمینگی در دورهٔ رنسانس بود. او بیشتر با میسها، موتتها و کُرالهای آلمانیاش شناخته میشود؛ اما اهمیتش تنها به شمار آثارش نیست. موسیقی هلینک در کنار پایبندی رسمی او به کاتولیسیسم، نشانههایی از همدلی با جریانهای اصلاحطلبانهٔ قرن شانزدهم دارد.
زندگی
هلینک احتمالاً در آکسل به دنیا آمد، اما درباره سالهای نخست زندگیاش اطلاعات زیادی در دست نیست. نخستین نشانهٔ روشن از حضور او در اسناد، به ۲۴ مارس ۱۵۰۶ بازمیگردد؛ زمانی که بهعنوان پسر خواننده در کلیسای سنت دوناتیان بروژ ثبت شده است. او در ۱۵۱۱ برای تحصیل آنجا را ترک کرد و در ۱۵۱۳، اینبار در مقام روحانی، به سنت دوناتیان بازگشت و تا ۱۵۱۵ در همانجا ماند.
برای مدت طولانی، چهار سال بعد از این دوره در زندگی هلینک مبهم بود. اما انتشار برخی اسناد آرشیو واتیکان در ۱۹۸۹ نشان داد که او این سالها را در رم گذرانده است. یکی از این اسناد، که در آوریل ۱۵۱۸ تنظیم شده، سن او را ۲۴ سال نوشته و بر همین اساس، زادروزش را میتوان ۱۴۹۳ یا ۱۴۹۴ دانست. در همین دوره او به دربار پاپ لئوی دهم وابسته بود و حدود ۱۵۱۸ به کشیشی منصوب شد.
بااینحال، هنوز یک ابهام حلنشده وجود دارد. وینچنزو گالیله، نظریهپرداز موسیقی و پدر گالیلئو اخترشناس، دههها بعد از وقایع، از موسیقیدانی به نام «لوپوس» از شمال اروپا در فهرست هنرمندان برجستهٔ دربار لئوی دهم در ۱۵۱۳ یاد کرده است. اینکه آیا این «لوپوس» همان هلینک بوده یا نه، هنوز با قطعیت روشن نشده است.
به نظر میرسد هلینک تا ژوئن ۱۵۱۸ در فرارا و در خدمت سیگیزموندو دِسته بوده است؛ البته این همانندی نیز زمانی محل بحث بوده، اما امروز دیدگاه غالب میان پژوهشگران به یکسانانگاری این دو شخصیت نزدیکتر شده است. حدود یک سال بعد، او به سرزمینهای سفلی بازگشت و تا اکتبر ۱۵۱۹ دوباره در بروژ و در سنت دوناتیان مشغول به کار بود. در ۱۵۲۱ در کلیسای مجاور بانوی ما به مقام معاون موسیقایی رسید و در ۱۵۲۳ به سنت دوناتیان بازگشت تا نقشی مشابه را در آنجا بر عهده بگیرد.
به احتمال زیاد، هلینک تا پایان عمر در بروژ ماند. یکی از رویدادهای ثبتشده دربارهٔ نگرش او به اصلاحات پروتستانی، شرکتش در ۱۵۳۹ در یک رقابت نمایشی در خنت است؛ نمایشی که بعدها کلیسای کاتولیک آن را در فهرست کتابها و آثار ممنوعهٔ خود قرار داد. این رویداد، همراه با تنظیم مشهور In te domine speravi و دو تنظیم او از Miserere بر اساس مزامیر ۶ و ۵۰، معمولاً نشانهای از همدلی او با ساونارولا و جریان اصلاح کلیسا دانسته میشود.
موسیقی و تأثیر
هلینک در قالبهای گوناگون آثاری نوشت: میس، موتت، کُرال آلمانی، شانسون فرانسوی و ترانههای هلندی. همهٔ میسهای او از تکنیک پارودی بهره میبرند؛ یعنی آهنگساز از موسیقیِ ازپیشموجود الهام میگیرد و آن را در ساختاری تازه بازآفرینی میکند. بسیاری از این میسها نیز از موتتهای خود هلینک گرفته شدهاند.
از نظر سبک، میسهای او کنترپوانی و از نظر ساختار یکپارچهاند؛ در بسیاری از بخشها، ایدههای موسیقایی بهصورت کامل یا جزئی تکرار میشوند. باوجود این پیوستگی، بخشهای همصدا نیز در کار او دیده میشود. برای نمونه، عبارت لاتین et incarnatus est معمولاً با آکوردهایی آرام و کشیده تنظیم شده است؛ روشی نمایشی که جوزکن دِ پره نیز در میسی مانند Missa Pange Lingua به کار برده بود.
بخشهای پایانی Agnus Dei در میسهای هلینک معمولاً از مواد موسیقاییای ساخته میشوند که پیشتر در همان میس شنیدهایم. این کار، کل اثر را از نظر تماتیک یکدست میکند و میتوان آن را پیشدرآمدی بر شیوههای ترکیببندی دانست که قرنها بعد اهمیت بیشتری یافتند.
موتتهای هلینک بهویژه از آن جهت مورد توجه پژوهشگران قرار گرفتهاند که احتمالاً با نوشتههای زندانِ جیرولامو ساونارولا، اصلاحطلب اعدامشده، پیوند دارند.
هلینک مدتی در فرارا بود؛ زادگاه ساونارولا و محل دربار خاندان اِسته، جایی که هنوز به ساونارولا احترام گذاشته میشد و انتقاد از ساختار پاپی، دستکم بهصورت محتاطانه، ممکن بود. ساونارولا پس از شکنجه و در روزهای پایانی پیش از اعدام، دو تأمل پراحساس دربارهٔ مزامیر نوشت: Infelix ego و Tristitia obsedit me که به ترتیب به مزامیر ۵۰ و ۳۰ مربوطاند. این متنها در قرن شانزدهم، بهویژه در مناطق دور از رم یا درگیر با اصلاحات دینی، به منبعی محبوب برای آهنگسازان موتت تبدیل شدند.
پیش از آنکه این متنها عیناً در آثار موسیقایی استفاده شوند، آهنگسازان بهصورت غیرمستقیم به آنها اشاره میکردند. سه موتت هلینک که احتمالاً از ساونارولا الهام گرفتهاند، به همین شیوه خوانده میشوند. In te domine speravi احتمالاً در ۱۵۱۸ یا ۱۵۱۹ نوشته شده، هرچند ممکن است کمی پس از بازگشت هلینک به بروژ پدید آمده باشد. نخستین تنظیم او از Miserere، یعنی Miserere mei deus، بر مجموعهای از ابیات پراکندهٔ مزامیر بنا شده و از نظر سبک به تنظیم مشهور جوزکن از Miserere نزدیک است. این اثر در منبعی ایتالیایی که حدود ۱۵۲۰ رونویسی شده دیده میشود و بنابراین احتمالاً در فرارا ساخته شده است. تنظیم دیگر، Miserere mei domine، بر مزمور ۶ استوار است و باز هم یادآور کار جوزکن است؛ اثری که خود دو دهه پیشتر در فرارا ساخته شده بود.
هلینک در سالهای پایانی عمرش یازده تنظیم از کُرالهای آلمانی را در قالب موتت نوشت. در این آثار، ملودی کُرال در صدای تنور قرار گرفته، اما از نظر ریتم تفاوت چندانی با دیگر صداها ندارد. وجود همین آثار نیز شاهدی بر گرایش هلینک به ایدههای اصلاحات پروتستانی به شمار میآید.
ضبطها
- Hellinck Missa Peccata Mea؛ اگیدیوس کوارتت و کالج؛ نشر اچترهرا، ۲۰۱۵
- Hellinck Missa Surrexit pastor Johannes Lupi Te Deum, motets؛ برابانت آنسامبل به رهبری استیون رایس؛ نشر هایپریون، ۲۰۲۰
منابع و یادداشتها
- Bonnie J. Blackburn, «Lupus Hellinck», Grove Music Online، ویرایش L. Macy، دسترسی در ۱۵ سپتامبر ۲۰۰۶.
- Patrick Macey, Bonfire Songs: Savonarola's Musical Legacy، آکسفورد، انتشارات کلارندون پرس، ۱۹۹۸.
- Gustave Reese, Music in the Renaissance، نیویورک، W.W. Norton & Co.، ۱۹۵۴.