معرفی رمان
نگهبانی فانوس دریایی رمانی از جنت وینترسون است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد. داستان در مرکزِ ذهنیت ناپایدار و آسیبپذیر راویای به نام سیلور میچرخد؛ راویای که شاگردیِ نگهبان فانوس را بر عهده میگیرد و از همین مسیر، وارد جهانی پر از خاطره، افسانه و روایتهای تودرتو میشود.
وینترسون در این اثر نیز به شیوهٔ شناختهشدهٔ خود، از زبان اسطورهای و استعاری استفاده میکند. رمان بیش از آنکه صرفاً یک ماجرا را دنبال کند، دربارهٔ قدرت قصهگویی، پیچیدگی عشق و رابطهٔ انسان با تاریخ است.
درونمایهها
رمان در امتداد استعارهٔ فانوس در به سوی فانوس دریایی ویرجینیا وولف قرار میگیرد: زندگی روایتی پیوسته و روشن نیست، بلکه مجموعهای از لحظههای روشن در میان تاریکی است. وینترسون این ایده را در دو خط زمانی دنبال میکند؛ یکی در زمان حال و دیگری با بازگشتی صدساله به گذشته، جایی که نامهایی چون چارلز داروین و رابرت لویی استیونسن به متن راه مییابند.
نیویورکتایمز دو محور اصلی رمان را «قصهگویی» و «عشق» معرفی کرده است؛ دو مفهومی که در این کتاب نه بهصورت خطی، بلکه در قالب خاطرهها، افسانهها و لحظههای روشن روایت میشوند.
سبک نوشتار
نگهبانی فانوس دریایی از نظر سبک، ادامهٔ همان جهان پراستعاره و نمادین وینترسون است؛ جهانی که پیشتر در آثاری چون پرتقالها تنها میوههای جهان نیستند هم دیده میشد. با این حال، همین غنای استعاری محل اختلاف منتقدان شد. برخی آن را نشانهٔ قدرت تخیل نویسنده دانستند و برخی دیگر آن را افراطی و دور از واقعیتهای روایت.
بنجامین کانکل، منتقد نیویورکتایمز، معتقد بود استعارهها در این رمان از پایههای واقعی خود جدا افتادهاند و زبان استعاری وینترسون به مجموعهای از بازیهای ادبی سنگین و بیاثر تبدیل شده است. او حتی نوشت که رمان بدترین ویژگیهای نوشتار وینترسون را یکجا فشرده میکند.
در سوی دیگر، جوانا بریسکو در گاردین چند فصل نخست رمان را بازگشتی به بهترین حالت نوشتار وینترسون دانست و آن را مجموعهای از «داستانهای خودبسنده» توصیف کرد؛ داستانهایی که به گفتهٔ او، حالوهوای اخبار کشتیرانی، گرگهای ویلافبی چیس و دل تاریکی را در هم میآمیزد.
نظرات منتقدان
نقدهای نگهبانی فانوس دریایی یکدست نبودند. برخی منتقدان این کتاب را ادامهٔ موفقیت وینترسون در ادبیات جدی دانستند؛ اما برخی دیگر از همان سبک شاعرانه و پراستعاره او کلافه شدند و آن را مانعی برای روایت خواندند.
آنیتا ستی در گاردین نگاهی مثبت به رمان داشت و بر غنای فلسفی و سبکی آن تأکید کرد.
قدرت نگهبانی فانوس دریایی در پویایی سبکی آن است؛ از یک سو با دقت فشردهٔ زبانش خود را نگه میدارد، طوری که هر واژه چون سنگریزهای صیقلیافته است، و از سوی دیگر در خودآگاهیها، روایتها و زمانهای پراکندهای سرریز میشود که بیدرنگ در هم میآمیزند.
اما نیویورکتایمز ارزیابی منفیتری داشت. بنجامین کانکل معتقد بود در این رمان، شیوهٔ نوشتار بر قصهگویی چیره میشود و نتیجه، شوریدگی شاعرانهای بیفرجام و اوجگیری عاشقانهای توخالی است.
جوانا بریسکو نیز، با وجود اشاره به نقاط قوت رمان، آن را «بازگشتی ناقص به فرم آشنا» نامید. با این حال، او وینترسون را نوآور راستین فرم دانست و نوشت این رمان نه فقط تحسینبرانگیز است، بلکه میتوان از خواندنش لذت برد.
جمعبندی
نگهبانی فانوس دریایی برای خوانندهای که به روایتهای خطی و پاسخهای روشن عادت دارد، ممکن است دشوار باشد. اما برای مخاطب ادبیات معاصر، همین ابهام، تکهتکه بودن و بازی با زمان، بخشی از جذابیت اثر است. وینترسون در این رمان نشان میدهد که داستان همیشه از یک آغاز و پایان مشخص ساخته نمیشود؛ گاهی از لحظههایی روشن شکل میگیرد که در تاریکیِ فراموشی شناورند.
طبقهبندی و منابع
- رمانهای بریتانیایی منتشرشده در سال ۲۰۰۴
- آثار جنت وینترسون
- رمانهای فلسفی بریتانیا
- کتابهای منتشرشده توسط انتشارات فورث استیت
در پیوندهای بیرونی، از نمایهٔ Complete Review دربارهٔ این رمان یاد شده است.