جماعت اسلامی چیست؟
جماعت اسلامی یک جنبش اسلامی است که سید ابوالاعلی مودودی، نویسنده، نظریهپرداز و فیلسوف اجتماعی-سیاسی، آن را در سال ۱۹۴۱ در هند بریتانیا پایهگذاری کرد.
جماعت اسلامی به همراه اخوانالمسلمین (که در سال ۱۹۲۸ تأسیس شد)، یکی از نخستین و تأثیرگذارترین سازمانهای اسلامگرا به شمار میرود. این جنبش، نخستین سازمان از نوع خود بود که ایدئولوژیاش را بر اساس مفهوم انقلابی و مدرن اسلام بنا نهاد؛ میراثی که هنوز هم اهمیت بسزایی دارد.
پس از تقسیم هند در سال ۱۹۴۷، این گروه به سازمانهای مستقلی در هند، پاکستان و بنگلادش تجزیه شد. گروههای دیگری نیز در کشمیر، بریتانیا و افغانستان شکل گرفتند که با جماعت اسلامی پیوند دارند یا از آن الهام گرفتهاند (به بخش زیر مراجعه کنید). احزاب جماعت اسلامی در سطح بینالمللی نیز ارتباط خود را با سایر گروههای مسلمان حفظ کردهاند.
ایدئولوژی و باورهای بنیادین
ایدئولوژی جماعت اسلامی، اسلام است. ساختار این سازمان بر پایه سه مفهوم بنیادین استوار است: یگانگی و حاکمیت خداوند (توحید)، مفهوم نبوت و مفهوم حیات پس از مرگ. از این اصول بنیادین، مفاهیمی چون وحدت نوع بشر، هدفمندی زندگی انسان و جهانشمولی راه و روشی که پیامبر اسلام آموزش داده، پیروی میکند.
این جنبش، نخستین جنبش سازمانیافته اصلاحطلبانه اسلامی در شبهقاره هند بود که در ۲۶ اوت ۱۹۴۱ در لاهور و تحت رهبری سید ابوالاعلی مودودی شکل گرفت. جماعت اسلامی خطاب به تمام هندیان، فارغ از کاست و عقیده، سخن میگوید. این جنبش از تمام اقشار بشریت میخواهد که مسیر خشونت، کینه متقابل، تروریسم و ستم را رها کرده و به وظیفه بنای یک «جامعه صالح» بر پایههایی پایدار و استوار بپردازند. از همان ابتدا، این گروه مدافع راه راستی، راه صلح و رفاه پایدار بوده است. جماعت اسلامی پیام و آموزههای تمام پیامبران و فرستادگان الهی را در ذهن هندیان زنده میکند.
جماعت اسلامی معتقد است که اسلام و مسلمانان تعهد ویژهای برای ساختن جهانی صلحآمیز و شکوفا دارند؛ جهانی که در آن استثمار مادی وجود ندارد، زندگی انسان به قلمروهای مجزای مادی و معنوی تقسیم نمیشود و ارزشهای الهی در تمام شئون زندگی حاکم است. جهانی که در آن دین ابزاری برای سلطه نیست، بلکه شیوهای جامع و عمیقاً مثبت برای زندگی است.
مخالفت با تقسیم هند و رویکرد سیاسی
مودودی بنیانگذار و رهبر جماعت اسلامی بود؛ شخصیتی که با تقسیم هند و تأسیس پاکستان مخالفت کرد و برای جلوگیری از آن تلاش فعالانهای انجام داد. او از تأسیس پاکستان بیم داشت، زیرا لیبرالیسم بنیانگذاران آن و مدیران آموزشدیده بریتانیایی را خطر میدید. با این حال، وقتی تقسیم رخ داد، آن را گامی تدریجی به سوی اسلامیسازی قوانین و قانون اساسی پاکستان تلقی کرد؛ هرچند پیشتر به خاطر همین رویکرد، لیگ مسلمان را محکوم کرده بود. پس از تقسیم هند، این سازمان به پیشتاز حرکتی تبدیل شد که میخواست پاکستان را از یک سرزمین مسلماننشین به یک دولت اسلامی تغییر دهد.
مودودی، همچون علمای سنتی، به شش حدیث معتبر و قرآن باور داشت و بخش عمدهای از فقه چهار مذهب را نیز میپذیرفت. تلاشهای او معطوف به ایجاد یک «تئو-دموکراسی» (دموکراسی الهی) مبتنی بر شریعت بود که اموری چون لغو بانکداری ربوی، تفکیک جنسیتی، حجاب زنان و مجازاتهای حد برای سرقت، زنا و سایر جرایم را اجرا میکرد. ترویج دولت اسلامی توسط مودودی و جماعت اسلامی، حمایت گسترده مردمی را به همراه داشت.
مودودی معتقد بود که سیاست «بخشی جداییناپذیر از ایمان اسلامی» است. ایدئولوژی اسلامی و ایدئولوژیهای غیراسلامی (مانند سرمایهداری، سوسیالیسم، لیبرالیسم یا سکولاریسم) با یکدیگر ناسازگارند. ایجاد یک دولت اسلامی نه تنها کنش تقوایی است، بلکه درمان تمام مشکلات (بهظاهر غیرمذهبی) اجتماعی و اقتصادی مسلمانان خواهد بود. کسانی که برای ایجاد دولت اسلامی تلاش میکنند، در هند یا پاکستان متوقف نخواهند شد، بلکه انقلابی فراگیر در میان بشریت به وجود آورده و تمام جنبههای زندگی جهان را در کنترل خود درخواهند آورد.
تاریخچه و شکلگیری
مودودی هم با حکومت بریتانیا مخالف بود و هم با پیشنهاد لیگ مسلمان (به رهبری محمدعلی جناح) برای ایجاد یک دولت مجزای مسلمان، و همچنین با ایده ملیگرایی ترکیبی (متحده قومیت) که توسط جمعیت علمای هند و عالم دیوبندی، مولانا سید حسین احمد مدنی برای هند مستقل متحد با ساختارهای نهادی مجزا برای هندوها و مسلمانان مطرح شده بود، مخالفت ورزید.
در جریان جنبش استقلال هند، مودودی و جماعت اسلامی بهطور فعالانهای با تقسیم هند مخالفت کردند. مودودی استدلال میکرد که تقسیم هند، دکترین اسلامی امت را نقض میکند و معتقد بود این تقسیمبندی، مسلمانان را با یک مرز زمینی از هم جدا خواهد کرد. به همین دلیل، پیش از وقوع تقسیم هند مستعمره، جماعت اسلامی برای جلوگیری از آن تلاش فعالانهای انجام داد. شاخه پاکستانی این گروه نیز در ادامه با جدایی شرق و غرب پاکستان و تأسیس بنگلادش مخالفت کرد.
از دیدگاه او، مسلمانان صرفاً یک گروه مذهبی یا اجتماعی در میان گروههای دیگر نبودند که منافع اجتماعی و اقتصادی خود را دنبال کنند، بلکه گروهی بودند که بر «اصول و نظریه» یا ایدئولوژی استوار بودند. یک حزب (یا جامعه) «صالح» که «ایدئولوژی روشن، وفاداری به یک رهبر واحد، اطاعت و نظم» داشت، میتوانست تمام هند را به دارالاسلام تبدیل کند. برخلاف فاشیستها و کمونیستها، یک دولت اسلامی پس از به دست گرفتن قدرت، سرکوبگر یا مستبد نخواهد بود، بلکه برای همه عادل و مهربان خواهد بود، زیرا ایدئولوژیاش بر فرمانهای خداوند استوار است.
در سال ۱۹۴۰، لیگ مسلمان در لاهور تشکیل جلسه داد و قطعنامه لاهور را تصویب کرد که خواستار ایجاد دولتهای خودمختار در مناطق اکثریت مسلمان هند بود. مودودی معتقد بود که ملیگرایی در هر شکلی غیراسلامی است، زیرا به منافع دنیوی مردم میپردازد نه اسلام. در واکنش به این موضوع، حزب خود یعنی جماعت اسلامی را در ۲۶ اوت ۱۹۴۱ در پارک اسلامی لاهور تأسیس کرد. هفتاد و پنج نفر در نخستین جلسه حضور یافتند و به نخستین اعضای این جنبش تبدیل شدند.
مودودی گروه خود را به چشم پیشتاز انقلاب اسلامی میدید که در مسیر مسلمانان اولیه گام برمیدارد؛ کسانی که در مدینه گرد آمدند تا نخستین «دولت اسلامی» را بنیان نهند. اعضا هنگام پیوستن به سازمان، شهادتین (بیان سنتی گرویدن به اسلام) را بر زبان میراندند؛ اقدامی که به عدهای این تلقی را میداد که جماعتها پیش از پیوستن، مسلمانان واقعی و کاملی نبودهاند. جماعت اسلامی همواره بهصورت سلسلهمراتبی و ساختاری هرمی سازماندهی شده است. تمام حامیان تحت رهبری امیر، با هدف مشترک تأسیس جامعه اسلامی ایدئولوژیک، بهویژه از طریق کارهای آموزشی و اجتماعی تلاش میکنند. از آنجا که این یک حزب پیشتاز است، همه حامیان نمیتوانند عضو باشند و این جایگاه مختص نخبگان است. در پایین اعضا، «وابستگان» و در سطح پایینتر، «همدلان» قرار دارند. رهبر حزب امیر (فرمانده) نامیده میشود.
مودودی در پی آن بود که نخبگان جامعه مسلمان را در اصول اسلام آموزش دهد و «شیوههای نادرست تفکر» آنها را اصلاح کند، زیرا معتقد بود جوامع از بالا به پایین تأثیر میپذیرند.
در سالهای پیش از تقسیم هند، جماعت اسلامی از نبردهای شدید سیاسی آن زمان در هند فاصله گرفت و بر «آموزش و سازماندهی» و همچنین اصلاح و تقویت ساختار خود متمرکز شد.
گروههای وابسته به جماعت اسلامی
- جماعت اسلامی پاکستان: مستقر در پاکستان. در سال ۱۹۴۷، جماعت اسلامی پس از استقلال، عملیات خود را به پاکستان غربی منتقل کرد.
- جماعت اسلامی هند: مستقر در هند. توسط اعضای جماعت اسلامی تأسیس شد که پس از استقلال در سال ۱۹۴۷ در هند ماندند.
- جماعت اسلامی کشمیر: در ایالت هندی جامو و کشمیر. این گروه در سال ۱۹۵۳ پس از دستگیری نخستوزیر حامی همهپرسی توسط دولت هند شکل گرفت.
- جماعت اسلامی آزاد کشمیر: در کشمیر تحت مدیریت پاکستان (آزاد جامو و کشمیر)، تأسیس شده در سال ۱۹۷۴.
- جماعت اسلامی بنگلادش: مستقر در بنگلادش، که در سال ۱۹۷۵ تحت رژیم نظامی قانونی شد. این حزب بعداً در سال ۲۰۱۸ توسط شعبه عالی دادگاه بنگلادش به دلیل کمک به نیروهای مسلح پاکستان در نسلکشی سال ۱۹۷۱ بنگلادش، بهطور بالفعل غیرقانونی شناخته شد.
- جمعیت اسلامی: مستقر در افغانستان. این حزب در سال ۱۹۷۲ توسط برهانالدین ربانی تأسیس شد و گفته میشود از ابوالاعلی مودودی و حزب جماعت اسلامی الهام گرفته است. این گروه که عمدتاً از قومیت تاجیک بود، در دهه ۱۹۸۰ میلادی طی جهاد علیه ارتش شوروی، بازیگر اصلی در «هفتنفره پشاور» محسوب میشد.
- حزب اسلامی: همچنین مستقر در افغانستان، که در سالهای ۱۹۷۵–۱۹۷۶ از جمعیت اسلامی منشعب شد. این حزب به رهبری گلبدین حکمتیار، از نظر ترکیب قومیتی عمدتاً از پشتونهای غلزایی بود. موضع کمتر میانهروی آن در طول جهاد علیه ارتش شوروی، حمایت جماعت اسلامی پاکستان (و همچنین عربستان سعودی و رئیسجمهور پاکستان، ضیاءالحق) را برایش به ارمغان آورد.
- مأموریت اسلامی بریتانیا: در سال ۱۹۶۲ توسط اعضای مسجد شرق لندن تأسیس شد. این گروه نیز «از حزب جماعت اسلامی پاکستان» و «آموزههای احیای اسلامی ابوالاعلی مودودی و دیگران» الهام گرفته است.
حامیان جماعت اسلامی در کشورهای دیگر نیز گروههایی دارند. بر اساس فرهنگ کلمبیای دیکشنری اسلامگرایی، شاخههای جماعت اسلامی به دنبال مهاجرت پاکستانیها به آفریقای جنوبی، موریس و همچنین بریتانیا گسترش یافتهاند.