ایکوچی چیست؟
ایکوچی موجودی افسانهای از نوع یوکای در اسطورههای دریایی ژاپن است. در روایتهای قدیمی، این موجود را به شکل مارماهی یا مار دریایی بسیار بلند توصیف کردهاند که در آبهای عمیق زندگی میکند و گاهی خود را روی بدنه کشتیها میکشد.
ویژگی ترسناک ایکوچی فقط اندازه عجیب آن نیست؛ بلکه رد روغنی غلیظی است که پس از عبور از روی عرشه کشتی به جا میگذارد. دریانوردان میگفتند این روغن آنقدر زیاد است که اگر از کشتی بیرون ریخته نشود، ممکن است وزن آن باعث غرق شدن کشتی شود.
ایکوچی در روایت «تانکای»
در مجموعهای از حکایتهای دوره ادو به نام تانکای، منتشرشده در سال ۱۷۹۵، از موجودی به نام ایکوچی یاد شده است. این موجود در آبهای عمیق نزدیکی ولایت هیتاچی، یعنی استان ایباراکی امروزی، زندگی میکند.
بر اساس این روایت، ایکوچی را فقط در شب دیدهاند. گاهی سر از آب بیرون میآورده، از کنار کشتی رد میشده و برای مدتی طولانی روی عرشه کشیده میشده است. وقتی حرکتش تمام میشد، ردی از روغن لزج و چسبناک روی کشتی باقی میماند.
گفته میشد ضخامت بدن ایکوچی زیاد نیست، اما طول آن به چند صد «جو» میرسیده؛ واحدی قدیمی که میتوان آن را با چند هزار فوت مقایسه کرد. به همین دلیل، عبور کامل بدن او از روی کشتی گاهی یک تا دو ساعت، یا حتی نزدیک به سه ساعت، طول میکشیده است.
روغن بدن ایکوچی با مادهای چسبناک به نام «فونوری» مقایسه شده است؛ مادهای که از جلبک گلیوپلتیس به دست میآید. این روغن عرشه کشتی را آنقدر لغزنده میکرد که راه رفتن روی آن تقریباً ناممکن میشد. به همین دلیل، خدمه کشتی باید پس از عبور ایکوچی، عرشه را با دقت میشستند و پاک میکردند.
ایکوچی یا «ایکوجی» در «میمیبوکورو»
در کتاب میمیبوکورو، به معنای «کیسه گوش»، مجموعهای از نوشتهها و شنیدههای دوره ادو که نگیشی یاسوموری آن را گرد آورده، از موجودی با نام نزدیک به ایکوچی، یعنی «ایکوجی»، یاد شده است.
در این روایت، ایکوجی در دریاهای غربی و جنوبی ژاپن دیده میشود. گفته میشد این موجود به دماغه کشتی گیر میکند، رنگی شبیه مارماهی دارد و طولی بسیار زیاد، شاید چندین «جو»، برایش تصور میشده است. گاهی دو یا سه روز تمام روی دماغه کشتی میپیچیده و تقلا میکرده است.
همچنین گفته شده که عبارت ژاپنی «ایکوجی ناکی»، به معنای «بیشجاعت» یا «نداشتن دلیری»، از نام همین موجود گرفته شده است؛ هرچند این ارتباط در زبانشناسی مدرن قطعی نیست و بیشتر بخشی از روایتهای عامیانه به شمار میآید.
نگیشی همچنین نقل میکند که در جزیره هاچیجو-جیما در ولایت ایزو، نمونههای کوچکتری از ایکوجی دیده میشوند که ظاهری شبیه مارماهی دارند، اما چشم و دهان ندارند و بدنشان حلقهحلقه میشود. او از این رو حدس میزند که ایکوجیهای بالغ، به جای آنکه واقعاً مانند طنابی از کشتی آویزان باشند، شاید مانند حلقهای دور دماغه کشتی میپیچیدهاند و دور خود میچرخیدهاند.
آیاکاشی در تصویرهای تورییاما سکیِن
تورییاما سکیِن، هنرمند و نویسنده مشهور کتاب کونجاکو هیاکی شویی، موجودی دریایی به نام «آیاکاشی» را به شکل موجودی بسیار بلند تصویر کرده است. این موجود در دریاهای غرب ژاپن ظاهر میشود، برای دو یا سه روز روی کشتی میخزد و روغن زیادی از خود به جا میگذارد.
در این روایت، خدمه کشتی ناچارند روغن را با عجله از عرشه بیرون بریزند، چون میترسند حجم زیاد آن باعث غرق شدن کشتی شود. توصیف آیاکاشی شباهت زیادی به ایکوچی دارد و بسیاری از پژوهشگران ژاپنی آن دو را به هم مرتبط دانستهاند.
با این حال، «آیاکاشی» در فرهنگ عامه ژاپن بیشتر یک واژه کلی است؛ واژهای برای پدیدهها و موجودات عجیبی که در دریا دیده میشوند. بنابراین ممکن است ایکوچی یکی از شکلهای خاص آیاکاشی به شمار آمده باشد.
تحلیلها درباره منشأ ایکوچی
برخی منابع ایکوچی را در گروه مارهای دریایی یا موجودات ناشناخته قرار میدهند؛ همان دستهای که امروزه به آنها «موجودات رمزآلود» یا cryptids میگویند. یکی از فرضیهها این است که شاید روایت ایکوچی از مشاهده یک گونه ناشناخته و بسیار بزرگ از مارهای دریایی برخاسته باشد.
از سوی دیگر، برخی مترجمان انگلیسی آثار سکیِن معتقدند آنچه از دریا بیرون آمده، شاید کل بدن یک مار دریایی نبوده، بلکه شاخه یا بازوی بلندی از یک موجود غولپیکر بوده است. این برداشت باعث شده برخی پژوهشگران احتمال بدهند داستان ایکوچی تحت تأثیر افسانه «کراکن»، هیولای افسانهای هشتپا و اختاپوسمانند، شکل گرفته باشد.
در باورهای مرتبط با آیاکاشی، گاهی گفته میشود این موجودات از روح یا ارواح انسانهایی ساخته میشوند که در دریا غرق شدهاند و میخواهند دیگران را نیز با خود همراه کنند. این بخش از روایت، به ایکوچی رنگی ترسناکتر و ماورایی میدهد و آن را از یک جانور عجیب به نشانهای از خشم دریا تبدیل میکند.
ایکوچی بیش از آنکه فقط یک هیولای دریایی باشد، بازتاب ترس انسانهای قدیم از عمق ناشناخته اقیانوس است؛ جایی که هر سایهای میتوانست به افسانهای تبدیل شود.