مقدمه
چشم اسب یکی از بزرگترین چشمها در میان پستانداران خشکیزی است. تواناییهای بینایی این حیوان با رفتار طبیعی او پیوندی نزدیک دارد؛ اسب هم در روز و هم در شب فعال است و در طبیعت جزو جانوران طعمه به شمار میآید.
در آموزش، سواری و مدیریت اسب باید هم نقاط قوت و هم محدودیتهای بینایی او را در نظر گرفت. درک ساختار چشم اسب کمک میکند بفهمیم چرا در موقعیتهای مختلف واکنشهایی مانند ترس، مکث، پرش یا فرار نشان میدهد.
نکته کلیدی: اسب جهان اطراف خود را متفاوت از انسان میبیند؛ بنابراین قضاوت درباره واکنشهای او باید با شناخت میدان دید، حساسیت به نور و توانایی تشخیص رنگ انجام شود.
آناتومی چشم اسب
چشم اسب از کره چشم و ساختارهای اطراف آن تشکیل شده است. این ساختارهای پیرامونی، از جمله پلکها، ماهیچهها، غدد اشکی و بافتهای محافظ، با نام ضمایم چشمی شناخته میشوند.
کره چشم
کره چشم اسب کاملاً کروی نیست و از جلو به عقب کمی تختتر است. برخلاف تصور قدیمی، پژوهشها نشان دادهاند اسب شبکیه شیبدار ندارد.
دیواره چشم از سه لایه تشکیل شده است: لایه داخلی یا عصبی، لایه عروقی و لایه فیبری.
- لایه عصبی یا شبکیه: شبکیه از سلولهایی ساخته شده که امتداد مغز از مسیر عصب بیناییاند. گیرندههای این لایه به نور حساساند. مخروطها حساسیت کمتری به نور دارند، اما به دید رنگی و وضوح تصویر کمک میکنند. سلولهای استوانهای حساسیت بیشتری به نور دارند و دید در شب را ممکن میسازند، اما فقط تفاوتهای روشنایی و تاریکی را ثبت میکنند.
- بخشهای شبکیه: چون تنها حدود دو سوم چشم نور دریافت میکند، گیرندههای نوری لازم نیست تمام سطح داخلی چشم را بپوشانند و فقط ناحیهای از مردمک تا دیسک عصبی را پوشش میدهند. به بخش دارای سلولهای حساس به نور، pars optica retinae و به بخش نابینا pars caeca retinae گفته میشود.
- دیسک عصبی: دیسک عصبی سلول حساس به نور ندارد، زیرا محل خروج عصب بینایی به سمت مغز است؛ بنابراین در چشم اسب یک نقطه کور محسوب میشود.
- لایه عروقی یا یووه: این لایه از مشیمیه، جسم مژگانی و عنبیه تشکیل شده است. مشیمیه سرشار از رنگدانه و رگهای خونی است و در کف چشم لایهای به نام tapetum lucidum را میسازد. این لایه نور را به شبکیه بازمیتاباند و باعث درخشش زرد و سبز چشم اسب در شب میشود.
- عنبیه و مردمک: عنبیه میان قرنیه و عدسی قرار دارد. رنگ چشم از عنبیه دیده میشود و اندازه مردمک را تغییر میدهد تا مقدار نور ورودی به چشم تنظیم شود.
- لایه فیبری: این لایه شامل صلبیه و قرنیه است و از چشم محافظت میکند. صلبیه همان سفیدی چشم است و از الاستین و کلاژن ساخته شده. قرنیه نیز پوشش شفاف جلوی چشم است که از بافت همبند تشکیل شده و چون رگ خونی مستقیم ندارد، با اشک و زلالیه تغذیه میشود.
- عدسی: عدسی پشت عنبیه قرار دارد و با رباط آویز مژگانی و ماهیچه مژگانی در جای خود نگه داشته میشود. این ساختارها امکان تطابق چشم، یعنی تغییر شکل عدسی برای تمرکز روی اجسام نزدیک و دور، را فراهم میکنند. عدسی از لایههایی پیازیشکل ساخته شده است.
رنگ چشم
عنبیه اسب معمولاً قهوهای تیره است، اما ممکن است رنگهای دیگری مانند آبی، فندقی، کهربایی و سبز نیز داشته باشد. چشم آبی در اسبها غیرعادی نیست و اغلب با نشانهها یا الگوهای سفید بدن همراه است.
الگوهای لکهسفیدی که بیش از همه با چشم آبی ارتباط دارند شامل اسپلشد وایت، فریم اوورو و گاهی سابینو هستند. در اسبهایی که نشانه سفید دارند، ممکن است یک چشم یا هر دو چشم آبی باشند یا بخشی از عنبیه آبی باشد.
اسبهایی که دو نسخه از ژن رقیقکننده کرم دارند و گاهی به آنها دابل دیلیوت گفته میشود، همیشه چشمهایی آبی روشن دارند که با پوشش کرمرنگ و رنگپریدهشان هماهنگ است. اسبهای کرم تکنسخهای، مانند پالومینو و باکاسکین، اغلب چشمهایی قهوهای روشن دارند.
چشم اسبهای دارای ژن شامپاین معمولاً طیفهایی سبزگون دارد؛ در تولد آبی روشن یا فیروزهای است و با رشد حیوان به رنگ فندقی تیرهتر تغییر میکند.
اسبها حتی میتوانند چشمهای ناهمرنگ داشته باشند. با این حال، مانند انسان، هنوز بخش زیادی از ژنتیک و علتشناسی رنگ چشم در اسبها بهطور کامل شناخته نشده است.
ضمایم چشمی
پلکها از سه لایه بافتی تشکیل شدهاند: لایه نازک پوست که با مو پوشیده شده، لایه ماهیچهای که باز و بسته شدن پلک را ممکن میکند، و ملتحمه پلکی که با سطح کره چشم تماس دارد. فاصله میان دو پلک، شکاف پلکی را میسازد.
پلک بالایی بزرگتر است و حرکت بیشتری نسبت به پلک پایینی دارد. اسبها برخلاف انسانها پلک سوم نیز دارند که به آن پرده پلکزن گفته میشود. این پرده در گوشه داخلی چشم قرار دارد و بهصورت مورب روی قرنیه کشیده میشود تا از آن محافظت کند.
دستگاه اشکی با تولید اشک، رطوبت و مواد مغذی لازم را به چشم میرساند و به خارج کردن ذرات ریز واردشده به چشم کمک میکند. این دستگاه شامل غده اشکی و غده اشکی فرعی است. پلک زدن مایع اشکی را روی سطح چشم پخش میکند و سپس اشک از طریق مجرای اشکی-بینی به داخل سوراخ بینی اسب تخلیه میشود.
ماهیچههای چشمی نیز حرکت کره چشم را درون جمجمه ممکن میسازند.
میدان دید
چشمهای اسب در دو طرف سر قرار گرفتهاند. این جایگیری جانبی باعث میشود اسب حدود ۳۵۰ درجه میدان دید داشته باشد؛ حدود ۶۵ درجه آن دید دوچشمی و حدود ۲۸۵ درجه آن دید تکچشمی است.
این میدان دید گسترده به اسب کمک میکند شکارچیان را سریعتر تشخیص دهد. با این حال، دید تکچشمی گسترده دو نقطه کور ایجاد میکند: یکی درست جلوی صورت که به شکل مخروطی در فاصله حدود ۹۰ تا ۱۲۰ سانتیمتری جلوی اسب به یک نقطه میرسد، و دیگری دقیقاً پشت سر که هنگام ایستادن با سر روبهرو، تا پشت کمر و دم ادامه پیدا میکند.
به همین دلیل، وقتی اسب از مانع میپرد، مانع درست پیش از خیز برای لحظاتی از دید او خارج میشود.
اما این میدان گسترده هزینهای دارد. جایگیری چشمها دامنه دید دوچشمی را در صفحه افقی به حدود ۶۵ درجه محدود میکند و این میدان بیشتر به شکل مثلثی در جلوی صورت اسب قرار دارد. در نتیجه، اسب نسبت به انسان درک عمق کمتری دارد.
برای استفاده از دید دوچشمی، اسب مستقیم به شیء نگاه میکند. هنگام بررسی شکارچی دور یا تمرکز روی مانع پرش، سر خود را بالا میآورد. برای دیدن شیء نزدیکتر در سطح زمین، مانند مار یا خطری برای سمها، پوزه را پایین میآورد و با گردنی نسبتاً خمیده به پایین نگاه میکند.
اسب با بالا یا پایین بردن سر، دامنه دید دوچشمی خود را تنظیم میکند. وقتی از اسب خواسته میشود در حالت on the bit و با سر عمود بر زمین حرکت کند، میدان دید مؤثر او پایینتر میآید. این حالت تمرکز دید دوچشمی را کمتر روی دور دست و بیشتر روی زمین بلافاصله جلوی اسب قرار میدهد؛ وضعیتی که برای فاصلههای داخل سالن مناسبتر است، اما در مسیرهای کراسکانتری انعطاف کمتری دارد.
سوارکارانی که اسب را خیلی «دیپ»، «پشت خط عمود» یا در قاب رولکور سوار میشوند، دامنه دید دور اسب را بیشتر کاهش میدهند و دید حیوان را تقریباً به چند قدم جلوی سمهای جلو محدود میکنند. سوارکاران اسبهای پرشی معمولاً این موضوع را در نظر میگیرند و چند گام پیش از پرش اجازه میدهند سر اسب کمی بالا بیاید تا حیوان بتواند مانع و نقطه مناسب خیز را ارزیابی کند.
وضوح دید و حساسیت به حرکت
در شبکیه اسب ناحیهای خطی به نام نوار بینایی وجود دارد که تراکم سلولهای گانگلیونی در آن بسیار بالاست؛ تا ۶۱۰۰ سلول در هر میلیمتر مربع در نوار بینایی، در مقایسه با ۱۵۰ تا ۲۰۰ سلول در ناحیه محیطی. وقتی تصویر اجسام روی این ناحیه بیفتد، اسب وضوح دید بهتری دارد. به همین دلیل اسب سر خود را کج یا بالا میبرد تا شیء را در این ناحیه قرار دهد.
اسب به حرکت بسیار حساس است، زیرا حرکت معمولاً نخستین نشانه نزدیک شدن شکارچی است. چنین حرکتی اغلب ابتدا در میدان پیرامونی دیده میشود، جایی که وضوح دید پایینتر است. اگر چیزی ناگهان وارد میدان پیرامونی اسب شود، حیوان معمولاً حالت تدافعی میگیرد یا فرار میکند.
دید رنگی
اسبها کوررنگ نیستند؛ آنها دید دوگانه یا دیکروماتیک دارند. این یعنی رنگها را در دو ناحیه طول موج از نور مرئی تشخیص میدهند، در حالی که بیشتر انسانها دید سهگانه دارند.
به زبان ساده، اسبها رنگهای آبی و سبز و طیفهای نزدیک به آنها را میبینند، اما در تشخیص قرمز مشکل دارند. دید رنگی اسب تا حدی شبیه کوررنگی قرمز و سبز در انسان است؛ در این حالت برخی رنگها، بهویژه قرمز و رنگهای نزدیک به آن، سبزتر دیده میشوند.
دید دوگانه نتیجه وجود دو نوع مخروط در چشم اسب است: مخروط حساس به طول موج کوتاه که در حدود ۴۲۸ نانومتر، یعنی آبی، بهترین عملکرد را دارد و مخروط حساس به طول موج میان تا بلند که در حدود ۵۳۹ نانومتر، یعنی رنگی زردگون، بهترین عملکرد را دارد.
احتمالاً این ساختار به دلیل فعالیت بیشتر اسبها در سپیدهدم و غروب شکل گرفته است؛ زمانی که سلولهای استوانهای چشم برای دید در نور کم بسیار کارآمدند.
محدودیت دید رنگی اسب گاهی در طراحی موانع پرش اهمیت پیدا میکند. اگر رنگ مانع و زمین فقط چند درجه با هم تفاوت داشته باشند، اسب تشخیص مرز میان آنها را سختتر انجام میدهد. به همین دلیل، بسیاری از مربیان میلههای پرش را با رنگی متفاوت از زمین یا منظره اطراف رنگ میکنند تا اسب در نزدیک شدن به مانع بهتر آن را ارزیابی کند.
مطالعات نشان دادهاند احتمال برخورد اسب به میله و انداختن آن کمتر میشود، اگر مانع با دو یا چند رنگ متضاد رنگآمیزی شده باشد. تشخیص تفاوت میان زرد و سبز برای اسبها بهویژه دشوار است.
حساسیت به نور
اسبها نسبت به انسانها سلولهای استوانهای بیشتری دارند و نسبت استوانهها به مخروطها در چشم آنها حدود ۲۰ به ۱ است. وجود لایه tapetum lucidum نیز دید شب بسیار خوبی به آنها میدهد.
این ویژگیها باعث میشود اسبها در روزهای کمی ابری، نسبت به روزهای بسیار آفتابی و پرنور، دید بهتری داشته باشند. چشم بزرگ اسب تشخیص شکل و کنتراست روشنایی را بهویژه در نور کم بهبود میدهد و احتمالاً به شناسایی شکارچیان کمک میکند.
مطالعات آزمایشگاهی نشان دادهاند اسبها در نور کم میتوانند شکلهای مختلف را از هم تشخیص دهند، حتی در شرایطی که نور تیرهترین شبهای بیماه در جنگل را تقلید میکند. وقتی نور تقریباً به تاریکی مطلق میرسد، اسبها دیگر نمیتوانند شکلهای مختلف را از هم تشخیص دهند؛ با این حال همچنان میتوانند در محوطه و اطراف تجهیزات آزمون حرکت کنند، در حالی که انسانها در همان شرایط به دیوارها، تجهیزات، ستونها و حتی خود اسب برخورد میکردند.
با وجود دید شب قوی، اسبها در سازگاری با تغییر ناگهانی نور از انسانها ضعیفترند؛ مانند زمانی که از یک روز پرنور وارد اصطبل تاریک میشوند. این موضوع در آموزش اهمیت دارد، زیرا برخی کارها مانند بارگیری در تریلر ممکن است صرفاً به این دلیل اسب را بترسانند که حیوان بهخوبی نمیبیند.
در سواری نیز جابهجایی سریع از نور به تاریکی یا برعکس میتواند بهطور موقت تشخیص آنچه پیش روی اسب است را دشوار کند.
نزدیکبینی و دوربینی
بسیاری از اسبهای اهلی، حدود یکسوم آنها، تمایل به نزدیکبینی دارند، در حالی که تعداد اسبهای دوربین کمتر است. اسبهای وحشی اما معمولاً دوربیناند.
تطابق چشم
اسبها توانایی تطابق نسبتاً ضعیفی دارند؛ یعنی تغییر تمرکز با تغییر شکل عدسی برای دید واضح اجسام نزدیک و دور در آنها محدودتر است. دلیل این موضوع ضعف نسبی ماهیچههای مژگانی است.
با این حال، این محدودیت معمولاً برای اسب مشکل جدی ایجاد نمیکند، زیرا تطابق بیشتر هنگام تمرکز دقیق روی اجسام نزدیک کاربرد دارد و اسبها بهندرت به چنین تمرکزی نیاز پیدا میکنند.
در گذشته تصور میشد اسب برای تمرکز روی اجسام، سر خود را کمی کج میکند. اما شواهد جدیدتر نشان میدهد حرکتهای سر اسب بیشتر به استفاده از میدان دید دوچشمی مربوط است، نه صرفاً نیاز به فوکوس.
اختلالات و بیماریهای چشم
هر آسیب چشمی در اسب بالقوه جدی است و نیاز به بررسی فوری دامپزشک دارد. علائم آسیب یا بیماری چشمی شامل تورم، قرمزی و ترشح غیرعادی است. حتی آسیبهای نسبتاً کوچک چشم اگر درمان نشوند، ممکن است عوارضی ایجاد کنند که به نابینایی منجر شود.
- خراش قرنیه: آسیب سطح قرنیه که میتواند با درد، اشکریزی و حساسیت به نور همراه باشد.
- زخم قرنیه: زخم عمیقتر در قرنیه که بدون درمان ممکن است به عفونت، پارگی یا نابینایی منجر شود.
- کراتیت: التهاب قرنیه.
- ورم ملتحمه: التهاب پوشش داخلی پلک و سطح سفیدی چشم.
- یووئیت: التهاب بخش میانی چشم که شامل یووئیت عودکننده و افتالمی دورهای یا نابینایی ماهی میشود. یووئیت عودکننده خودبهخودی اسب در ۱۰ تا ۱۵ درصد جمعیت اسبی رخ میدهد و نژاد آپالوسا هشت برابر جمعیت عمومی خطر بیشتری دارد.
- هابرونما: آلودگی انگلی مرتبط با لارو مگس که میتواند چشم را درگیر کند.
- کراتوکونژنکتیویت خشک: کاهش تولید اشک و خشکی پایدار سطح چشم.
منابع و مطالعه بیشتر
- چشم
- دید بر پایه رده جانوران