کونچا پرز کولادو

Concha Pérez Collado
📅 5 اسفند 1404 📄 988 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

کونچا پرز کولادو (۱۹۱۵-۲۰۱۴)، یک انارشیست اسپانیایی، از اعضای فعال CNT و بعداً CGT بود. او در سن ۱۷ به فعالیت‌های آنارشیستی پیوست و در آغاز جنگ داخلی اسپانیا در گروه مسلح «لوس آگیلوشوس» جنگید. پس از جنگ در فرانسه زندگی کرد، کسب‌وکار شخصی راه انداخت و پس از مرگ فرانکو دوباره در فعالیت‌های اجتماعی مشارکت کرد. او در ۹۸ سالگی در بارسلونا درگذشت و به عنوان یکی از آخرین مبارزان زن این جنگ شناخته می‌شود.

کونچا پرز کولادو

کونچا پرز کولادو (۱۷ اکتبر ۱۹۱۵ بارسلونا – ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ بارسلونا) یک آنارشیست اسپانیایی بود که با کنفدراسیون ملی کار (CNT) و بعداً با کنفدراسیون جنرال کار (CGT) فعالیت می‌کرد. او از سن ۱۷ در فعالیت‌های آنارشیستی مشارکت داشت و هنگامی که جنگ داخلی اسپانیا در ژوئیه ۱۹۳۶ آغاز شد، بخشی از یک گروه مسلح بود که آماده مقابله با نیروهای ملی‌گرا بود. او در بارسلونا و آراگون درگیر نبردها شد، قبل از اینکه در نهایت به یک کمپ آوارگان فرانسه نقل شود و در آنجا تنها پسرش را به دنیا آورد.

پرز کولادو حدود ۱۹۴۲ به فرانسه بازگشت، جایی که حضانت پسرش را از دست داد و سپس دوباره به دست آورد. او همچنین با مائوریسی پالو، که یک عاشق سابق بود، ارتباط مجدد برقرار کرد و زوج یک مغازه جواهرات و زیرلباس در بازار سنت آنتونی افتتاح کردند که میزبان نشست‌های آنارشیستی نیز بود. پس از مرگ فرانکو، او به طور بازتری در برگزاری رویدادهای محلی مشارکت کرد و فعالیت‌های آنارشیستی خود را ادامه داد. پرز کولادو در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ در بارسلونا درگذشت. او یکی از آخرین مبارزان زن نسل خود از جنگ داخلی بود که درگذشت.

جوانی

پرز کولادو در ۱۷ اکتبر ۱۹۱۵ در لس کورتس، بارسلونا متولد شد. پدرش، خوآن پرز گوئل، شش فرزند از دو زن مختلف داشت و پرز سومین فرزندش بود. مادرش در نتیجه سل در زمانی که او دو ساله بود درگذشت. پدرش، که خود یک آنارشیست بود، به دلیل باورهای سیاسی‌اش به زندان افتاد. به عنوان یک کودک، پرز کولادو نتوانست به مدرسه برود. در نوجوانی اولیه‌اش، شروع به کار در یک کارگاه هنرهای گرافیکی کرد. در سن ۱۶ سالگی، این شغل را ترک کرد و با آتنئو لیبرتاریو فارو و آتنئو آگروپاسیون هومانیداد فعالیت می‌کرد.

پرز کولادو یک آنارشیست بود. او در ۱۹۳۲ به فدراسیون آنارشیست ایبریایی (FAI) پیوست. سال بعد، در یک تظاهر در مقابل یک کارخانه، همراه با یک هم‌راه به دلیل حمل سلاح پنهان دستگیر شد. بعداً، پس از آزادی از زندان، در نجاری کار کرد. او این شغل را تا آغاز جنگ داخلی ادامه داد.

جنگ داخلی

هنگامی که جنگ داخلی در ژوئیه ۱۹۳۶ آغاز شد، پرز کولادو از قبل به سلاح‌ها دسترسی داشت و آماده رفتن به جبهه بود. او بخشی از یک گروه آنارشیستی بود که برای آنچه به عنوان یک شورش نظامی اجتناب‌ناپذیر می‌دیدند، آماده می‌شدند و برای پیش‌بینی درگیری‌های آینده با سلاح‌ها تمرین می‌کرد.

در روزهای اولیه جنگ، پرز کولادو بخشی از «لوس آگیلوشوس د لس کورتس»، گروهی از ۱۰۰ سرباز مسلح از محله بارسلونای خودش بود. تنها هفت نفر از آنان زنان بودند. بلافاصله پس از آغاز جنگ داخلی، پرز کولادو بخشی از گروهی بود که با هدف آزادی زندانیان سیاسی به زندان مدل حمله کرد. بعداً، او بخشی از گروهی بود که یک صومعه را تصرف کرد. او همچنین در ساخت مانع‌های خیابانی در محله بارسلونای خود کمک کرد. همراه با آنارشیست‌های دیگر، او در پشت یک وانت پیکاپ که با یک تشک پوشانده شده بود و چهار تفکار بین آنان قرار داشت، سوار شد. آن‌ها به پایگاه‌های پدربلس رفتند، در آنجا درگیر نبرد شدند و موفق به کسب یک ذخیره کوچک سلاح شدند. پس از این، گروهش به کاسپ در جبهه آراگون رفت. یک‌بار در کاسپ، او به ستون اورتیز پیوست و با واحد جدیدش به آزیدا رفت. واحدش در آزیدا ماند تا زمانی که برای حمله بر بلشیت در ۲۴ اوت ۱۹۳۶ متحرک شد. او چهار ماه دیگر در جبهه آراگون ماند، پس از آن به هووسکا رفت. از دسامبر ۱۹۳۶، او بخشی از گروهی از زنان میلیشیا (میلیشیانا) بود که در بخش تردینتا جنگیدند. زنان در نهایت تا پایان سال از جبهه خارج شدند و او به بارسلونا بازگشت تا در یک کارخانه بمب‌سازی کار کند.

او در بارسلونا در می ۱۹۳۷، در حالی که در منطقه نزدیک میدان کاتالونیا چرخه‌گردی می‌کرد، در کمین قرار گرفت و مجروح شد. قطعه فلزی که در پایش گیر کرده بود، سال‌ها در بدنش باقی ماند. او در دسامبر ۱۹۳۸، زمانی که بارسلونا سقوط کرد، به مرز رفت. خود را در کمپ آوارگان آرژنز یافت، جایی که بعداً به عنوان یک پرستار داوطلب کار کرد. در آنجا، با دکتر اسیدورو آلونسو، یک پزشک سوسیالیست مادرید، آشنا شد و با او رابطه عاطفی برقرار کرد. دو نفر والدین تنها فرزند پرز کولادو، پسری که در مارسی به دنیا آمد، شدند.

زندگی پس از جنگ داخلی

در سپتامبر ۱۹۴۲، پرز کولادو تنها به بارسلونا بازگشت تا حضانت پسرش را به دلیل تصمیم دولت که او نمی‌توانست به خوبی از او مراقبت کند، از دست بدهد. با پیدا کردن کار به عنوان خدمتکار در یک خانواده یهودی، آن‌ها به او کمک کردند تا با نشان دادن اینکه کافی پول برای بزرگ کردن پسرش دارد، حضانتش را دوباره به دست آورد.

در حین اقامت در بارسلونا، پرز کولادو همچنین با مائوریسی پالو که یک عاشق سابق بود و اخیراً پس از چهار سال زندان آزاد شده بود، ارتباط مجدد برقرار کرد. زوج سپس یک مغازه جواهرات و زیرلباس در بازار سنت آنتونی راه‌اندازی کردند. این مغازه همچنین به عنوان یک محل دیدار برای آنارشیست‌ها نیز عمل می‌کرد. در این زمان، او به عنوان یک فعال CNT ادامه فعالیت داد. پس از جنگ داخلی، او در CGT بسیار فعال‌تر شد. پس از مرگ فرانکو در ۱۹۷۵، در انجمن‌های محلی محله خود مشارکت کرد.

از ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۴، پرز کولادو در مجموعه‌ای از مصاحبه‌ها با نیک رایدر درباره آنارشیسم در اسپانیا در دهه ۱۹۳۰ شرکت کرد. گروه «موخیرس دل ۳۶» (زنان ۳۶) در ۱۹۹۷ ایجاد شد و پرز کولادو یکی از بنیان‌گذاران آن بود.

پرز کولادو در ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ در بارسلونا درگذشت. مرگ او در سن ۹۸ سالگی در ۲۰۱۴، پایان یک عصر را علامت زد، زیرا او یکی از آخرین زنان مبارز اسپانیایی از جنگ داخلی بود که زنده بود.

میراث

اعضای گروهی که در حال راه‌اندازی یک کتابخانه در مرکز اجتماعی اشغالی‌شده محلی ل'آنتربانک بلافاصله پس از درگذشت پرز کولادو بودند، تصمیم گرفتند این پروژه را به عنوان احترام به زندگی او، «کتابخانه اجتماعی کونشا پرز» نام‌گذاری کنند.

منابع

  • آنارشیست‌های اسپانیایی
  • فمینیست‌های اسپانیایی
  • فعالان حقوق زنان اسپانیایی
  • کمونیست‌های اسپانیایی
  • افراد از کاتالونیا
  • افراد از بارسلونا
  • پرستاران اسپانیایی
  • تولد‌های ۱۹۱۵
  • وفات‌های ۲۰۱۴
  • پرسنل نظامی اسپانیایی در جنگ داخلی اسپانیا (جناح جمهوری)
  • زنان در جنگ در اسپانیا
  • زنان اسپانیایی در جنگ داخلی اسپانیا (جناح جمهوری)
  • زنان در جنگ ۱۹۰۰–۱۹۴۵
  • زنان اسپانیایی در قرن بیستم

جمع‌بندی

زندگی کونچا پرز کولادو نمادی از پایداری و تعهد به ایده‌های آنارشیستی در طول یک قرن پرتحول است. از نوجوانی در تلاش برای آزادی تا شرکت در خط مقدم جنگ داخلی اسپانیا و سپس مبارزه برای حفظ فرزندش در پس از جنگ، او الگویی از مقاومت فردی و جمعی بود. فعالیت‌هایش پس از بازگشت به اسپانیا، به ویژه در تشکیل انجمن‌های محلی و حفظ خاطرات جنگ، نشان‌دهنده تعهد ماندگار او به عدالت اجتماعی و یادگار زنانی است که در تاریخ رسمی کمتر به یادگارشان نوشته شده است. مرگ او در ۲۰۱۴، پایان یک نسل از مبارزان زن این جنگ را علامت زد.