بوناپارتساروس: دایناسور گیاهخوار گوشتخوار از آرژانتین
بوناپارتساروس (به معنی «سوسمار بناپارت»)، که به افتخار خوزه بناپارت نامگذاری شده است، یک سرده منقرضشده از دایناسورهای ارنیتوپود گیاهخوار متعلق به خانواده هادروساریان (Hadrosauridae) است. این دایناسور در دوران کامپانیان و ماستریشتین، در اواخر کرتاسه، در منطقهای که امروزه آرژانتین نامیده میشود، میزیسته است.
کشف و نامگذاری
بقایای بوناپارتساروس برای اولین بار در سال 1984 توسط دیرینهشناس آرژانتینی، خایمه پوول، و همکارانش کشف شد. او در سال 1987 این بقایا را به عنوان یک «لامبئوزورینه نامشخص» توصیف کرد و به دلیل اندازهی بزرگ زوائد خاری مهرهها، آن را با سردههایی مانند هیپاکروسوروس و بارسولدیا مقایسه نمود.
در سال 2010، روبن دی. خوارز والری و تیمش، با استفاده از مواد مختلفی که از دو مکان متفاوت (سالیتارال مورنو و جزایر مالویناس) در سازند آلن به دست آمده بود، سرده و گونهی جدیدی به نام ویلیناکائه سالیترنسیس (Willinakaqe salitralensis) را معرفی کردند. بیشتر این مواد در مجموعه موزه استانی کارلوس آمگینو نگهداری میشدند. در این میان، نمونهای که توسط پوول بررسی شد، پاراتیپ (نمونه شاهد) این سرده جدید نام گرفت. هولوتایپ (نمونه اصلی) لامپاسوروس نیز به عنوان مواد منتسب به W. salitralensis از مکان دوم، در موزه تاریخ طبیعی استانی در استان لا پامپا نگهداری میشد.
بعدها، در سال 2016، پنه لوپه کروز-کابالرو و رودولفو کوریا، مواد منتسب به سرده ویلیناکائه را مجدداً بررسی کردند. آنها به این نتیجه رسیدند که این فسیلها ممکن است بیش از یک گونه هادروساری را نشان دهند و ویژگیهای مورد استفاده در تشخیص این سرده، معتبر نیستند. علاوه بر این، نمونه در وضعیت خوبی حفظ نشده و ناقص بود، در نتیجه غیرتشخیصی تلقی شد و W. salitrensis به عنوان یک نام نامعتبر (nomen vanum) تنزل یافت.
در مطالعهای در سال 2017، کروزادو-کابالرو و پوول (که پیش از انتشار مقاله درگذشت)، پاراتیپ W. salitralensis را به سرده و گونهی خود، یعنی بوناپارتساروس ریونگرنسیس (Bonapartesaurus rionegrensis)، اختصاص دادند. آنها معتقد بودند که ویلیناکائه ترکیبی از هادروساریهای مختلف بوده و در نتیجه نامی نامعتبر است.
توصیف
نمونهی هولوتایپ (MPCA-Pv SM2/1-71) شامل اسکلت جزئی است که شامل 4 مهره پشتی، یک خاجی کامل، 8 مهره قدامی دمی، 9 مهره میانی دمی، 2 بلوک حاوی 5 مهره میانی دمی، 18 قوس دمی، 3 دنده پشتی، بخشی از استخوان کتف راست، بخشی از استخوان بازوی چپ، استخوان زند چپ، استخوان لگن خاصره راست، استخوان شرمگاهی چپ تقریباً کامل، بخشهایی از دو استخوان نشیمنگاه، هر دو استخوان ران، درشتنی و نازکنی، استخوان قاپ چپ، استخوان پاشنه راست، پای چپ تقریباً کامل و مفصلی، و دو بلوک حاوی تاندونها میشود. تمام مواد به دست آمده از سایت سالیتارال مورنو در استان ریو نگرو در جنوب آرژانتین، از عضو پایینی سازند آلن استخراج شدهاند که مربوط به اواخر کرتاسه (کامپانیان تا ماستریشتین) است.
بوناپارتساروس با ترکیبی از ویژگیهای منحصر به فرد زیر مشخص میشود:
- نسبت ارتفاع زوائد خاری مهرهها، خاجی و تنه مهرهها بیشتر از 3.5 است.
- زوائد خاری در بخش قدامی مهرههای دمی بسیار بلند هستند (بین سه و نیم تا چهار برابر ارتفاع تنه مهره) و به طور یکنواخت در انتها پهن میشوند.
- برآمدگی پیشلگنی (pre-acetabular process) کمی به سمت پایین خم شده و زاویهای بیش از 150 درجه دارد.
- نسبت حداکثر عمق پشتی-شکمی در انتهای خلفی برآمدگی پیشلگنی به فاصله بین زائده لگنی و لبه پشتی استخوان لگن خاصره، کمتر از 0.50 است.
- نسبت ارتفاع به طول قدامی-خلفی عمق پشتی-شکمی لایه لگنی، 0.8 یا بیشتر است.
- پروفیل جانبی نامتقارن زائده فوقلگنی (supraacetabular process).
- بخش خلفی زائده پسلگنی (postacetabular process) به دلیل پیچش دورسومی زائده پسلگنی، به طور قابل توجهی ضخیمتر است.
- قلهی پهن شدهی استخوان درشتنی (cnemial crest) که به بخش پروگزیمال (نزدیک به تنه) استخوان درشتنی محدود میشود.
- سطح مفصلی استخوان قاپ (astragalus) برای قوزک داخلی درشتنی به طور متوسط به سمت داخل گسترش یافته و تنها با بخشی از سطح شکمی قوزک داخلی درشتنی مفصل میشود.
آسیبشناسیها (Paleopathologies)
در سال 2021، کروزادو-کابالرو و همکارانش با استفاده از اسکنر CT، سه آسیبشناسی را در استخوانهای هولوتایپ بوناپارتساروس شناسایی کردند. این آسیبها بر روی دو مهره دمی و استخوان دوم کف پا (metatarsal II) چپ قرار داشتند. دو مهره دمی دچار شکستگی در زائدههای خاری شده بودند. در مهره اول، آسیب ناشی از ضربه بوده و علاوه بر آن، عفونت پس از ضربه نیز وجود داشته است. علت آسیبشناسی در مهره دمی بعدی ناشناخته است. همچنین، توموری در استخوان کف پا وجود داشت که احتمالاً یک تومور بدخیم استخوان به نام استئوسارکوم بوده است. این آسیبشناسیها احتمالاً باعث درد و اختلال در عملکرد طبیعی حیوان شده بودند، اما علت مرگ آن نبودند.
تبارزایی (Phylogeny)
اولین تحلیل فیلوژنتیکی بوناپارتساروس، از تعریف پل سرنو برای هادروساریان در سال 1998 پیروی کرد. همچنین از طبقهبندی سنتی زیرخانواده هادروسورینهها (Hadrosaurinae) استفاده شد که تمام هادروساریان بدون تاج را به همراه سرده ناقص هادروسوروس در یک زیرخانواده قرار میدهد. این دایناسور همچنین در تیره سائورولوفینی (Saurolophini) قرار گرفت و مشتقتر از پروصوروس اما ابتداییتر از گونههای سائورولوفوس بود. این برخلاف طبقهبندی موقت ویلیناکائه در تیره کریتوسورینی (Kritosaurini) بود. نمودار شاخهای زیر بر اساس تحلیل فیلوژنتیکی کروزادو-کابالرو و پوول در سال 2017 است (روابط با لامبئوزورینهها و هادروسوئیدها نشان داده نشده است):
در توصیف سال 2023 از هادروسوئید آمریکای جنوبی، گونکن (Gonkoken)، آلارکون-مونوز و همکاران، بوناپارتساروس را عضوی از آوستروکریتوسوریا (Austrokritosauria) یافتند. این گروه شامل سائورولوفینهای کاملاً آمریکای جنوبی است که ارتباط نزدیکی با کریتوسورینها دارند. نتایج تحلیلهای فیلوژنتیکی آنها از سائورولوفینه در نمودار شاخهای زیر نمایش داده شده است:
(در اینجا نمودار شاخهای باید قرار گیرد، اما در فرمت متنی قابل نمایش نیست.)
جستارهای وابسته
- جدول زمانی تحقیقات هادروساریان
- دیرینهشناسی آرکوزانها در سال 2017
منابع
- سائورولوفینها
- زندگی در کامپانیان
- زندگی در ماستریشتین
- دایناسورهای اواخر کرتاسه در آمریکای جنوبی
- کرتاسه آرژانتین
- فسیلهای آرژانتین
- سازند آلن
- سردههای فسیلی توصیف شده در سال 2017
- سردههای ارنیتویشین