جعبه‌سیاه‌سازی: مفهوم و کاربرد در مطالعات علم و فناوری

Blackboxing
📅 9 تیر 1405 📄 177 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

جعبه‌سیاه‌سازی فرایندی اجتماعی در مطالعات علم است که پیچیدگی‌های داخلی یک سیستم را پنهان می‌کند. این مفهوم از برونو لاتور الهام گرفته و نشان می‌دهد که موفقیت علم و فناوری، درک آن‌ها را دشوارتر می‌کند. رویکردهای سازنده‌گرای اجتماعی تلاش می‌کنند این جعبه‌سیاه را باز کنند تا روابط و بازیگران پنهان را آشکار سازند.

در مطالعات علم، مفهوم جعبه‌سیاه‌سازی بر اساس ایده انتزاعی یک جعبه سیاه شکل گرفته است. به گفته برونو لاتور، جعبه‌سیاه‌سازی «روشی است که کار علمی و فنی به دلیل موفقیت خود نامرئی می‌شود. زمانی که یک ماشین به‌خوبی کار می‌کند یا یک واقعیت اثبات می‌شود، تنها به ورودی‌ها و خروجی‌ها توجه می‌شود، نه به پیچیدگی‌های داخلی آن.»

رویکردهای سازنده‌گرای اجتماعی مانند ساخت اجتماعی فناوری (SCOT) اغلب بر «بازکردن جعبه سیاه» متمرکز هستند. این رویکرد به محققان کمک می‌کند تا مدل‌های تجربی تغییرات فنی را درک کنند. برای مثال، بازکردن جعبه سیاه یک خودروی الکتریکی، نه تنها قطعات مکانیکی، بلکه بازیگرانی مانند تسلا و استخراج لیتیوم را آشکار می‌سازد.

در نظریه شبکه-بازیگر، جعبه‌سیاه‌سازی برای ساده‌سازی سیستم‌های پیچیده استفاده می‌شود. با این حال، اگر این ساده‌سازی ناکافی باشد، باید جعبه سیاه باز شود و شبکه‌ای از بازیگران جدید آشکار گردد. کِلِی اسپینوزی هشدار می‌دهد که این فرآیند در صورت بروز مشکل، پیچیدگی‌های غیرقابل پیش‌بینی را به همراه دارد.

جعبه‌سیاه‌سازی توسط برخی محققان مانند لنگدان وینر به دلیل روش‌گرایانه بودن و تمرکز محدود مورد انتقاد قرار گرفته است. همچنین، آر.اچ. لاسین آن را تحریف مفهوم ارزش‌کار مارکسیستی می‌داند.

جمع‌بندی

جعبه‌سیاه‌سازی اگرچه ابزاری قدرتمند برای ساده‌سازی سیستم‌های پیچیده است، اما انتقاداتی نیز دارد. برخی آن را روش‌گرایانه و محدودکننده می‌دانند. با این حال، این مفهوم در درک روابط پنهان در فناوری و علم نقش کلیدی ایفا می‌کند و به ما یادآوری می‌کند که پشت هر سیستم موفق، شبکه‌ای از بازیگران و روابط پیچیده وجود دارد.