ب. دوندرا پوپاتی؛ شاعر معاصر تامیلی و ناظم کلمات

B. Devendhira Poopathy
📅 24 خرداد 1405 📄 533 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

ب. دوندرا پوپاتی، شاعر و نویسنده برجسته تامیلی، با پنج مجموعه شعر، ادبیات کهن سانگام و فلسفه را در آثارش پیوند زده است. او در کنار شعر، مدیر مالی و بنیان‌گذار نهاد ادبی «کاداوو» است.

ب. دوندرا پوپاتی؛ شاعر و ناظم کلمات

ب. دوندرا پوپاتی که عموماً با نام پوپاتی شناخته می‌شود، شاعر و نویسنده سرشناس تامیلی است. او متولد ۱۸ فوریه ۱۹۶۹ است و تاکنون پنج مجموعه شعر چاپ کرده است: «پیارچول»، «بوی نور»، «ماهیان تاریک»، «دوستان ناتمام» و «من هم آگاو هستم». شعرهای او به‌شدت تحت تأثیر دانش عمیقش در ادبیات سانگام تامیلی و علاقه‌اش به فلسفه قرار دارد.

او از طریق «کاداوو»، نهاد ادبی‌ای که خود بنیان گذاشته، رویدادهای گوناگونی را به نفع ادبیات مدرن تامیلی برگزار می‌کند. پوپاتی در کنار فعالیت ادبی، معاون کمیسر مالیات ایالت تامیل‌نادو است. اخیراً انجمن ادبی «کازام‌پوتیتو» او را برای دریافت جایزه ادبی ۲۰۱۲ برگزیده است. او مدرک کارشناسی ارشد بازرگانی را از کالج هنر و فرهنگ ای.پی.ای در پالانی، مدرک M.Phil را از دانشگاه مادورای کاماراج و مدرک MBA را از دانشگاه آزاد ملی ایندیرا گاندی در دهلی گرفته است. گلف، موسیقی و سینما سرگرمی‌های او را تشکیل می‌دهند. اخیراً در مراسم رونمایی از سایت تامیل‌کوشی، دانش عمیق معنوی او در سخنرانی‌اش با عنوان «چرا خواندن ویشنو سَهَسرانامام اهمیت دارد؟» خود را نشان داد.

نام او گاهی با املاهای متفاوتی چون دوندرا پوپاتی و دوندرا پوپاتی باسکاراستوپاتی نوشته می‌شود.

ماه بی‌پایان؛ ترجمه شعرهای پوپاتی

دوندرا پوپاتی یکی از صداهای منحصربه‌فرد و آرام در میان شاعران معاصر تامیلی است و این جایگاه را با پنج مجموعه شعر تثبیت کرده است. او با ظرافت، شعر می‌سراید؛ گویی با کلمات نقاشی می‌کشد. تصاویر ساده، سرشار از شادمانی و درعین‌حال مرتبطی که می‌آفریند، مخاطب را به سطوحی از معنای شاعرانه پرشکوه می‌برد.

بچه‌گربه‌ها در اتاق به‌هزاران می‌رفتند
وقتی انگشتانم را برای خوردن به آن‌ها می‌دادم
تو از میان شکاف درها
بی‌صدا می‌لغزیدی بیرون... (از شعر واقعیت، میهمان حاضر)

گاه شاعر چون انسانی از عصر حجر به نظر می‌رسد که دلی در طبیعت وحشی دارد، اما بر وسیله‌ای نشسته که در بزرگراه می‌شتابد و با رایانه‌ها، اتاق هتلش را به دفتر اداری تبدیل کرده است (از شعر پل چوبی). کوه‌ها، رودخانه‌ها، درختان، باد، طبیعت وحشی، سپیده‌دم، خورشید و ماه... تمام این عناصر طبیعت از شعرهای او جدایی‌ناپذیرند. وقتی آشفته است، عاشق می‌شود یا پس از دیدن چیزی هولناک در فلسفه پناه می‌جوید، این عناصر پس‌زمینه‌ای دیداری می‌سازند و بی‌سروصدا حال و هوای شعر را برجسته می‌کنند. گویی شاعر با نگاهی حیله‌گر می‌گوید که جزئی از این طبیعت است و بالعکس.

هیچ آشکاری وحشتناکی در کار نیست، هیچ فریادی از بام خانه برنمی‌خیزد. پوپاتی با خشنودی دلش را می‌نویسد؛ چرا که کلمات بی‌زحمت با مشاهده دقیق و توصیف پخته‌اش درمی‌آمیزند.

شبی که از آن نمک زاده شد
اکنون چون عرق می‌چکد
مانند شرابی که می‌تراود
از حاشیه کلمات
در شب‌های پر از بی‌نهایت امکانات. (از شعر شبی که از آن نمک زاده شد)

او گاه با طنز نقد می‌کند و گاه با لحنی ظریف سرزنش می‌کند؛ شعرهایی چون «سیرک ملی» و «پس تو یک جنتلمن هستی» این ویژگی را نشان می‌دهند. «گرای وحشیانه» به‌زعم من یک شعر عاشقانه بی‌همتاست. تفکراتش با لحن فلسفی و تصاویر لطیفی که در تار و پود روایت موجزش تنیده شده‌اند، تجربه‌ای شاعرانه بی‌بدیل برای خواننده رقم می‌زنند. این سطرها از شعر «ظهر بی‌پایان» به‌خوبی جایگاه شاعرانه او را تعریف می‌کند:

این جنگلی از خارهاست
من در عصری که می‌خواهم سرگردان خواهم شد
و در سرزمینی نازاده به سوی تو خواهم آمد.

می‌گویند «آنچه در ترجمه گم می‌شود، خود شعر است»؛ با این حال، من باور دارم که توانستم روح شعرهای پوپاتی را بدون آسیب زیاد به این ترجمه‌ها منتقل کنم.

جمع‌بندی

دوندرا پوپاتی، با تلفیق ظرافت‌های فلسفی و تصاویر طبیعی، صدایی منحصربه‌فرد در شعر معاصر تامیلی خلق کرده است. او در عصر مدرن، حسرت انسان عصر حجر را با تکنولوژی روزآمیزد و در کلماتش، ماه بی‌پایان و طبیعت را جاودانه می‌کند. شعر او، تجربه‌ای بی‌بدیل است.