سوابق آکاشیک: دانشنامه کیهانی رویدادها و افکار
در مکاتب دینی مانند تئوسوفی و مکتب فلسفی انسانشناسی (آنتوسوفی)، مفهوم سوابق آکاشیک به مجموعهای از تمام رویدادها، افکار، کلمات، احساسات و نیتهایی اشاره دارد که در گذشته، حال یا آینده در سراسر جهان برای تمام موجودات و اشکال زندگی، نه فقط انسانها، رخ داده یا خواهد داد. باور بر این است که این سوابق در بعدی غیرفیزیکی به نام بُعد ذهنی رمزگذاری شدهاند. از آنجایی که گمان میرود این سوابق به صورت ارتعاشی در تار و پود فضا کدگذاری شدهاند، برخی این سازوکار را شبیه به نحوه ایجاد هولوگرامها دانستهاند.
در حال حاضر، هیچ مدرک علمی دال بر وجود سوابق آکاشیک وجود ندارد و تحقیقات علمی دقیق در این زمینه پیشرفت چندانی نداشته است.
واژه آکاشا (Akasha) واژهای سانسکریت به معنای «اتر»، «آسمان» یا «اتمسفر» است.
تاریخچه
انجمن تئوسوفی
اصطلاح سانسکریت آکاشا از طریق هلنا بلاواتسکی (۱۸۳۱–۱۸۹۱) به زبان تئوسوفی وارد شد. او از آن به عنوان نوعی نیروی حیاتی یاد میکرد. بلاواتسکی همچنین به «لوحهای نشکن نور اثیری» اشاره داشت که هم گذشته و هم آینده افکار و اعمال انسان را ثبت میکردند، اما خود او از اصطلاح «آکاشیک» استفاده نکرد.
ایده سوابق آکاشیک توسط آلفرد پرسی سینت در کتابش، بودیسم باطنی (Esoteric Buddhism) (۱۸۸۳)، با استناد به دستور آموزش بودایی (A Buddhist Catechism) اثر هنری استیل اولکات (۱۸۸۱) رواج بیشتری یافت. اولکات نوشت که «بودا دو چیز را ابدی آموخت: «آکاسا» و «نیروانا»: همه چیز در اطاعت از قانون حرکتی که در ذات آن نهفته است، از آکاسا پدید آمده و از بین میرود. هیچ چیز از هیچ به وجود نمیآید.»
با انتشار کتاب قوه ادراک (Clairvoyance) اثر سی. دبلیو. لیدبیتر (۱۸۹۹)، ارتباط این اصطلاح با این ایده کامل شد و او سوابق آکاشیک را به عنوان چیزی که یک فرد دارای قوه ادراک میتواند بخواند، شناسایی کرد.
لیدبیتر در کتاب انسان: از کجا، چگونه و به سوی کجا (Man: Whence, How and Whither) (۱۹۱۳) ادعا کرد که تاریخ آتلانتیس و تمدنهای دیگر و همچنین جامعه آینده زمین در قرن بیست و هشتم را ثبت کرده است.
آلیس ای. بیلی در کتاب خود، نور روح درباره یوگا سوتراهای پاتانجلی – کتاب ۳ – اتحادیه حاصل شده و نتایج آن (Light of the Soul on The Yoga Sutras of Patanjali – Book 3 – Union achieved and its Results) (۱۹۲۷) نوشت:
«سوابق آکاشیک، کتاب زندگی کیهانی است که در آن تمام تجربیات روح از زمان آغاز جاودانگیاش ثبت شده است. این سوابق، هم در گذشته و هم در آینده، خود را بر روی ادراک فردی که بتواند آن را بخواند، آشکار میسازند.»
رودولف اشتاینر
رودولف اشتاینر، تئوسوفیست اتریشی و بعدها بنیانگذار انسانشناسی، عمدتاً در مجموعهای از مقالات در مجله خود، لوسیفر-گنوسیس (Lucifer-Gnosis)، بین سالهای ۱۹۰۴ تا ۱۹۰۸، از مفهوم سوابق آکاشیک استفاده کرد. او در این مقالات درباره آتلانتیس و لموریا، موضوعاتی مرتبط با تاریخ و تمدن ادعایی آنها، مطالبی نوشت. علاوه بر این، او این اصطلاح را در عناوین سخنرانیهایی درباره انجیل پنجم (Fifth Gospel) که در سالهای ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴، اندکی پس از تأسیس انجمن انسانشناسی و اخراج اشتاینر از انجمن تئوسوفی آدیار برگزار شد، به کار برد.
سایرین
- ادگار کِیس ادعا کرد که قادر به دسترسی به سوابق آکاشیک است.
- پرینس، موسیقیدان، از ارجاعات به سوابق آکاشیک به عنوان ابزاری برای داستانسرایی در سراسر آلبوم خود فرزندان رنگینکمان (The Rainbow Children)، به ویژه در اشاره به تاریخ بردهداری در ایالات متحده، استفاده کرد.
جستارهای وابسته
- کتاب زندگی
- چوکما (حکمت)
- ناخودآگاه جمعی
- اگرگور
- اروین لاسلو
- کیهانشناسی باطنی
منابع
- انسانشناسی (آنتوسوفی)
- کیهانشناسی باطنی
- تئوسوفی
- مفاهیم فلسفی تئوسوفی