اوایل زندگی و آموزش
امیل ژوستن لویی کومب در ۶ سپتامبر ۱۸۳۵ در روککورب، در ایالت تارن فرانسه، به دنیا آمد. او ششمین فرزند ژان کومب، خیاط، و ماری-رز بانسبورن بود. کومب سیاستمدار فرانسوی و فراماسونی بود که از ژوئن ۱۹۰۲ تا ژانویه ۱۹۰۵ کابینه ائتلاف چپها را در فرانسه رهبری کرد.
کومب نخست الفبای لاتین و زبان لاتین را نزد معلم مدرسه عمومی آموخت و سپس آموزشش را زیر نظر پدرخوانده و پسرعمویش، ژان گوبر، کشیشی محلی، ادامه داد. گابریل مرل، زندگینامهنویس کومب، درباره گوبر مینویسد: «او از جایگاه و اقتدار روحانیت و آموزش برخوردار بود؛ از او اطاعت میشد. اگر از دیگران فداکاری میخواست، همان را از خودش نیز دریغ نمیکرد. اصرارش بر اینکه یکی از پسرعموزادههای کوچکترش کشیش شود، شگفتآور بود؛ پس از ناکامی با فیلیپ در حدود ۱۸۴۰ و امیل در ۱۸۴۷، آخرین تلاشش را نیز با هنری در حدود ۱۸۶۰ از دست داد.»
دانش کومب از زبان لاتین باعث شد در دوازدهسالگی وارد سال چهارم حوزه کوچک کاستر شود. پدرخواندهاش هزینه تحصیل او را در چند مرحله بر عهده گرفت: نخست در حوزه علمیه، سپس در اکول دِ کارم، مدرسهای دینی که کشیشان آینده را برای تحصیل در سوربن آماده میکرد، و سرانجام در حوزه بزرگ علمی البی. در آنجا کومب ردای روحانیت پوشید و موهایش را به رسم طلبگی تراشیدند، اما جدیت او در مسیر کشیش شدن چندان جدی گرفته نشد و پیش از رسیدن به مقام روحانیت، از این راه منصرف شد.
ورود به سیاست
گرایش ضدروحانیتی کومب بعدها او را به فراماسونری کشاند و او در سالهای بعد به معنویتگرایی نیز علاقه نشان داد. کومب در ۱۸۶۰ مدرک دکترای ادبیات گرفت، سپس پزشکی خواند و در ۱۸۶۷ فارغالتحصیل شد. او طبابت را در پون، در شارانت-انفریور، آغاز کرد.
در ۱۸۸۱ برای نمایندگی شهر سنت نامزد شد، اما شکست خورد. چهار سال بعد، در ۱۸۸۵، از حوزه شارانت-انفریور به سنای فرانسه راه یافت. کومب در گروه چپ دموکراتیک فعالیت میکرد و در سالهای ۱۸۹۳ و ۱۸۹۴ به نایبرئیس سنا انتخاب شد. گزارشهای او درباره مسائل آموزشی توجه بسیاری را جلب کرد و در ۳ نوامبر ۱۸۹۵، در کابینه لئون ویکتور آگوست بورژوا به وزارت آموزش عمومی رسید. او در ۲۱ آوریل سال بعد، همراه با سایر اعضای کابینه، از سمتش کناره گرفت.
نخستوزیری و برنامه ضدروحانیتی
کومب از دولت والدک-روسو حمایت فعال داشت و پس از کنارهگیری آن دولت در ۱۹۰۲، مأمور تشکیل کابینه شد. او وزارت کشور را بر عهده گرفت و تمرکز اصلی دولت را بر برنامهای ضدروحانیتی گذاشت. احزاب چپ حول این موضوع در «بلوک جمهوریخواه» متحد شدند، از اجرای قانون ۱۹۰۱ درباره انجمنهای مذهبی حمایت کردند و در ۱۹۰۴ لایحه تازهای درباره جوامع و فرقههای دینی را تصویب کردند.
زیر هدایت کومب، فرانسه نخستین گامهای روشن خود را به سوی جدایی کلیسا از دولت برداشت. تا سال ۱۹۰۴، با پیگیریهای او نزدیک به ۱۰ هزار مدرسه دینی بسته شد و هزاران کشیش و راهبه برای آنکه زیر فشار و آزار قرار نگیرند، فرانسه را ترک کردند.
احزاب محافظهکار بهشدت با کومب مقابله کردند و بسته شدن گسترده مدارس وابسته به کلیسا را تعرض به دین میدانستند. کومب ائتلاف ضدروحانیتی چپ را رهبری میکرد و مهمترین مخالفانش در حزب کاتولیکگرای «اکسیون لیبرال پوپولر» سازمان یافته بودند. این حزب پایگاه مردمی گستردهتر، منابع مالی بهتر و شبکه روزنامههای نیرومندتری داشت، اما در مجلس نمایندگان کرسیهای بسیار کمتری در اختیار داشت.
رسوایی کارتهای اطلاعاتی و پایان دولت کومب
هواداران اجرای سرسختانه قانون، کومب را خودمانی le petit père، یعنی «پدر کوچک»، صدا میزدند. اما در اکتبر ۱۹۰۴، ژنرال لویی آندره، وزیر جنگ، در ماجرای «جمهوریسازی» ارتش رسوا شد. او فرایند ارتقای افسران را از اختیار فرماندهان ارشد گرفت و آن را به موضوعی سیاسی تبدیل کرد. شبکههای فراماسونری برای نظارت بر رفتار دینی همه ۱۹ هزار افسر به کار گرفته شدند؛ کاتولیکهای معتقد نشانگذاری میشدند و آندره مانع ارتقای آنان میشد.
این رسوایی که در فرانسه به «افِر دِ فیش» معروف شد، پشتیبانی از دولت کومب را تضعیف کرد. پیامد دیگر آن، آسیب به روحیه ارتش بود؛ افسران دریافتند جاسوسانی که زندگی خصوصیشان را زیر ذرهبین میبرند، در مسیر شغلیشان از دستاوردهای حرفهای خودشان مهمتر شدهاند.
سرانجام، با کنارهگیری حامیان رادیکال و سوسیالیست، کومب در ۱۷ ژانویه ۱۹۰۵ استعفا داد، هرچند در مجلس رأی منفی رسمی علیه او ثبت نشده بود. سیاست او همچنان دنبال شد و وقتی قانون جدایی کلیسا از دولت تصویب گردید، رهبران حزبهای رادیکال در ضیافتی شاخص از او تجلیل کردند و آشکارا او را خاستگاه واقعی این جنبش دانستند.
سالهای پایانی و اصلاحات اجتماعی
کارزار جدایی کلیسا از دولت آخرین اقدام بزرگ سیاسی کومب بود. او با آنکه هنوز بر رادیکالهای افراطی نفوذ زیادی داشت، پس از کنارهگیری از نخستوزیری در ۱۹۰۵ کمتر بهطور علنی در سیاست نقش ایفا کرد. در اکتبر ۱۹۱۵، به دولت آریستید بریان پیوست و یکی از پنج چهره پیشکسوت دولت، بدون وزارتخانه مشخص، شد.
به گفته جفری کورتز، سالهای دولت کومب دورهای از اصلاحات اجتماعی «بیهمتا» در عصر جمهوری سوم بود. در این دوره، روز کاری معدنچیان به هشت ساعت و روز کاری بسیاری از کارگران به ده ساعت کاهش یافت، خدمت سربازی اجباری از سه سال به دو سال کم شد، برخی معافیتهای سربازی طبقه متوسط حذف گردید و کمک عمومی محدودی برای بیماران مزمن، افراد دارای ناتوانی و سالمندان فراهم شد.
در ۱۹۰۳، استانداردهای ایمنی به مغازهها و دفترهای کار گسترش یافت. افزون بر این، قانون ۱۹۰۴ در حمایت از فرزندان مادران مجرد پیشگام بود و برای پیشگیری از رها شدن کودکان، میان مادران متأهل و مجرد تمایز تحقیرآمیزی قائل نشد.
امیل کومب در ۲۵ مه ۱۹۲۱ در پون، شارانت-ماریتیم، درگذشت.
کابینه کومب، ۷ ژوئن ۱۹۰۲ تا ۲۴ ژانویه ۱۹۰۵
- امیل کومب — رئیس شورا و وزیر کشور و امور مذهبی
- تئوفیل دلکاسه — وزیر امور خارجه
- لویی آندره — وزیر جنگ
- موریس روویه — وزیر دارایی
- ارنست واله — وزیر دادگستری
- شارل کامی پلتان — وزیر نیروی دریایی
- ژوزف شومیِه — وزیر آموزش عمومی و هنرهای زیبا
- لئون موژو — وزیر کشاورزی
- گاستون دومرگ — وزیر مستعمرات
- امیل ماروژول — وزیر کارهای عمومی
- ژرژ تروئیو — وزیر بازرگانی، صنعت، پست و تلگراف
تغییرات کابینه
- ۱۵ نوامبر ۱۹۰۴ — موریس برتو بهجای آندره وزیر جنگ شد.
برای مطالعه بیشتر
- مورات آکان، سیاست سکولاریسم: دین، تنوع و تغییر نهادی در فرانسه و ترکیه، ۲۰۱۷.
- اسکار ال. آرنال، «چرا دموکراتهای مسیحی فرانسه محکوم شدند»، تاریخ کلیسا، ۴۹/۲، ۱۹۸۰، صص. ۱۸۸ تا ۲۰۲، برخط.
- جون ال. کافه، «آموزههای دینی و موعظهها: روابط کلیسا و دولت در فرانسه، ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۵»، تاریخ کلیسا، ۶۶/۱، ۱۹۹۷، صص. ۵۴ تا ۶۶، برخط.
- جان مکمنرز، کلیسا و دولت در فرانسه، ۱۸۷۰ تا ۱۹۱۴، ۱۹۷۲، صص. ۱۲۵ تا ۱۵۵.
- ژان-ماری مایور و مادلن ربریو، جمهوری سوم از خاستگاه تا جنگ بزرگ، ۱۸۷۱ تا ۱۹۱۴، ۱۹۸۴، صص. ۲۲۷ تا ۲۴۴.
- گابریل مرل، امیل کومب، ۱۹۹۵، زندگینامه استاندارد به زبان فرانسوی.
- مالکوم پارتین، والدک-روسو، کومب و کلیسا: سیاست ضدروحانیت، ۱۸۹۹ تا ۱۹۰۵، ۱۹۶۹.
- پل ساباتیه، جداسازی نهاد دین از دولت در فرانسه، ۱۹۰۶، برخط.
پیوندهای بیرونی
- کارتونها