عبارت مورد نظر خود را بنویسید
دیوید لوی، متولد ۲۶ ژانویه ۱۹۶۳ در حیفا، یک بازیکن فوتبال حرفهای سابق اسرائیلی است که در ترکیب قهرمانی فصل ۱۹۸۸-۱۹۸۹ باشگاه مکابی حیفا حضور داشت. او از دوران کودکی در سیستم جوانان این باشگاه رشد کرد و به تیم اصلی راه یافت.
ماریانو دئوستریو، معروف به ماریانو دی پروجا، نقاش ایتالیایی دوره رنسانس بود که در پروجا فعال بود. او شاگرد پیترو وانونچی بود و آثار مهمی مانند تابلوی محراب برای کالجیو دل کامبیو خلق کرد. جزئیات زندگی او محدود است، اما آثارش در کلیساهای سانتآگوستینو و ساندومنیکو باقی مانده است.
دیوید گومز ممکن است به افراد مختلفی اشاره داشته باشد: یک بازیکن بیسبال کوبایی، یک ورزشکار دهگانه اسپانیایی، و یک فوتبالیست برزیلی-اسرائیلی.
ماریان کولشزا (۱۸۷۸–۱۹۴۳)، نقاش آکادمیک لهستانی، در سوواوکی متولد شد و در ویلنیوس فعالیت میکرد. او با نام لیتوانیایی ماریوناس کولشا نیز شناخته میشود. آثار او نمادی از هنر کلاسیک لهستان در قرنهای نوزدهم و بیستم است.
لویی فرناند ال بزرگ (۱۶۱۲-۱۶۸۹)، نقاش پرتره فرانسوی و بنیانگذار آکادمی نقاشی و مجسمهسازی پاریس بود. او تحت تأثیر هنرمندان بزرگی مانند آنتونی فان دیک قرار داشت و به عنوان معلم پسرش، لویی فرناند ال کوچک، شناخته میشود.
حلیل پاشا، نقاش و معلم هنر ترکیهای، از پیشگامان امپرسیونیسم در ترکیه بود. او در استانبول متولد شد و در مدرسه نظامی مهندسی تحصیل کرد. پس از ادامه تحصیل در پاریس، به ترکیه بازگشت و به تدریس در مدارس نظامی و هنر پرداخت. آثار او نشاندهنده تأثیر هنر غربی و امپرسیونیسم است.
ژان ویلا-گرائو (۱۹۳۲-۲۰۲۲) نقاش و هنرمند شیشهرنگ اسپانیایی بود که بهویژه بهخاطر آثارش در کلیسای ساگرادا فامیلیا بارسلون شناخته میشود. او پسر آنتونی ویلا آروفات، هنرمند سرشناس، بود و در کنار ژان میرو فعالیت هنری داشت. ویلا-گرائو علاوه بر خلق آثار هنری، بهعنوان نظریهپرداز و نویسنده نیز فعالیت کرد و مجله «کوئستیونس دِارت» را بنیان نهاد.
«وینسنت و من» فیلمی کانادایی-فرانسوی محصول ۱۹۹۰ است که داستان جو، دختر نقاش مستعدی را روایت میکند که آرزو دارد مانند ونسان ون گوگ نقاشی کند. او با یک دلال آثار هنری مرموز روبرو میشود که نقاشیهایش را میخرد و سپس ادعا میکند که این آثار متعلق به ون گوگ جوان است. جو برای اثبات حقانیت خود و یافتن دلال، سفری هیجانانگیز را آغاز میکند.
لوری وارنر (۱۹۰۰-۱۹۸۳)، نقاش کانادایی و از پیشگامان مدرنیسم در کنار کتلین مان و برترام بروکر بود. او تحت تأثیر گروه هفت و آرتور لیسمیر، سبک خود را در نقاشی مناظر تزئینی و استفاده از رنگهای قوی شکل داد. وارنر در اروپا تحصیل کرد و پس از بازگشت به کانادا، به عنوان یکی از přispندگان نمایشگاه ۱۹۲۶ گروه هفت شناخته شد.
والنتین لِفِبْر (۱۶۳۷/۱۶۴۲–۱۶۷۷/۱۶۸۲) نقاش، طراح و گراورساز فلاندری بود. او مجموعهای از گراورهای مشهور بر اساس آثار تیتیان، پائولو ورونزه و تینتورتو خلق کرد که برای نخستین بار در ۱۶۸۲ در ونیز منتشر شد. از آثار مهم او میتوان به نقاشی «قدیس مائوروس با فرشتگان» در کلیسای سانتا جوستینا در پادوآ اشاره کرد.
کو کوسار (۱۸۷۴-۱۹۶۶)، نقاش هلندی با نام اصلی یاکوبوس کورنلیس ویناندوس کوسار، بهخاطر نقاشیهای چشمانداز، کلیسا و بندر شهرت داشت. او که کار خود را بهعنوان طراح دکور تئاتر آغاز کرد، پس از آن به خلق آثار برجستهای در انگلستان، فرانسه، ایتالیا و هلند پرداخت. آثار او در نمایشگاه «هنر امروز ما» در موزه ریکس آمستردام در سال ۱۹۳۹ به نمایش درآمد.
فرانک لایل (۱۹۱۶-۱۹۸۶)، نقاش و استاد هنر بریتانیایی، از جمله شاگردان برجستهاش دیوید هاکنی جوان بود. او بهعنوان رئیس بخش هنر در کالج هنر بردفورد و بعدها مدیر کالج جیکوب کرامر فعالیت کرد. آثار او در مجموعههایی مانند گالری هپورت ویکفیلد و شورای شهر لیدز نگهداری میشود.
فرانتس رادزیویل (۱۸۹۵-۱۹۸۳) نقاش آلمانی بود که بهخاطر آثار منحصربهفردش در سبک واقعگرایی جادویی شناخته میشود. او با جنبش «واقعگرایی نو» ارتباط داشت و مناظر طبیعی را با تلفیق عناصر صنعتی و تکنولوژی مدرن به تصویر میکشید. رادزیویل در دوران نازیها بهعنوان «هنرمند منحط» شناخته شد و از تدریس و نقاشی منع گردید.
فردریک کریستین لوند (۱۸۲۶-۱۹۰۱)، نقاش دانمارکی شناختهشده در زمینه نقاشیهای ژانر و تاریخی، بهویژه برای مستندسازی لباسهای محلی دانمارکی در قرن نوزدهم مشهور است. او پس از تحصیل در آکادمی سلطنتی دانمارک، در جنگ اول شلسویگ شرکت کرد و سپس به خلق آثار تاریخی و تزئینات معماری پرداخت. لوند با انتشار مجموعهای از ۳۱ لیتوگرافی رنگی از لباسهای سنتی، نقش مهمی در حفظ میراث فرهنگی دانمارک ایفا کرد.
فرانسیسکو ادواردو ترسگوئراس (۱۷۵۹-۱۸۳۳) معمار و نقاش برجسته مکزیکی بود که در دوره استعماری و اوایل استقلال فعالیت میکرد. او با آثاری مانند کلیسای ال کارمن در سلایا و نقاشیهایی چون پرتره همسرش، نام خود را در تاریخ هنر مکزیک جاودانه کرد.
تابلوی «مرگ مسالینا» اثر فرنان لِمات، نقاش فرانسوی، در سال ۱۸۷۰ خلق شده و هماکنون در مدرسه ملی عالی هنرهای زیبای پاریس نگهداری میشود. این اثر، صحنهی تراژدیک مرگ مسالینا، همسر امپراتور کلودیوس، را به تصویر میکشد که بر اساس گزارش تاسیتوس، مورخ رومی، به دستور نارسیسوس، آزادشدهی امپراتور، اجرا شد.
آریستیدیس ولاسیس، نقاش و حکاک یونانی، با تمرکز بر انسان و زندگی روزمره، آثار خود را در نمایشگاههای متعدد و مجموعههای مهم هنری به نمایش گذاشت.
ساشا ویدِرهُلد (۱۹۰۴-۱۹۶۲) نقاش، گرافیست و طراح صحنه آلمانی بود. او در مونستر متولد شد و در برلین درگذشت. ویدِرهُلد در آکادمی هنر دوسلدورف و برلین تحصیل کرد و تحت تأثیر استادان خود سبک هنریاش را شکل داد. آثار او عمدتاً در دوره ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۰ و برخی طراحیهای دوران اسارت در جنگ جهانی دوم باقی مانده است.
سیمچا سوروکر (۱۹۲۸-۲۰۰۴) اقتصاددان اسرائیلی بود که در جنگ ۱۹۴۷-۱۹۴۹ فلسطین شرکت کرد و سپس در دانشگاه عبری اورشلیم اقتصاد خواند. او در سمتهای کلیدی مانند ریاست اداره بودجه، دبیر اقتصادی سفارت اسرائیل در لندن و مدیرکلی وزارت ارتباطات خدمت کرد. پس از بازنشستگی، به عنوان مدیرکل بانک یونیون اسرائیل منصوب شد.
کتاب «فضیلت ملیگرایی» نوشته یورام هازونی، نظریهپرداز سیاسی اسرائیلی-آمریکایی، در سال ۲۰۱۸ منتشر شد. هازونی در این کتاب استدلال میکند که دولت-ملت بهترین شکل حکومت است که بشر تاکنون ابداع کرده است. او ملیگرایی را به عنوان تضمینی برای حق جمعی یک ملت آزاد در اداره خود میداند و آن را با امپراتوریهای تاریخی و اشکال مدرن حکومت جهانی مقایسه میکند.