عبارت مورد نظر خود را بنویسید
ترگونی (Tregony) در منطقه سادرن داونز کوئینزلند، استرالیا، یکی از مسیرهای اصلی دسترسی به منطقه دارلینگ داونز از ساحل است. این منطقه که در نزدیکی پارک ملی مین رنج واقع شده، شاهد عبور و مرور تاریخی و توسعه مسیرهای ارتباطی مهمی بوده است.
شیوا کومار رایی (۱۹۱۹-۱۹۹۵)، نویسنده و سیاستمدار نپالیزبان اهل دارلینگ، هند بود. او برنده جایزه ساهیته آکادمی در سال ۱۹۷۸ برای مجموعه داستان کوتاه «خاهاره» شد. رایی نخستین وزیر گورکا در ایالت بنگال غربی بود که در سال ۱۹۵۲ به سمت معاون وزیر رسید.
عبارت «اسکله فری دارلینگ هاربر» به چند پایانه مسافربری در محدوده دارلینگ هاربر سیدنی اشاره دارد؛ از آکواریوم و بارانگارو تا خیابان کینگ و خلیج پایرمونت.
تالار اتحادیههای کارگری توومبا، ساختهشده در ۱۹۳۴، نمادی از رشد جنبش کارگری و هویت صنعتی دارلینگ داونز است؛ بنایی میراثی با معماری کلاسیک که هنوز محل گردهمایی اتحادیههاست.
هفت کریک، نهری در ویکتوریای استرالیا است که به حوضه آبریز مورای-دارلینگ تعلق دارد و در کیالا به رود گولبرن میپیوندد. این آبراه از یوروآ میگذرد و نامش با سفر تاریخی میجر میچل پیوند خورده است.
رودخانه دلاتیت، یکی از رودخانههای دائمی داخلی در حوضه آبریز گولبرن بروکن، بخشی از حوضه موری-دارلینگ است. این رودخانه در منطقه جنوب شرقی مرتفع و نواحی شمالی ایالت ویکتوریا استرالیا واقع شده است. سرچشمه آن در دامنههای غربی آلپهای ویکتوریا است و به دریاچه آیلدون در رودخانه گولبرن میریزد.
رودخانه داکمالوی یکی از جریانهای دائمی در منطقه تپههای مرکزی نیو ساوت ولز استرالیاست. این رود که بخشی از حوضه آبریز مکواری در منطقه موری-دارلینگ محسوب میشود، با عبور از شیبهای غربی رشتهکوه بزرگ جداکننده، سرانجام به رود فیش میریزد و زیستگاهی مهم برای شیرهای دریایی نوکاردکی فراهم کرده است.
فیلم «چگونه مردان خواستگاری میکنند» یک کمدی کوتاه صامت آمریکایی ساخته سال ۱۹۱۳ است که به لوئیس وبر و فیلیپس اسمالی نسبت داده میشود. داستان فیلم درباره سه دوست است که ناخواسته به یک زن به نام گریس دارلینگ خواستگاری میکنند و در نهایت متوجه میشوند او یک روزنامهنگار بوده که در حال تحقیق درباره رفتار مردان در خواستگاری بوده است.
دارلینگ فیلمی ترسناک و عاشقانه هندی به کارگردانی رام گوپال وارما است که در سال ۲۰۰۷ اکران شد. این فیلم با بازی اشا دیول، فاردین خان و ایشا کوپیکار، داستان ادیتیا را روایت میکند که درگیر رابطهای پنهانی با منشی خود، گیتا، است. پس از مرگ مشکوک گیتا، او به شکل روحی انتقامجو بازمیگردد و زندگی ادیتیا را به هم میریزد.