10 مقاله
عبدال جاشوا روزیبیزا، عضو سابق جبهه میهنی رواندا، در سال ۱۹۹۴ مدعی مشارکت در ترور رؤسای جمهور رواندا و بروندی شد؛ رویدادی که آغازگر نسلکشی رواندا بود. او بعدها در کتاب «رواندا: تاریخ پنهان» به افشای جنایات این جبهه پرداخت، اما پس از آن بخشهایی از اظهاراتش را پس گرفت. روزیبیزا در سال ۲۰۱۰ در نروژ درگذشت.
یادبودهای کشتار کاتین، قربانیان فاجعه سال ۱۹۴۰ را گرامی میدارند. این یادبودها در کشورهای مختلفی از جمله لهستان، روسیه، کانادا، بریتانیا، آمریکا و آفریقای جنوبی ساخته شدهاند. هر کدام از این یادبودها داستان تلخی از این جنایت را بازگو میکنند.
واحد ۵۱۶ یک تاسیسات فوقمحرمانه جنگافزارهای شیمیایی ژاپن در شهر کیچیهار چین بود که زیر نظر واحد ۷۳۱ فعالیت میکرد. تخمین زده میشود بین ۷۰۰ هزار تا ۲ میلیون جنگافزار شیمیایی تولید ژاپن در چین دفن شده باشد. پس از جنگ جهانی دوم، بخش عمدهای از این تسلیحات توسط ارتش سرخ شوروی و ارتش چین مصادره شد. امروزه چین در حال جمعآوری و نابودی این جنگافزارهای خطرناک است.
ویلهم زوپف، افسر اساس و وکیل آلمانی، در سال ۱۹۰۸ در مونیخ زاده شد. او پس از پیوستن به حزب نازی و اساس، در ادارهٔ امور یهودیها در هلند فعال شد و در تبعید یهودیان به اردوگاههای مرگ نقش داشت. پس از جنگ، به آلمان گریخت و در دههٔ ۱۹۶۰ به جرم مشارکت در کشتار ۸۳۰۰۰ یهودی هلندی محاکمه و به ۹ سال زندان محکوم شد.
هابرت لافایت سون (۱۸۹۲-۱۹۷۰)، مبلغ متدیست آمریکایی در چین، در جریان حمله ژاپن به نانجینگ در ۱۹۳۷، به عنوان عضو کمیته بینالمللی منطقه امن نانجینگ، به قربانیان چینی کمک کرد. او شاهد جنایات جنگی ژاپن بود و به همراه ۱۳ آمریکایی دیگر، نشان «نشان یاقوت آبی» را از دولت چین دریافت کرد.
محاکمه وزارتخانهها (رسمی: ایالات متحده آمریکا علیه ارنست فون وایزساکر و دیگران) یازدهمین دادگاه از دوازده دادگاه جنایات جنگی بود که مقامات آمریکایی پس از جنگ جهانی دوم در منطقه اشغالی آلمان برگزار کردند. این دادگاه که به محاکمه ویلهماشتارسه نیز معروف است، به بررسی نقش مقامات ارشد وزارتخانههای رایش در جنایات نازیها پرداخت.
دومینیک اونگون، متولد ۱۹۷۵، یک سرباز کودک سابق اوگاندایی است که به فرماندهی یکی از تیپهای ارتش مقاومت خداوند (LRA) رسید. او در ۲۰۱۴ دستگیر و در ۲۰۲۱ توسط دادگاه کیفری بینالمللی به دلیل جنایات جنگی و علیه بشریت، از جمله قتل، تجاوز، شکنجه و بردگی، محکوم شد. اونگون خود در کودکی ربوده شده و به زور به LRA پیوسته بود، که پروندهاش را به نمونهای منحصر به فرد در تاریخ دادگاه تبدیل کرد.
«اسکان مجدد در شرق» عبارتی فریبنده بود که نازیها برای پنهان کردن اخراج و کشتار یهودیان و اقلیتهایی مانند کولیها به کار میبردند. آنها قربانیان را با وعده انتقال به اردوگاههای کار فریب میدادند، در حالی که مقصد نهایی اردوگاههای مرگ بود. قطارهای هولوکاست در شرایطی غیرانسانی، قربانیان را به اردوگاههایی مانند آشویتس و تربلینکا منتقل میکردند، جایی که اکثر آنها به قتل میرسیدند.
قتلعام اخیرا در ۲۷ فروردین ۱۳۵۰ (۱۷ آوریل ۱۹۷۱) رخ داد؛ زمانی که ارتش پاکستان با همکاری رازاکارهای محلی، حدود ۱۰۰ مرد و کودک هندو را که قصد مهاجرت به هند را داشتند، به طرز وحشیانهای کشت و زنان را مورد تجاوز گروهی قرار داد.
دوکلس مکگلاشان کلی، روانپزشک ارشد ارتش آمریکا، به عنوان روانپزشک ارشد زندان نیوربرگ در طول دادگاههای جنگی نیوربرگ خدمت کرد. او با انجام آزمون راورشاخ بر 22 متهم نازی، توانایی آنها برای محاکمه را بررسی کرد و دو کتاب درباره این تجربه نوشت. او در سال ۱۹۵۸ در کالیفرنیا به روشی مشابه هیرمن گورینگ، خودکشی کرد.