خلاصه داستان
تد آینده به فرزندانش میگوید که داستان کوتاه آشنایی با مادرشان فقط بخشی از ماجراست. او توضیح میدهد که چطور به مردی تبدیل شد که لیاقت آن مادر را داشت.
در جشن عروسی مارشال و لیلی، بارنی سعی میکند تد را برای «فتح نیویورک» همراه خود کند، اما تد هنوز آماده نیست. رابین با دوستپسر جدیدش، گائل، از آرژانتین برمیگردد و تد تصمیم میگیرد که او هم باید جلو برود. بارنی تد را به بیرون میبرد تا به او کمک کند، اما تد خود به تنهایی موفق میشود و با دختری به نام ایمی آشنا میشود.
در همین حال، لیلی و مارشال شب را با رابین و گائل میگذرانند و سعی میکنند به تد کمک کنند، اما تحت تأثیر جذابیت گائل قرار میگیرند. صبح روز بعد، لیلی و مارشال تاتوی پروانهای را روی کمر تد میبینند و بارنی را خبر میکنند.
واکنشهای منتقدان
دونا بوومن از The A.V. Club به این قسمت نمره B+ داد. استیسی کراس از IGN نمره ۸.۷ از ۱۰ را به آن اختصاص داد. جوئل کلر از TV Squad ابتدا معتقد بود که مندی مور در نقش خود موفق نبوده، اما بعداً نظرش را تغییر داد.