جنبش تعاونی اوکراین، حرکتی بود که با ایجاد نهادهای تعاونی مالی، کشاورزی و تجاری، به بهبود شرایط اقتصادی مردم اوکراین پرداخت. این نهادها به اوکراینیها (بهویژه دهقانان) اجازه میداد منابع خود را تجمیع کنند، وامها و بیمههای ارزانتری دریافت نمایند و محصولات کشاورزی را با قیمت کمتری تهیه کنند. تعاونیها نقش کلیدی در بسیج اجتماعی و اقتصادی مردم اوکراین ایفا کردند. این جنبش در سال ۱۸۸۳ آغاز شد و تا سال ۱۹۳۹ در اوکراین غربی به ۷۰۰ هزار عضو رسید و برای ۱۵ هزار نفر شغل ایجاد کرد. با الحاق اوکراین غربی به شوروی در سال ۱۹۳۹، مقامات شوروی این تعاونیها را تعطیل کردند. با این حال، این جنبش در میان مهاجران و نوادگان آنها در قارههای آمریکا، اروپا و استرالیا کماکان شکوفا است.
تاریخچه
دوران حکومت اتریش
جنبش تعاونی اوکراین در گالیسیا، منطقهای در غرب اوکراین که بخشی از امپراتوری اتریش-مجارستان بود، شکل گرفت. در ابتدا، انجمن آموزشی و فرهنگی «پروسویتا» تلاش کرد اتحادیههای اعتباری، فروشگاهها و انبارها را سازماندهی کند، اما به دلیل نبود تجربه اقتصادی، موفقیتی کسب نکرد. در این زمان، واسیل ناهیرنی، معمار گالیسیایی و یکی از پدران جنبش تعاونی، که ده سال در سوئیس سیستمهای تعاونی پیشرفته آن کشور را مطالعه کرده بود، این خلأ را پر کرد. او در سال ۱۸۸۳ تعاونی «نارودنا تورهیولیا» (بازار مردم) را تاسیس کرد؛ هدف این نهاد، خرید و فروش عمده کالاها، حذف واسطهها و انتقال صرفهجویی به روستاییان اوکراینی بود. ناهیرنی امیدوار بود از این طریق، اوکراینیها را با تجارت آشنا کند.
تعاونیهای دیگری نیز به سرعت شکل گرفتند. در سال ۱۸۹۹، تعاونی «سیلسکی هوسپودار» با هدف آموزش روشهای نوین کشاورزی به دهقانان تاسیس شد و تا سال ۱۹۱۳ به ۳۲ هزار عضو رسید. شرکت بیمه «دنیستر» در لویو تأسیس شد و تا سال ۱۹۰۷ بیش از ۲۱۳ هزار بیمهگذار یافت. مهمتر از همه، رشد اتحادیههای اعتباری اوکراینی بود. اگرچه نمونههای اولیه از سال ۱۸۷۴ وجود داشتند، اما اتحادیه اعتباری «ویرا» نخستین نهاد پایدار و منظم بود. این اتحادیهها که معمولاً وامهایی با سود حدود ۱۰ درصد ارائه میدادند، در سراسر اوکراین تحت حکومت اتریش گسترش یافتند و رباخواران سنتی را از دور خارج کردند. در سال ۱۹۰۴، انجمن مرکزی تعاونیهای اوکراینی با ۵۵۰ نهاد وابسته و ۱۸۰ هزار عضو فردی تأسیس شد.
کلیسای کاتولیک یونانی اوکراین و روحانیون آن نقش پررنگی در این جنبش ایفا کردند و انجمنی از کشیشان برای بهبود شرایط اجتماعی-اقتصادی دهقانان شکل گرفت. رهبر کلیسا، آندری شپتیتسکی، آموزش داد که نیازمندان چیزی فراتر از پول میخواهند و طبقات مرفه وظیفه دارند به فقیران بیاموزند که چگونه وضعیت خود را بهبود بخشند.
به آنها بیاموزید، به آنها نشان دهید که چگونه سرنوشت خود را بهبود بخشند.
رشد جنبش تعاونی در اواخر قرن نوزدهم پیامدهای متعددی داشت. این حرکت باعث شکلگیری رابطهای نزدیک و هماهنگ میان روشنفکران و دهقانان غرب اوکراین شد؛ دستاوردی که روشنفکران در اوکراین تحت حکومت روسیه هرگز به آن نرسیدند. از آنجا که این جنبش عمدتاً توسط ملیگرایان اوکراینی هدایت میشد، کمکهای عملیاش به جمعیت اوکراین، وفاداری آنها را به جنبش ملی اوکراین و نه گرایشهای طرفدار روسیه افزایش داد. با این حال، از آنجا که نزولپولی و مغازهداری در غرب اوکراین سنتاً حرفههای یهودیان بود، حذف واسطهها و تعاونیها باعث ایجاد بحران مالی برای جامعه محلی یهودیان شد؛ این امر دشمنی میان دو جامعه را تشدید کرد و یکی از دلایل مهاجرت یهودیان از گالیسیا به شمار رفت.
دوران حکومت لهستان
پس از فروپاشی اتریش-مجارستان در جنگ جهانی اول، اوکراینیهای غرب در سال ۱۹۱۸ دولت مستقلی اعلام کردند که در سال ۱۹۱۹ توسط لهستان فتح و ضمیمه شد. این اتفاق دامنه جنبش تعاونی را به شدت گسترش داد. تعاونیها دیگر صرفاً ابزار پیشرفت اقتصادی نبودند، بلکه به مدرسهای برای خودمدیریتی و روشی برای دفاع اقتصادی در برابر اشغالگران لهستانی تبدیل شدند. حزب بزرگ و مهم اتحاد ملی دموکراتیک اوکراین، حامی اصلی این جنبش بود. بسیاری از کهنهسربازان اوکراینی در این حرکت مشارکت کردند و معتقد بودند: «با کار در تعاونیها، ما دوباره سربازان ملت هستیم.» هر مبلغ سرمایهای که در دست اوکراینیها باقی میماند، پیروزی بر دشمن لهستانی تلقی میشد.
سازمان تعاونی رشد کرد و ساختاری منسجم یافت. اتحادیههای اعتباری در «تسنتروبانک» (بانک مرکزی) متحد شدند. «نارودنا تورهیولیا» خردهفروشان شهری را گرد هم آورد. تعاونیهای لبنی نیز «ماسلوسویوز» را تشکیل دادند که لبنیات بیش از ۲۰۰ هزار مزرعه را تامین میکرد. این نهاد بر بازار غرب اوکراین و حتی بخش زیادی از بازار مرکزی لهستان مسلط شد و به اتریش و چکسلواکی نیز صادرات داشت. زنان نیز تعاونی اختصاصی خود را داشتند که تا سال ۱۹۳۶ به ۳۶ هزار عضو رسید؛ این نهاد به زنان مدیریت تعاونی را آموزش میداد و فروش هنرهای دستی بومی را ترویج میکرد.
تمام این سازمانها زیر چتر «اتحادیه حسابرسی تعاونیهای اوکراین» (RUSK) قرار گرفتند. تعداد تعاونیها در گالیسیا از ۵۸۰ مورد در سال ۱۹۲۱ به ۲۵۰۰ مورد در سال ۱۹۲۸ و حدود ۴۰۰۰ مورد تا سال ۱۹۳۹ افزایش یافت. در آغاز جنگ جهانی دوم، تعداد اعضا به ۷۰۰ هزار نفر رسید و بیش از ۱۵ هزار اوکراینی در آنها شاغل شدند.
دولت لهستان از رشد تعاونیهای اوکراینی به هراس افتاد و با حمایت از تعاونیهای لهستانی و ایجاد موانعی نظیر ادعای نقض بهداشت یا نقص در گزارشدهی، تلاش کرد آنها را محدود کند. در سال ۱۹۳۴، لهستان قانونی تصویب کرد که تعاونیهای اوکراینی خارج از گالیسیا را مجبور به ادغام با نهادهای لهستانی میکرد. با وجود این ترفندها، سرانه تعاونیهای اوکراینی دو برابر لهستانیها بود. سرانجام در سال ۱۹۳۹ با الحاق منطقه به شوروی، مقامات شوروی بیشتر نهادهای اجتماعی اوکراین از جمله تعاونیها را منحل کردند.
خارج از اوکراین
اوکراینیهای غربی، مدل تعاونی را در هنگام مهاجرت به آمریکا، اروپای غربی و استرالیا نیز با خود همراه بردند. اتحادیههای اعتباری به مهاجران کمک میکردند وامهای شخصی و تجاری دریافت کنند؛ وامهایی که دریافت آنها از نهادهای مالی دیگر دشوار بود. موفقیت این نهادها در این بود که تا اواخر دهه ۱۹۹۰، دارایی اتحادیههای اعتباری اوکراینی تنها در ایالات متحده به ۱/۱ میلیارد دلار رسید. ده سال بعد، این رقم در میان ۱۷ اتحادیه اعتباری اوکراینی-آمریکایی به ۲/۱۴۶ میلیارد دلار افزایش یافت. در سال ۲۰۰۶، ۱۰ اتحادیه اعتباری در کانادا دارایی معادل ۱/۲ میلیارد دلار کانادا را گزارش دادند. این اتحادیهها همچنان ماموریت جنبش تعاونی اوکراین را دنبال میکنند؛ به طوری که در سال ۲۰۰۷، اتحادیههای اعتباری اوکراینی-آمریکایی بیش از ۳ میلیون دلار به سازمانهای اجتماعی اوکراین کمک مالی اهدا کردند.