فرضیه تریورز-ویلیارد: تنظیم نسبت جنسی فرزندان برای موفقیت تولیدمثلی

Trivers–Willard hypothesis
📅 7 اسفند 1404 📄 741 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

فرضیه تریورز-ویلیارد بیان می‌کند که پستانداران ماده، نسبت جنسی فرزندان خود را بر اساس وضعیت بدنی خود تنظیم می‌کنند تا موفقیت تولیدمثلی خود را به حداکثر برسانند. در گونه‌های چندهمسری، والدین در وضعیت خوب، پسران بیشتری تولید می‌کنند، زیرا شانس جفت‌گیری بیشتری دارند، در حالی که والدین در وضعیت ضعیف، دختران بیشتری تولید می‌کنند تا از مزایای تولیدمثلی اطمینان حاصل کنند.

فرضیه تریورز-ویلیارد: تنظیم نسبت جنسی فرزندان برای موفقیت تولیدمثلی

در حوزه زیست‌شناسی تکاملی و روانشناسی تکاملی، فرضیه تریورز-ویلیارد که برای اولین بار توسط رابرت تریورز و دن ویلیارد در سال ۱۹۷۳ مطرح شد، بیان می‌کند که پستانداران ماده، نسبت جنسی فرزندان خود را بر اساس وضعیت بدنی مادر تنظیم می‌کنند تا موفقیت تولیدمثلی (شایستگی) خود را به حداکثر برسانند.

به عنوان مثال، این فرضیه پیش‌بینی می‌کند که والدین در «شرایط خوب» سرمایه‌گذاری بیشتری بر روی پسران و والدین در «شرایط ضعیف» (در مقایسه با والدین در شرایط خوب) سرمایه‌گذاری بیشتری بر روی دختران انجام دهند. دلیل این پیش‌بینی به شرح زیر است:

فرض کنید والدین از جنسیت فرزندان خود مطلع هستند و می‌توانند بقای آن‌ها را به طور متفاوتی تحت تأثیر قرار دهند. در حالی که فشارهای انتخابی برای حفظ نسبت جنسی ۱:۱ وجود دارد، تکامل به نفع انحرافات محلی از این نسبت خواهد بود، اگر یکی از جنسیت‌ها پاداش تولیدمثلی بیشتری نسبت به حد معمول داشته باشد.

تریورز و ویلیارد همچنین شرایطی را شناسایی کردند که در آن افراد در حال تولیدمثل ممکن است با انحراف از ارزش تولیدمثلی مورد انتظار فرزندان روبرو شوند؛ یعنی وضعیت بدنی متغیر مادر. در گونه‌های چندهمسری (polygynous)، نرها ممکن است با چندین ماده جفت‌گیری کنند و نرها با وضعیت بدنی ضعیف، جفت‌گیری‌های کمتری یا اصلاً جفت‌گیری نخواهند داشت. بنابراین، والدین در وضعیت نسبتاً خوب، تحت فشار انتخابی برای جهش‌هایی قرار می‌گیرند که منجر به تولید و سرمایه‌گذاری بر روی پسران (به جای دختران) می‌شود، زیرا این پسران شانس بیشتری برای جفت‌گیری خواهند داشت. جفت‌گیری با چندین ماده مزیت تولیدمثلی بزرگی را به همراه دارد، در حالی که دختران تنها می‌توانند وضعیت بدنی خود را به مزایای کوچک‌تری تبدیل کنند.

پیش‌بینی مخالف برای والدین در وضعیت ضعیف صادق است؛ تکامل به نفع تولید و سرمایه‌گذاری بر روی دختران خواهد بود، تا زمانی که احتمال جفت‌گیری این دختران وجود داشته باشد. در مقابل، پسران در وضعیت ضعیف به احتمال زیاد توسط نر‌های دیگر رقابت را می‌بازند و هیچ جفت‌گیری نخواهند داشت (یعنی آن پسران به یک بن‌بست تولیدمثلی تبدیل می‌شوند).

این فرضیه برای توضیح چرایی این موضوع استفاده شد که به عنوان مثال، مادران گوزن قرمز (red deer) زمانی که در وضعیت خوبی هستند، پسران بیشتری تولید می‌کنند و زمانی که در وضعیت ضعیفی هستند، دختران بیشتری تولید می‌کنند. در گونه‌های چندمردی (polyandrous) که در آن برخی از ماده‌ها با چندین نر جفت‌گیری می‌کنند (و برخی دیگر اصلاً جفت‌گیری نمی‌کنند) و نرها با یک یا چند ماده جفت‌گیری می‌کنند (یعنی گونه‌های «نقش جنسی معکوس»)، این پیش‌بینی‌ها از فرضیه تریورز-ویلیارد معکوس می‌شوند: والدین در وضعیت خوب، برای داشتن دختری که بتواند بر سایر ماده‌ها غلبه کند و چندین نر را جذب کند، بر روی دختران سرمایه‌گذاری می‌کنند، در حالی که والدین در وضعیت ضعیف از سرمایه‌گذاری بر روی دخترانی که احتمالاً رقابت را می‌بازند اجتناب می‌کنند و در عوض بر روی پسران سرمایه‌گذاری می‌کنند تا حداقل نوه‌هایی به دست آورند.

«وضعیت» را می‌توان از طرق مختلفی ارزیابی کرد، از جمله اندازه بدن، بار انگلی، یا سلطه. این عوامل همچنین در مکاک‌ها (Macaca sylvanus) بر جنسیت فرزندان تأثیر گذاشته است؛ ماده‌های غالب، پسران بیشتری و ماده‌های غیر غالب، دختران بیشتری به دنیا می‌آورند. در نتیجه، ماده‌های رتبه بالا نسبت بیشتری از نرها را نسبت به ماده‌های رتبه پایین به دنیا می‌آورند.

در مقاله اصلی خود، تریورز و ویلیارد از وجود یک مکانیسم بیوشیمیایی که می‌تواند منجر به نسبت‌های جنسی سوگیرانه شود، بی‌اطلاع بودند. یک توضیح احتمالی این است که سطح بالای گلوکز در گردش خون مادر، بقای بلاستوسیست‌های نر را تسهیل می‌کند. این نتیجه‌گیری بر اساس میزان بقای نر-سوگیرانه مشاهده شده (تا مراحل بلاستوسیست منبسط شده) زمانی است که بلاستوسیست‌های گاوی در معرض سطوح افزایش یافته گلوکز قرار گرفتند. از آنجایی که سطح گلوکز خون ارتباط نزدیکی با دسترسی به غذای با کیفیت بالا دارد، می‌تواند به عنوان معیاری برای وضعیت بدنی مادر عمل کند.

انسان‌ها

فرضیه تریورز-ویلیارد هم برای تفاوت‌های منابع در میان افراد در یک جامعه و هم برای تفاوت‌های منابع در میان جوامع به کار رفته است. تحقیقات در مورد انسان‌ها تعدادی دشواری عملی و روش‌شناختی را مطرح می‌کند، اما در حالی که یک بررسی در سال ۲۰۰۷ از تحقیقات قبلی نشان داد که شواهد تجربی برای این فرضیه مختلط بود، نویسنده خاطرنشان کرد که این فرضیه از مطالعات با طراحی بهتر، حمایت بیشتری دریافت کرده است. یکی از این مثال‌ها، تحلیلی در سال ۱۹۹۷ از رُماهای مجارستانی بود – یک گروه کم‌وضعیت که ترجیح زنانه داشتند، «نسبت جنسی زنانه در بدو تولد داشتند، احتمال بیشتری داشت که پس از داشتن یک یا چند دختر، سقط جنین کنند، دختران خود را طولانی‌تر شیر دادند و دختران خود را برای مدت طولانی‌تری به مدرسه فرستادند».

جمع‌بندی

فرضیه تریورز-ویلیارد یک چارچوب مهم برای درک چگونگی تأثیر وضعیت بدنی والدین بر نسبت جنسی فرزندان و در نهایت موفقیت تولیدمثلی است. این فرضیه در گونه‌های مختلف، از جمله انسان، کاربرد دارد و به توضیح رفتارهای پیچیده تولیدمثلی کمک می‌کند.