معرفی داستان
«بادبادکی که به ماه رفت» داستانی کودکانه و خیالانگیز از اِوِلین شارپ است که نخستینبار در سال ۱۹۰۰، در مجموعهای از قصههای کوتاه با عنوان The Other Side of the Sun منتشر شد.
این داستان، ماجرای پسربچهای به نام جری است که بزرگترین بادبادک روستا را میسازد؛ اما وقتی بادبادکش در آسمان روز بالا نمیرود، سفری غیرمنتظره و شگفتانگیز آغاز میشود.
خلاصه داستان
جری، پسربچهای کنجکاو و مصمم، با دستان خودش بزرگترین بادبادک روستا را میسازد. دوستش چابی، دختر هیزمشکن، روی بادبادک تصویر ماه و چند ستاره میکشد. جری که به بادبادکش افتخار میکند، تصمیم میگیرد آن را به ماه بفرستد.
او بادبادک را در روز، در دشتی باز و در برابر نگاه بچههای روستا به هوا میاندازد؛ اما بادبادک بالا نمیرود. خندهٔ بچهها جری را شرمنده و دلسرد میکند. او نزد چابی برمیگردد و دو دوست، بادبادک را برمیدارند تا کسی را پیدا کنند که بداند چرا بادبادک به ماه نرسیده است.
هرچه بیشتر در جنگل پیش میروند، چابی گرسنه میشود. جری برای پیدا کردن غذا به اطراف میگردد و با مردی رازآلود روبهرو میشود که کیسهای همراه دارد؛ کیسهای که انگار هر چیزی در آن پیدا میشود. جری از او غذایی برای چابی میخواهد و مرد، کیکی جادویی به او میدهد: کیک مزهای دارد که خورنده بیش از همه دوست دارد و هر بار که لقمهای از آن برداشته میشود، دوباره کامل میشود.
اما وقتی جری با غذا پیش چابی برمیگردد، میبیند بادبادک ناپدید شده است. هوا تاریک شده و شب از راه رسیده. در همین لحظه، او و چابی با موجودی افسانهای به نام ویمپ روبهرو میشوند. ویمپ ناگهان پدیدار میشود و راز شکست بادبادک را آشکار میکند: جری در روز تلاش کرده بود بادبادک را به ماه بفرستد، در حالی که ماه در آسمان نبود.
جری از ویمپ میخواهد او و چابی را به ماه ببرد تا بادبادکشان را ببینند. ویمپ میپذیرد و سهنفر سوار بر دنبالهدار، راهی ماه میشوند.
در ماه، آنها بادبادک جری را پیدا میکنند و با بانوی ماه روبهرو میشوند؛ بانویی درخشان و ظریف، اما سختگیر. ویمپ، چون از بانوی ماه میترسد، ناپدید میشود. بانوی ماه از ورود بچهها به قلمرو خود خشمگین است و به آنها میگوید باید بروند.
پیش از آنکه ماهِ در حال غروب، آنها را در خود ببلعد، جری و چابی با همان بادبادک به خانه برمیگردند. این بار، همهٔ بچههای روستا میبینند که بادبادک واقعاً میتواند پرواز کند. اما بادبادک دوباره به آسمان بازمیگردد و از آن پس، برای همیشه چون دنبالهداری در آسمان میدرخشد.
گاهی شکستِ نخستین، نه پایان راه، بلکه آغاز سفری شگفتانگیزتر است.
شخصیتهای اصلی
- جری: پسربچهای که بزرگترین بادبادک روستا را میسازد و با وجود تمسخر دیگران، برای رسیدن به هدفش میکوشد.
- چابی: دختر هیزمشکن و دوست جری. او تصویر ماه و ستارهها را روی بادبادک نقاشی میکند.
- ویمپ: موجودی افسانهای که در مسیر جنگل ظاهر میشود و دلیل بالا نرفتن بادبادک را توضیح میدهد؛ سپس بچهها را تا ماه همراهی میکند.
- بانوی ماه: آخرین شخصیتی که جری و چابی با او روبهرو میشوند. او سختگیر اما منصف است و از ورود بچهها به قلمرو ماه ناراحت میشود.
انتشار و پیشینه
«بادبادکی که به ماه رفت» در سال ۱۸۹۹ نوشته شد و در سال ۱۹۰۰، نخستینبار توسط جان لین در انتشارات بودلی هد، در لندن و نیویورک، در مجموعهای از قصههای پریان به نام The Other Side of the Sun منتشر شد.
نویسندهٔ اثر، اِوِلین شارپ، نویسنده و فعال حقوق رأی زنان بود. این داستان کوتاه در فهرست آثار او دربارهٔ قصههای کودکانه و خیالپردازی جای میگیرد.
منابع
- شارپ، اِوِلین. The Other Side of the Sun: Fairy Stories. لندن: جان لین، ۱۹۰۰. چاپی. صص. ۱۶۳–۱۸۸.
- زندگینامه اِوِلین شارپ.
پیوندهای بیرونی
- آن سوی خورشید
برچسبها
- داستانهای کوتاه واقعشده روی ماه
- داستانهای کوتاه سال ۱۹۰۰
- داستانهای کوتاه کودکانه
- آثار دربارهٔ بادبادکبازی