فلاسک ارلنمایر: پایان فصل اول پروندههای ایکس
«فلاسک ارلنمایر» (The Erlenmeyer Flask)، بیست و چهارمین قسمت و قسمت پایانی فصل اول سریال علمی-تخیلی «پروندههای ایکس» (The X-Files) است. این اپیزود که توسط کریس کارتر، تهیهکننده اجرایی، نوشته و توسط آر. دبلیو. گودوین کارگردانی شده، به بسط و گسترش خط داستانی اصلی سریال که از قسمت اول آغاز شده بود، میپردازد. این قسمت برای اولین بار در تاریخ ۱۳ مه ۱۹۹۴ از شبکه فاکس در ایالات متحده پخش شد و با جذب ۸.۳ میلیون خانوار، پربینندهترین قسمت فصل اول سریال لقب گرفت. «فلاسک ارلنمایر» نامزد جایزه ادگار در بخش بهترین قسمت سریال تلویزیونی شد و از زمان پخش، بازخوردهای مثبتی از سوی منتقدان و عوامل ساخت دریافت کرده است.
داستان سریال حول محور مأموران ویژه افبیآی، فاکس مولدر (با بازی دیوید دراخونی) و دانا اسکالی (با بازی جیلین اندرسون) میچرخد که به پروندههای مرتبط با پدیدههای ماوراء طبیعی، معروف به «پروندههای ایکس»، رسیدگی میکنند. در این قسمت، مولدر و اسکالی شواهدی از آزمایشهای مخفی دولت بر روی DNA فرازمینی کشف میکنند، اما این شواهد و تمام افرادی که از آن مطلع بودهاند، بلافاصله توسط افرادی که بعدها به عنوان عوامل مخفی شناسایی میشوند، شناسایی، ردیابی و برای حذف شدن هدف قرار میگیرند.
«فلاسک ارلنمایر» چندین عنصر داستانی جدید را معرفی کرد که در فصلهای بعدی ادامه یافتند و شاهد مرگ شخصیت تکرارشونده «حلقوم» (با بازی جری هاردین) بودیم. کریس کارتر، خالق سریال، الهامبخش این قسمت را «نتیجه یک سال تجربه یادگیری» توصیف کرده است.
خلاصه داستان
در مریلند، تعقیب و گریز پلیس با سرعت بالا در کنار رودخانه رخ میدهد. راننده خودرو، دکتر ویلیام سکار، توسط افسران به دام میافتد اما با توانایی شگفتانگیزی از آنها فرار میکند. او هنگام دویدن روی تختهای که به کشتی متصل است، مورد اصابت گلوله قرار گرفته و به داخل آب میپرد. پلیس موفق به یافتن او نمیشود، اما متوجه میشوند که خون او سبز است.
اندکی بعد، «حلقوم» (جری هاردین) با پرونده سکار به سراغ فاکس مولدر میآید و میگوید که او برای آشکار شدن حقیقت اهمیت زیادی دارد. هنگام تحقیق در مورد این پرونده، مولدر و دانا اسکالی از دکتر ترنس بروبه (با بازی کن کرامر)، دانشمندی که در گیترزبرگ کار میکند و خودرویش توسط سکار رانده میشد، بازدید میکنند. همان شب، حلقوم برای بار دوم با مولدر ملاقات کرده و او را به ادامه دادن تشویق میکند، علیرغم تردید مولدر در مورد آنچه باید به دنبالش باشد. در همین شب، بروبه توسط «مرد موکوتاه» (با بازی لیندزی گینتر) مورد مواجهه قرار گرفته و کشته میشود و مرگ او به گونهای صحنهسازی میشود که خودکشی به نظر برسد.
هنگام بررسی صحنه جرم، مولدر یک فلاسک ارلنمایر با برچسب «کنترل خلوص» پیدا میکند. اسکالی فلاسک را به دانشگاه جورجتاون میبرد، جایی که دکتر آن کارپنتر (با بازی آن دسالبو) به او در تجزیه و تحلیل محتویات آن کمک میکند. در همین حال، مولدر به خانه بروبه رفته و کلیدهای یک انبار را پیدا میکند. سکار با دفتر کار بروبه تماس میگیرد و مولدر که خود را به جای بروبه جا زده، پاسخ میدهد؛ سکار بیان میکند که سه روز است در آب بوده و مجروح است. در همین حین، مرد موکوتاه مکالمه را شنود میکند. سکار قبل از اینکه بتواند محل اختفای خود را به مولدر بگوید، به دلیل خونریزی شدید بیهوش میشود. هنگامی که آمبولانس او را به بیرون میبرد، پارامدیکها هنگام انجام عمل کاهش فشار سوزنی، گاز سمی از بدن او منتشر میکنند. سکار بهبود یافته و از آمبولانس فرار میکند.
مولدر به انبار میرسد و پنج مرد را در مخزنهایی معلق و یک مخزن ششم خالی پیدا میکند. هنگام خروج از انبار تحت تعقیب قرار میگیرد اما موفق به فرار میشود. کارپنتر فاش میکند که فلاسک «کنترل خلوص» حاوی نمونهای از باکتری است که در طبیعت وجود ندارد و تنها میتوان آن را فرازمینی توصیف کرد. مولدر و اسکالی روز بعد دوباره به انبار سر میزنند و متوجه میشوند که اتاق کاملاً خالی است. حلقوم از راه رسیده و فاش میکند که بروبه در حال آزمایش روی انسانها با ویروسهای فرازمینی بوده است. شش داوطلب مبتلا به بیماری لاعلاج مورد آزمایش قرار گرفته و همگی شروع به بهبودی کرده بودند. هنگامی که دستور نابودی آنها صادر شد، بروبه به سکار کمک کرد تا فرار کند.
اسکالی متوجه میشود که کارپنتر و تمام خانوادهاش در یک تصادف رانندگی کشته شدهاند. مولدر به خانه بروبه بازگشته و سکار را در اتاق زیر شیروانی پیدا میکند. سکار توسط مرد موکوتاه کشته میشود و مولدر دستگیر میشود، زیرا تماس با گاز فرار کرده از زخم سکار باعث بیهوشی او میشود. حلقوم بیرون آپارتمان مولدر با اسکالی ملاقات کرده و میگوید که ممکن است بتواند با اسیرکنندگانش معامله کند. او مدارک لازم برای ورود به «مرکز نگهداری بالا» در فورت مارلن را به اسکالی میدهد، جایی که اسکالی جنینی فرازمینی را که در نیتروژن مایع نگهداری میشود، پیدا میکند. در یک تبادل در بالای یک پل بزرگراه، حلقوم جنین را به مرد موکوتاه ارائه میدهد که چند ثانیه بعد به او شلیک میکند. مولدر هنگام دور شدن ون مرد موکوتاه به بیرون پرتاب میشود. اسکالی به حلقوم رسیدگی میکند و آخرین کلمات او قبل از مرگ، «به هیچکس اعتماد نکن» است.
چند هفته بعد، مولدر افسرده، اسکالی را فرا میخواند تا به او اطلاع دهد که پروندههای ایکس بسته شدهاند. در همین حال، در صحنهای که پایانبندی قسمت «پایلوت» را تداعی میکند، مرد دودهکش جنین فرازمینی را در اتاق شواهد عظیم در پنتاگون ذخیره میکند.
تولید
توسعه
کریس کارتر فیلمنامه این قسمت را نوشت که آن را «نتیجه یک سال تجربه یادگیری» توصیف کرد. او تلاش کرد تا اسطورهشناسی سریال را محکم کند، «جایی که ما راههای مختلف توطئه دولتی را کاویدیم و آن را به چیزی فراتر از بشقابپرندهها تبدیل کردیم» و لحظهای «تعیینکننده» برای اسکالی ایجاد کند، جایی که او از یک دانشمند همکار میشنود که با مادهای واقعاً فرازمینی سروکار دارد. صحنهای که در آن دکتر سکار بخارهای سمی منتشر میکرد، از پرونده گلوریا رامیرز که در فوریه ۱۹۹۴ در کالیفرنیا رخ داد، الهام گرفته شده بود؛ کارتر هنگام نوشتن فیلمنامه این موضوع را به یاد آورد و این به جنبهای تثبیت شده از اسطورهشناسی در فصلهای بعدی تبدیل شد.
نویسندگان شخصیت تکرارشونده «حلقوم» را به قتل رساندند تا این تصور را به مخاطبان بدهند که هر کسی خارج از مولدر و اسکالی، قابل حذف است. تصمیم به بستن پروندههای ایکس برای جدا کردن مأموران گرفته شد تا تهیهکنندگان بتوانند بارداری جیلین اندرسون را مدیریت کنند (که به یک توسعه داستانی مهم در فصل دوم کمک کرد و بر بقیه سریال تأثیر گذاشت). شبکه فاکس در ابتدا با این ایده مخالفت کرد، زیرا میترسید که بستن پروندههای ایکس باعث شود بینندگان تصور کنند سریال لغو شده است.
پایان این قسمت، مانند پایان قسمت «پایلوت»، آینه یکدیگر هستند، از جمله تماس مولدر با اسکالی در ساعت ۱۱:۲۱ شب و ذخیره شواهد توسط مرد دودهکش در پنتاگون. شعار این قسمت «به هیچکس اعتماد نکن» است که جایگزین عبارت معمول «حقیقت آن بیرون است» شده و به آخرین کلمات حلقوم اشاره دارد. تهیهکننده اجرایی، آر. دبلیو. گودوین، تصمیم گرفت اولین کارگردانی خود را با این قسمت انجام دهد، زیرا آن را «بهترین فیلمنامه تا به امروز» میدانست که «ترکیبی از شادی و وحشت محض» را ارائه میداد.
فیلمبرداری و جلوههای ویژه
تعقیب و گریز ماشینی اولیه توسط جی. پی. فین، یکی از اعضای گروه، که تهیهکننده انفرادی بود و بخش زیادی از واحد دوم را کارگردانی کرد، فیلمبرداری شد. این صحنه در یک کشتیسازی متروکه در نورث ونکوور معروف به کشتیسازی ورساتال فیلمبرداری شد. گودوین تا جایی پیش رفت که گفت این مکان «برای فیلمبرداری عالی» بود؛ این مکان در قسمت «۲شای» (2Shy) از فصل سوم دوباره مورد استفاده قرار گرفت. صحنه بازدید مولدر و اسکالی از دکتر بروبه (کن کرامر) به دلیل استفاده از میمونها «چالش بزرگی» بود؛ گودوین میخواست میمونها همگی به طور همزمان و طبق دستور، «دیوانه» عمل کنند. او در بازنگری گفت که آنها «کار خوبی» انجام دادند. مکانی که برای انبار مورد استفاده قرار گرفت، آدرس «۱۶۱۶ پاندورا» را داشت، که تهیهکنندگان تصمیم گرفتند آن را به عنوان نمادی از «باز کردن جعبه پاندورای» مولدر، در خود قسمت بگنجانند.
صحنه بیرون آمدن دکتر سکار از آب توسط واحد جلوههای ویژه ایجاد شد. بازیگر سایمون وب با استفاده از جرثقیل زیر آب بالا آورده شد که اهرمی بود تا او بتواند «واقعاً» از خلیج بیرون بیاید. به گفته گودوین، زمانبندی کاملاً درست نبود، اما آن صحنه ناموفق «به نحوی دیگر کار کرد» و به صحنهای «جذاب» تبدیل شد. با این حال، صحنه بعداً مجبور به بازسازی شد. هنگام فیلمبرداری این قسمت، گروه تولید نمیدانست که وب دچار آبهراسی است. اولین تست صحنه بیرون آوردن عروسک جنین فرازمینی توسط اسکالی از نیتروژن مایع درست انجام شد، اما زیر نور شدید استودیو، مدل شروع به از هم پاشیدن کرد و باعث شد برداشت بعدی نور را به جهتی دیگر بتاباند.
بازخوردها
این قسمت امتیاز ۸.۸ در مقیاس نیلسن با سهم ۱۶ را کسب کرد. ۸.۳ میلیون خانوار آن را تماشا کردند که این امر آن را به پربینندهترین قسمت فصل اول تبدیل کرد. انجمن نویسندگان آمریکا «فلاسک ارلنمایر» را برای جایزه ادگار در بخش بهترین قسمت سریال تلویزیونی نامزد کرد؛ برنده نهایی جایزه «سیمون میگوید» (Simone Says) از سریال NYPD Blue بود. جان کیگان از Critical Myth به این قسمت امتیاز ۹ از ۱۰ داد و آن را «پایانی عالی برای فصل اول» و مقدمهای خوب برای اسطورهشناسی پروندههای ایکس توصیف کرد. مانوئل مندوزا از The Dallas Morning News گفت که این قسمت توانست لحظات «کاملاً ترسناک» را با لحظات «کاملاً احمقانه» «همزمان» ترکیب کند. بروس فرتس، نویسنده Entertainment Weekly، نتیجه گرفت که مرگ «حلقوم» باعث شد شخصیت «واقعاً ملموس» شود.
عوامل سریال نیز نسبت به این قسمت واکنش مثبتی نشان دادند. کارتر درباره این قسمت گفت: «فلاسک ارلنمایر» فقط خاطرات خوب را زنده میکند. تصاویر فوقالعادهای دارد؛ واقعاً سریال را در سال اولش کامل کرد. در انجام کاری که میخواستیم انجام دهیم، یعنی بستن پروندههای ایکس، موفق بود. خیلیها را شوکه کرد.» گودوین اظهار داشت: «همه چیز در مورد آن قسمت کاملاً درجه یک بود. بازیگری، کارگردانی هنری، فیلمبرداری. هیچ چیز در آن وجود ندارد که بهترین نباشد، و این واقعاً اعتبار زیادی به بسیاری از افراد بسیار با استعداد است.» این قسمت مفاهیم و مضامین بسیاری را معرفی کرد که در قسمتهای اسطورهشناسی سریال در طول سالها ظاهر شدند، از جمله آزمایشهای ژنتیکی، دورگههای انسان و فرازمینی، خون سمی فرازمینی، توطئههای دولتی، جنینهای فرازمینی و قاتلان مرگبار.
منابع
پاورقیها
کتابشناسی
پیوندهای خارجی
«فلاسک ارلنمایر» در وبسایت رسمی پروندههای ایکس
قسمتهای تلویزیونی آمریکایی ۱۹۹۴
قسمتهای تلویزیونی نوشته شده توسط کریس کارتر (فیلمنامهنویس)
قسمتهای تلویزیونی در مریلند
قسمتهای فصل ۱ پروندههای ایکس
it:Episodi di X-Files (prima stagione)#Nuove creature