فلسفه تائویسم و مفهوم دائو
فلسفه تائویسم (Taoist philosophy) که با نام تائولوژی نیز شناخته میشود، به جریانهای فکری گوناگونی اشاره دارد که ریشه در سنتهای چینی دارند و بر زیستن در هماهنگی با دائو (Dào) تأکید میکنند. دائو اصل اسرارآمیز و عمیقی است که منشأ، الگو و جوهر هستیِ تمام جهان را شکل میدهد.
از آغاز شکلگیری اندیشههای تائویی، مکاتب مختلفی پدید آمدند که با سنتهای فلسفی دیگر مانند کنفوسیوسگرایی و آیین بودا در تعامل بودند. تائویسم برخلاف کنفوسیوسگرایی، به جای سازماندهی سیاسی، بر پرورش جسم و روح تأکید بیشتری دارد. در طول تاریخ، این فلسفه مفاهیمی چون وووِی (عمل بیتلاشی)، زیران (اصالت طبیعی)، چی (روح)، وو (عدم)، ووجی (غیردوگانگی)، تایجی (قطبیت)، یین-یانگ، بینهوا (دگرگونی)، فان (بازگشت) و تزکیه نفس از طریق مراقبه را برجسته ساخته است.
اگرچه پژوهشگران گاهی تلاش کردهاند «فلسفه تائویی» را از «دین تائویی» جدا کنند، اما چنین جداییای هرگز واقعیت نداشت. نویسندگان و مفسران متون تائویی، هرگز میان ایدههای دینی و فلسفی، بهویژه در حوزههای متافیزیک و اخلاق، تمایزی قائل نمیشدند.
متون اصلی این سنت فکری، بهطور سنتی «دائودجینگ» و «جوانگزی» دانسته میشوند؛ هرچند این آثار تنها در دورة سلسلة هان بود که تحت عنوان «تائویی» (دائوجیا) دستهبندی شدند. بعدها دانشورانی چون وانگ بی، کتاب «ای چینگ» را نیز به این سنت پیوند زدند. افزون بر اینها، حدود ۱۴۰۰ متن متمایز در قالب مجموعه متون معتبر تائویی (دائوزانگ) گردآوری شده است.
خاستگاههای نخستین
در مقایسه با سایر سنتهای فلسفی، تائویسم بسیار ناهمگون است. به گفته راسل کرکلند، تائوییها خود را پیرو یک جامعه دینی واحد با مجموعهای از آموزهها و اعمال مشترک نمیدانستند. تائویسم به جای تکیه بر یک کتاب یا یک بنیانگذار، از مجموعهای گسترده و متنوع از باورها و متون چینی سرچشمه گرفت که به مرور زمان در سنتهای ترکیبی گرد هم آمدند. وجه مشترک این متون، ایدههایی درباره تزکیه نفس و پیوند با حقایق عمیق حیات بود.
نخستین گروهی که خود را آگاهانه «تائویی» نامید، در قرن پنجم میلادی پدیدار شد و به گردآوری متون پرداخت. مجموعه اولیه آنها شامل آثار کلاسیکی چون دائودجینگ و جوانگزی نبود و این متون تنها پس از توسعه بعدیِ مجموعه متون، به آن اضافه شدند.
افسانه شخصیتی به نام «لائوتسه» در دورة هان شکل گرفت و اعتبار تاریخی ندارد. همچنین برچسبهای تائویسم و کنفوسیوسگرایی توسط دانشوران آن دورة برای دستهبندی اندیشمندان و متون گذشته ساخته شد، با وجود اینکه این متون بسیار متنوع بودند و نویسندگانشان حتی یکدیگر را نمیشناختند. بنابراین، هرچند در دوران پیش از هان هیچ مکتب منسجمی به نام تائویسم کلاسیک وجود نداشت، تائوییهای بعدی (حدود ۵۰۰ پیش از میلاد) از جریانهای فکری و اعمال دورة مکتب صد مکتب تأثیر پذیرفتند. این تأثیرات مستقل شامل موارد زیر بود:
- مکتب موهیسم: که احتمالاً بر ایده «صلح بزرگ» در آثار بعدی تأثیر گذاشت.
- مکاتب متفرق کنفوسیوسگرایی: و ایدههای آنها درباره تزکیه نفس.
- نظریهپردازان قانونگرایی: مانند شِن بوهای و هان فی که بخشهایی از دائودجینگ را تفسیر کردند.
- مکتب طبیعتگرایان: که ایدههای یین و یانگ و «پنج عنصر» را پرورش دادند.
- منجمان رسمی و کتاب ای چینگ: که با این ایدهها پیوند داشتند.
- متون مستقل اولیه: مانند نِییِه، لوشی چونچیو، جوانگزی و دائودجینگ.
اندیشهها در متون کلاسیک تائویی
کتاب دائودجینگ (که با نام لائوتسه نیز شناخته میشود و پیش از قرن سوم پیش از میلاد نگاشته شده) بهطور سنتی متن محوری و بنیادین تائویسم تلقی میشود؛ با این حال، از نظر تاریخی تنها یکی از تأثیرات گوناگون بر اندیشه تائویی است و گاهی حتی تأثیری حاشیهای داشته است. دائودجینگ که احتمالاً از سنت گفتاوردهای شفاهی سرچشمه گرفته، مجموعهای آزاد از حکمتهاست که به خواننده میآموزد چگونه زندگی و حکومت کند و شامل گمانهزنیهای متافیزیکی نیز هست.
برخی پژوهشگران استدلال کردهاند که دائودجینگ به پدیدهای ظریف یا قدرت آفرینش کیهانی به نام دائو (به معنای مسیر یا راه) اشاره میکند و از تصویرسازیهای زنانه و مادرانه برای وصف آن استفاده میکند. دائو، روش خودبهخودی و طبیعی است که امور بر اساس آن پدید میآیند؛ نظم ارگانیک جهان است. با این حال، جیمز جایلس معتقد است دائو به وضعیت مراقبانهای اشاره دارد که در آن فرد میفهمد آگاهیِ خودش همان چیزی است که به پدیدهها امکان پدیداری میدهد. دائودجینگ میان «دائوی نامگذاریشده» و «دائوی حقیقی» که نمیتوان آن را نامگذاری کرد و در دام زبان نمیگنجد، تمایز قائل میشود.
دائودجینگ همچنین از مفهوم وووی (عمل بیتلاشی) سخن میگوید که با استعارههای آب (حرکت همسو با رودخانه به جای شنا در خلاف جهت) توضیح داده میشود. وووی با تسلیمپذیری، کمترین کنش و نرمی همراه است و فعالیت حکیم ایدهآل است که بهطور خودانگیخته فضیلت را بازتاب میدهد و با نیروهای کیهانی دائو یکپارچه میشود؛ مانند کودکان یا چوب تراشنخورده.
مفهوم بنیادین دیگر در دائودجینگ، فان (بازگشت به ریشه یا منبع) است. این مفهوم با نمونههایی از طبیعت توضیح داده میشود؛ مانند بازگشت گیاهان به حالت خفته پس از رشدی سرشار، یا صاف شدن آب رودخانهای که کدر شده بود. پس از هر مثال، پیشنهاد میشود که انسانها نیز میتوانند به حالت سکون یا شفافیت بازگردند و به دائو دست یابند. به گفته جایلس، این حرکت رفت و برگشتی میان سکون و جریان دائمی، به ویژگی از آگاهی انسان اشاره دارد که در آن سکون و فعالیت در کنار هم قرار دارند.
آنچه رخ میدهد این است که با یافتن سکون در دل جریان دائمی، فرد از مشارکت فعال در این جریان فاصله میگیرد. اجازه میدهد ادراکات و افکار راه خود را بروند، بدون اینکه خود با آنها سرازیر شود. این بازگشت به ریشه آگاهی است؛ زیرا این وضعیت است که به ما اجازه میدهد کارکرد آگاهی را ببینیم. این ریشه، نقطهای است که از آنجا، فعالیت بیوقفه آگاهی سرچشمه میگیرد و نقطهای است که از آن میتوان سایر عملکردهای آگاهی را به سکوت مشاهده کرد.
حکیمان انرژیهای درونی خود را متمرکز میکنند، فروتن و قانعاند و بدون محدودیتِ ساختارهای جامعه و فرهنگ، بهطور طبیعی حرکت میکنند. دائودجینگ همچنین به حاکمان توصیههایی میکند؛ مانند برجسته نشدن، داشتن سلاح اما استفاده نکردن از آن، ساده نگهداشتن مردم و عمل کردن به روشهای نامحسوس به جای اعمال زور. این کتاب عموماً مدافع حکومت حداقل بوده است.
مانند دائودجینگ، کتاب کمتر شناختهشده نِییِه نیز متنی کوتاه از حکمتهاست؛ اما تمرکز آن بر تزکیه تائوییِ «ذهن-قلب» (شین) است که شامل پرورش و تصفیه سه گنجینه حیات میشود: جینگ (جوهر حیاتی)، چی (روح) و شِن (روان). ایده نییه درباره روح فراگیر و نامرئی که «چی» نامیده میشود و ارتباط آن با کسب فضیلت، بر فلسفه بعدی تائویی بسیار تأثیرگذار بود. به همین ترتیب، ایدههای مهم دیگری مانند رابطه میان طبیعت درونی و سرنوشت شخصی در متن لوشی چونچیو یافت میشود. در این متون، فردی که فضیلت را کسب میکند و ذهن-قلبی متعادل و آرام دارد، «حکیم» نامیده میشود. به گفته کرکلند، ذهن-قلب عاملی حاکم در پیوند زیست-روحی فرد است و آموزه اصلی نییه این است که فرد باید همواره تلاش کند تا ذهن-قلبش بدون تفکر و احساسات افراطی، متعادل و آرام باشد تا بتواند انرژیهای حیاتبخش را جذب و حفظ کند و عمر درازی بیازماید.
متن دیگری به نام جوانگزی نیز از کلاسیکهای تائویسم به شمار میرود، هرچند برای تائوییهای چینی اغلب متنی حاشیهای بود. این کتاب ایدههایی چون نسبی بودن جامعه و اخلاق را مطرح میکند و معتقد است حکیم به این امور مقید نیست و فراتر از آنها زندگی میکند. چشمانداز جوانگزی برای حکیم شدن، نیازمند تهی شدن از ارزشهای اجتماعی و پرورش اصالت طبیعی است. برخی پژوهشگران در جوانگزی ایدههای بدویگرایانهای را میبینند که به بازگشت به اشکال سادهتر زندگی دعوت میکند.
به گفته کرکلند، وجه مشترک این سه متن این است که «فقط اگر فرد بیاموزد چگونه با نیروهای نادیدنی و فرآیندهای ظریف حیات هماهنگ شود، میتواند خردمندانه زندگی کند، نه بر اساس دغدغههای عادی جامعه».
دوران سلسلههای هان و جین
اصطلاح «دائوجیا» (معمولاً به عنوان تائویسم فلسفی ترجمه میشود) در دورة سلسلة هان توسط دانشوران ابداع شد تا متون کلاسیکی مانند دائودجینگ و جوانگزی را دستهبندی کند. اگرچه در این دوران تائوییِ خودنامگذاریشدهای وجود نداشت، اما ایدههایی که بعداً برای تائوییها مهم شدند در متون هان دیده میشوند. به عنوان مثال، حاکم ایدهآل در Taipingjing از طریق مراقبه، کنترل نفس و طب سوزنی، فضایی از «صلح بزرگ» را حفظ میکند. همچنین تفاسیری بر متون کلاسیک نوشته شد که قدیمیترین آنها متعلق به هشانگ گونگ است.
تأثیر مهم دیگر بر توسعه تائویسم بعدی، مکتب هوانگ-لائو بود که در اوایل دورة هان بسیار نفوذ داشت. این فلسفه ترکیبی، عناصری از مکاتب مختلف را گرد هم آورد و پیش از آنکه امپراتور وو کنفوسیوسگرایی را آیین رسمی کند، مورد حمایت بود. این جریانهای فکری الهامبخش جنبشهای اجتماعی جدیدی مانند «راه استادان آسمانی» شدند.
قرن چهارم شاهد تحولات عمیقی بود؛ ظهور سنتهای معنوی جدیدی چون شانگچینگ و لینگبائو با کتب و اعمال جدیدی مانند کیمیاگری و مراقبههای تجسمی. مکتب لینگبائو ایده خدای کیهانی به عنوان تجسم دائو و نظم آسمانی را با تأثیر از آیین بودا توسعه داد. مکتب شانگچینگ نیز آغازگر سنت تائویی «کیمیاگری درونی» (نِیدان) بود که شکلی از تزکیه جسم و روح به شمار میرفت.
در قرن پنجم، دانشوری اشرافی به نام لو سیوجینگ با الهام از این جریانهای متفرق، مجموعهای مشترک از باورها، متون و اعمال را برای «آموزههای دائو» تدوین کرد. در شمال نیز کو چیانژی مکتب استادان آسمانی را اصلاح کرد و قانون اخلاقی جدیدی وضع نمود.
مکتب شوانشوئه
شوانشوئه (آموزش عمیق یا مرموز، که گاهی نوتائویسم نامیده میشود) مکتبی مهم از قرن سوم تا ششم میلادی بود. اندیشمندان این مکتب با ترکیب عناصر کنفوسیوسگرایی و تائویسم، متون ایچینگ، دائودجینگ و جوانگزی را تفسیر مجدد کردند.
اندیشمندانی چون هِه یان و وانگ بی نظریهای را مطرح کردند که بر اساس آن همه چیز، از جمله یین و یانگ و فضیلت حکیمان، در وو (هیچ، عدم) ریشه دارد. وو بیشکل و یکپارچه است؛ فاقد ویژگی است و در عین حال سرشار و بارآور.
تفسیر وانگ بی از دائودجینگ عموماً تأثیرگذارترین تفسیر فلسفی بر این کتاب بوده است. او مانند هه یان، بر عدم به عنوان ذات دائو و پایه هستی تأکید میکند. از دیدگاه او، «عدم، پایه ضروری هستی است». همانطور که دائودجینگ میگوید: «دائو یک را زایید» و «همه چیز در جهان از چیزی زاده میشود و چیزی از هیچ زاده میشود». کُن معتقد است برای وانگ بی، «عدم در ریشه همه چیز است و باید از طریق عمل بیتلاشی، کاهش خواستهها و رشد فروتنی و آرامش فعال شود».
گو شیانگ، اندیشمند تأثیرگذار دیگر شوانشوئه، در تفسیر خود بر جوانگزی، این ایده را که «عدم» منشأ پدیداری موجودات است را رد کرد و به جای آن استدلال کرد که موجودات بهطور خودانگیخته «خودزایی» و «خوددگرگونی» میکنند.
شخصیت کلیدی دیگر، کیمیاگر تائویی گِه هونگ بود که در دورة جینگ کتاب «بائوپوزی» را نوشت. این متن که شامل آموزههای کنفوسیوسی و اعمال معنوی برای رسیدن به جاودانگی بود، بر تائویسم بعدی تأثیر عظیمی گذاشت.
دوران سلسله تانگ
در دورة تانگ، هویتی مشترک تائویی شکل گرفت که تا حدودی ناشی از تلاشهای سیستمسازانی چون لو سیوجینگ و نیاز به رقابت با آیین بودا برای حمایت امپراتوری بود. این سیستم ترکیبی گاهی «سه غار» نامیده میشود. آنها نخستین مجموعه متون تائویی را گردآوری کردند که در ابتدا شامل دائودجینگ نبود.
تائویسم در دورة تانگ به مقام رسمی رسید؛ امپراتورانی که لائوتسه را خویشاوند خود میدانستند. امپراتور گائوزونگ دائودجینگ را به فهرست متون کلاسیک برای آزمونهای امپراتوری اضافه کرد. این دوران، اوج نفوذ تائویسم در تاریخ چین بود.
سیما چِنگجن، چهره فکری مهم این دوران، به ترکیب نظریات تائویی و بودایی در متن مراقبهای «زووانگلون» شهرت یافت. سنت تأثیرگذار دیگر از این دوران، مکتب رازآمیزی دوگانه بود که فلسفهاش تحت تأثیر مکتب مادیاماکای بودایی قرار داشت و چِنگ شوانیینگ از مفسران برجسته آن بود. دو گوانگتینگ نیز از نویسندگان و متفکران کلیدی این عصر به شمار میرفت.
دوران سلسله سونگ
در دورة سونگ، مکتب کوانجن (کمال مطلق) پایهگذاری شد. بنیانگذار آن، وانگ چونگیانگ، دانشوری بود که معتقد بود «سه آموزه» (بودایی، کنفوسیوسی و تائویی) در نهایت یک مکتب واحد هستند. این مکتب ترکیبی، عناصری از آیین بودا (مانند رهبانیت) و کنفوسیوسگرایی را با سنتهای گذشته تائویی در هم آمیخت.
کیمیاگری درونی (نِیدان) به محور اصلی فرقه کوانجن تبدیل شد. وانگ چونگیانگ آموزش داد که «جاودانگی روح» با انزوا، پرورش طبیعت درونی و هماهنگی آن با سرنوشت شخصی به دست میآید. او معتقد بود از طریق تمرین ذهنی و زهد، که فرد به وضعیت «بیذهن» و «بیاندیشه» میرسد، میتوان روح درخشان و فناناپذیر اولیه را بازیافت.
یکی از استادان این مکتب، چیو چوجی، به معلمی ژنکیزخان رسید و مرکز اصلی فرقه در صومعه ابر سفید پکن مستقر شد. چندین امپراتور سونگ نیز در ترویج تائویسم و گردآوری متون آن فعال بودند.
سلسلههای یوان و مینگ
دولتهای یوان و مینگ اغلب تلاش میکردند تائویسم را کنترل کنند. تائویسم در دورة حکومت کوبلای خان ضربه سختی خورد و دستور سوزاندن نسخههای متون تائویی صادر شد. این ویرانی، فرصتی برای احیای تائویسم فراهم کرد و تائوییها در قرون ۱۲ تا ۱۴ میلادی بر تزکیه فردی تمرکز کردند.
در دورة مینگ، دولت ایده «یکی بودن سه آموزه» را ترویج کرد که به باوری عمومی تبدیل شد. مجموعه متون فعلی تائویی (دائوزانگ) در این دورة تدوین شد. همچنین در این دوران، ایدههای تائویی بر اندیشمندان نئوکنفوسیوسی تأثیر گذاشتند.
سلسله چینگ و چین مدرن
اواخر مینگ و اوایل چینگ شاهد ظهور مکتب لانگمن (دروازه اژدها) بود که سنت کوانجن را احیا کرد. نویسندگانی چون لیو ییمینگ، اعمال کیمیاگری درونی را با حذف نمادهای رمزآلود قرون وسطی، سادهتر کردند تا برای عموم مردم قابل دسترستر باشد. مین ییده تأثیرگذارترین چهره این سلسله بود و متن معروف «راز گل طلایی» را به عنوان متن محوری دکترین لانگمن معرفی کرد.
سقوط سلسله مینگ توسط برخی ادبیان چینی به تأثیرات تائویی نسبت داده شد؛ در نتیجه آنها در جنبشی به نام «یادگیری هان»، به دنبال بازگشت به کنفوسیوسگرایی خالص دورة هان بودند و تائویسم را کنار گذاشتند. در دورة متلاطم اواخر چینگ، مطالعه و عمل به فلسفه تائویی به شدت افول کرد و تا آغاز قرن بیستم، تنها یک نسخه کامل از دائوزانگ در صومعه ابر سفید پکن باقی مانده بود.