بریگادین سرگردان

Stranded Brig
📅 29 خرداد 1405 📄 734 کلمه 🔗 منبع اصلی

چکیده

نقاشی «بریگادین سرگردان» اثر ادوین دیکینسون، بازتابی از فشارهای روانی و جسمی هنرمند در دوران رکود است. این اثر که در ابتدا به کشتی یخ‌زده تگت‌هوف می‌پرداخت، با نمادهایی چون صخره‌های ویران و راسوی به دام‌افتاده، حس گرفتاری و ناامیدی هنرمند را به تصویر می‌کشد.

بریگادین سرگردان

نقاشی «بریگادین سرگردان» (Stranded Brig) اثر هنرمند آمریکایی ادوین دیکینسون (۱۸۹۱–۱۹۷۸) است. این اثر با رنگ روغن روی بوم به ابعاد ۴۰ در ۵۰ اینچ نقاشی شده و در سال ۱۹۳۴ برای نخستین برنامه هنری دولت فدرال آمریکا در دوران رکود، یعنی پروژه آثار هنری عمومی (PWAP) خلق شد. در اکتبر ۱۹۳۴، این نقاشی وارد مجموعه موزه هنرهای زیبای اسپرینگفیلد در ماساچوست شد.

تاریخچه

در فوریه ۱۹۳۴، از دیکینسون دعوت شد تا در پروژه آثار هنری عمومی شرکت کند؛ این پروژه به او حقوق هفتگی و نمایشگاهی از آثارش در واشنگتن در ماه مه وعده داد. او برای تحویل به‌موقع اثر، یکی از نقاشی‌های رهاشده‌اش را بازنویسی کرد. این نقاشی یکی از چند اثر کوچک بود که با الهام از موضوع محبوبش، یعنی کاوش‌های قطبی، خلق شده بود و عنوانش را به «بریگادین سرگردان» تغییر داد.

به گفته جان ال. وارد، مورخ هنر، این نقاشی در ابتدا با عنوان «گم شدن تگت‌هوف» شکل گرفت؛ سومین نقاشی از مجموعه‌ای درباره یخ‌زدگی آن کشتی در قطب که پس از حدود ۱۵ جلسه کار در پاییز ۱۹۳۰ رها شده بود. وارد خاطرنشان می‌کند که ابعاد هر دو اثر یکسان است و عناصر «قایق، دود، یخ و صخره‌ها» در آن مشترک است. همچنین تعداد جلسات کاری که دیکینسون در نامه‌ای مورخ ۳۱ مارس ۱۹۳۴ گزارش داده بود (حدود ۴۰ جلسه)، با یادداشت‌های روزانه‌اش تنها زمانی همخوانی دارد که ۱۵ جلسه کار روی نقاشی قبلی نیز به آن اضافه شود.

در نسخه نهایی، یخ‌ها ناپدید شده‌اند و صخره‌های برگشته که شبیه آن‌ها را در نقاشی «گلن» کشیده بود، حضور دارند. در پیش‌زمینه این تصویر، اسکلت یک نهنگ‌گیر دیده می‌شود. همچنین در سمت چپ پایین، راسوی غیرمحتملی که در تله افتاده، در سمت چپ صخره‌هایی که در حال فرو ریختن‌اند و راه‌پله‌ای آویزان (سمت چپ) و پله‌هایی (سمت راست پایین) دیده می‌شود که دیکینسون می‌گفت شبیه سازه‌های واتکینز گلن در نیویورک یا مکان‌های توریستی مشابه است.

تحلیل اثر

الیوت آدلر، کشتی سرگردان را نمادی از خود هنرمند می‌داند که «زیر فشار سختی‌های زندگی خرد شده است». او این نتیجه‌گیری را بر این اساس می‌گیرد که مه‌های نقاشی را طوفانی خشن تصور کرده که کشتی را تکه‌تکه می‌کند؛ در حالی که به گفته خود دیکینسون، این مه‌ها صرفاً ناشی از برخورد هوای بسیار سرد با آب گرم‌تر هستند.

با این حال، شواهد داخلی و خارجی اثر، تفسیر آدلر را تأیید می‌کنند: صخره‌های برخاسته واقعاً به نظر می‌رسند که کشتی را خرد می‌کنند. همچنین سازه‌های صخره‌ای و واتکینز گلن که دیکینسون به آن‌ها اشاره کرده، و راسوی به دام افتاده (که بر اساس راسویی واقعی در دره شلدرایک طراحی شده)، همگی به زادگاه او در غرب نیویورک مربوط می‌شوند. هیچ‌کدام از این نمادها و صخره‌های در حال ریزش، با موضوع ادعایی نقاشی (که در نامه‌ای در ۱۹۳۴ آن را «سرگردانی بریگادین دکتر کین در سواحل گرینلند» توصیف کرده بود) ارتباطی ندارند.

بلکه ویرانی راه‌ها و پله‌ها و زمینِ به هم ریخته، درست مانند راسوی تله‌افتاده و کشتی و نهنگ‌گیر خردشده، این اندوه را تقویت می‌کند که او در وضعیتی بی‌خروج گرفتار شده و احساس خفگی و خردشدن می‌کند؛ وضعیتی که در آن زمین فرو می‌ریزد و صخره‌ها از بالا سرازیر می‌شوند.

رویدادهای زندگی‌نامه‌ای

اتفاقات زندگی دیکینسون نیز به این احساسات دامن زده‌اند: او در ۱۹۳۳ دچار زخم معده شد؛ از ژوئن ۱۹۳۱ تا پس از اتمام «بریگادین سرگردان» به دلیل کمردردهای شدید از کمربند طبی استفاده می‌کرد؛ و در ۱ ژوئیه ۱۹۳۴ برای انجام مجموعه‌ای از آزمایش‌ها در بیمارستان بستری شد. هرچند نتایج آزمایش‌ها قطعی نبود، اما دختر دیکینسون معتقد است مشکل اصلی او افسردگی بوده است؛ مشکلی خانوادگی که منجر به مرگ برادر بزرگ‌ترش، برجس، در سال ۱۹۱۳ شد و شاید به دلیل کشمکش‌های حل‌نشده‌اش با نقاشی «صحنه جنگل» (که تا آن زمان پنج سال و نیم روی آن وقت گذاشته بود) تشدید شده بود.

هنگامی که برجس با پریدن از ارتفاع به زندگی خود پایان داد، هاوارد، برادر بزرگ‌ترشان به مطبوعات گفت که برجس هر زمان احساس می‌کرد کارش به سطح عالی‌ای که برای خود تعیین کرده نرسیده، دچار افسردگی می‌شد. دیکینسون که برادرش را «مهم‌ترین تأثیر در تمام زندگی‌ام» می‌نامید، احتمالاً همین احساس را در خود داشت. در واقع، اظهارات دیکینسون درباره «بریگادین سرگردان»، پیش از آنکه برای پروژه دولتی بازنویسی شود، نشان‌دهنده فشاری است که برای انجام عدالت به این اثر و همچنین نقاشی ناتمام «صحنه جنگل» احساس می‌کرد. به گفته نقاش همکارش بروس مک‌کین، دیکینسون تصویر قایق‌های یخی را به او نشان داد و گفت که آن را تمام نمی‌کند مگر آنکه «به شکلی که شایسته‌اش است به آن عدالت داده باشم. او گفت: من این نقاشی را به همین شکل تمام نمی‌کنم، همان‌طور که از این پنجره بیرون نمی‌پرم.»

جمع‌بندی

نقاشی «بریگادین سرگردان» فراتر از یک صحنه دریایی است؛ این اندوهی تجسم‌یافته از درگیری‌های درونی دیکینسون است. ویرانی کشتی، فروریختن زمین و به دام افتادن حیوانات، همگی نشان‌دهنده احساس خفگی و فشارهای روانی اوست. این شاهکار نشان می‌دهد که چگونه دردهای جسمی و افسردگی، شاهکارهای ماندگار خلق می‌کنند.