سامیک بندیوپادهای (زادهٔ ۱۹۴۰) منتقد هنر، تئاتر و سینمای هندی ساکن کلکته است. پدرش، سونیته کومار بانرجی، دکترای خود را در زمینهٔ اشعار الیزابتین زیر نظر سر اچ. جی. سی. گریسون در دانشگاه ادینبرو به پایان رساند و بعدها به استادی ادبیات انگلیسی رسید.
بندیوپادهای در سال ۱۹۵۵ وارد دانشگاه شد و در سال ۱۹۶۱ از دانشگاه کلکته فارغالتحصیل گردید. او سپس مدرک کارشناسی ارشد ادبیات انگلیسی را کسب کرد و از سال ۱۹۶۶ به تدریس در دانشگاه ربیندرا بهاراتی پرداخت. در سال ۱۹۷۳ به انتشارات دانشگاه آکسفورد پیوست و تا سال ۱۹۸۲ در آنجا کار کرد. پس از استعفا، دیگر به دنبال شغل نبود، زیرا هیچ شغلی به اندازهٔ کافی سودآور نبود تا بتواند کتابهایی را که میخواست بخواند، بخرد. او به تدریس خصوصی ادبیات انگلیسی روی آورد که باعث غنای خوانشها و تیز شدن قریحهٔ انتقادیاش شد.
بندیوپادهای پس از کنگرهٔ بیستم حزب کمونیست اتحاد شوروی به این حزب پیوست و بعدها شاهد ادغام اندیشههای گرامشی در مارکسISM هندی بود. در سال ۱۹۹۳، کتاب آنتونیو گرامشی نیرباچیتا راچانساماگرا او در کلکته منتشر شد.
او در حوزهٔ تئاتر، ابتدا به بررسی تئاتر پکن و سپس به تحلیل اجراهای جاترا پرداخت. بندیوپادهای با مصاحبه از چهرههای برجستهٔ تئاتر بنگال، مانند اوتپال دوت و بادال سیرکار، به بررسی عمیقتر آثار آنها پرداخت.
در حوزهٔ سینما، او به ترجمهٔ فیلمنامهٔ آکالر ساندانه اثر مریναλ سن پرداخت و در سال ۱۹۸۳ نوشت که این فیلم «سؤالات نگرانکنندهای دربارهٔ واقعیت هند امروز و توانایی رسانه در مواجهه با این واقعیت مطرح میکند.»