بررسی رمان صخرهبند
صخرهبند، رمانی از فرانک پارکر دی، در سال ۱۹۲۸ منتشر شد. این رمان داستان جزیرهای خیالی به نام صخرهبند را روایت میکند که الهامگرفته از جزیره ایست آیرنباند در نوا اسکوشیا است. جزیره صخرهبند، احاطهشده با آبهای غنی اما خطرناک ماهیگیری، به دلیل طوفانها، مه و هوای زمستانی منزوی است.
دو خانواده رقیب، یونگها و کروسها، تحت سلطه اوریاه یونگ، «پادشاه صخرهبند»، قرار دارند. با ورود دیوید یونگ جوان به جزیره برای مطالبه میراث خود، او مجبور میشود با دنیایی بیرحم و کنترلشده روبرو شود. درگیریهای داخلی و خارجی او را در مبارزهای برای بقا گرفتار میکند.
دشمنان دیوید متنوع هستند: گاهی اقیانوس، گاهی رفتار ناهنجار خودش، گاهی بهترین دوستش، و گاهی عشق پنهانیاش به معلم جزیره. اما همیشه بستگانش و طمع آنها برای پول و قدرت بزرگترین چالش او هستند.
صخرهبند تصویری از زحمت طاقتفرسا، تلخی زیرکانه و کشمکشهای خانوادگی در سالهای منتهی به جنگ جهانی اول ارائه میدهد.
الهامگیری و تأثیر فرهنگی
فرانک پارکر دی تابستان ۱۹۲۶ را در جزیره ایست آیرنباند گذراند و با خانوادههایی که داستانهایشان را با او به اشتراک گذاشتند، آشنا شد. او ادعا کرد که روی کتابی درباره ویلیام شکسپیر کار میکند، اما در واقع الهامگیری خود را از این جزیره گرفت. ایست آیرنباند به صخرهبند تبدیل شد، تانکوک به جزیره پیشرو، لوننبورگ به لیسکام، و پرل آیلند به بارن آیلند.
تعبیر، تحریف و اغراق دی از زندگی شخصی و اجتماعی ساکنان جزیره، باعث رنجش آنها شد. آنها در نامهای به روزنامههای لوننبورگ و هالیفاکس، دی را به سوءاستفاده از خود برای کسب درآمد متهم کردند.
صخرهبند در سال ۲۰۰۵ در رقابت کانادا ریدها شرکت کرد و با حمایت دونا موریسی، برنده این رقابت شد. همچنین این رمان به صورت موزیکال توسط آلن کول اقتباس شد و در ژوئیه ۲۰۰۹ در مرکز راس کریک اجرا گردید.