داستان
رمان «بازگشت وحشی» بر اساس تجربیات لیام او فلاهرتی به عنوان سرباز ایرلندی در جنگ جهانی اول نوشته شده است. این رمان کوتاه، داستان گروهی از سربازان بریتانیایی را در منطقهای نامشخص از جبهه غربی روایت میکند. گروه تحت فرماندهی گروهبان ویلیامز، فردی تندخو، متشکل از نه سرباز پیادهنظام است که یکی از آنها، ویلیام گان، از اختلال استرس پس از سانحه رنج میبرد و از نظر روانی ناپایدار است.
داستان بر آخرین ساعات این گروه محکوم به فنا تمرکز دارد که در تلاش بیفایده برای اشغال بخشی از خط مقدم دشمن، کشته یا زخمی میشوند. گان در نهایت به «وحشی» داستان تبدیل میشود و دو سرباز باقیمانده را در پایان تاریک رمان میکشد.
نقد
دیوید تراتر در کتاب «همنشین کمبریج در ادبیات جنگ جهانی اول» معتقد است که رمان او فلاهرتی، بر خلاف اکثر رمانهای جنگی بریتانیایی که توسط نویسندگان طبقه متوسط نوشته شدهاند، از منظر طبقه کارگر به جنگ میپردازد و تلاش میکند به «دیدگاه وحشی» (سربازان طبقه کارگر) عدالت کند.
اومبرتو روسی این کتاب را به عنوان یکی از معدود رمانهای جنگ جهانی اول ستوده است که تجربه دردناک و خشن سربازان پیادهنظام را بدون سانسور به تصویر میکشد و با سبک بیانگر خود، پیشگام نویسندگانی مانند کورمک مککارتی شده است.