معرفی
کوینتوس والریوس اورکا در دهههای ۵۰ تا ۴۰ پیش از میلاد میزیست و در جمهوری روم به مقام پرتور رسید. او مدتی فرماندار استان رومی آفریقا بود و در جنگ داخلی روم، به عنوان یکی از فرماندهان زیردست ژولیوس سزار، در برابر پومپیوس مگنوس و نخبگان سنا ایستاد.
بیشتر آنچه از زندگی اورکا میدانیم از نامههایی میآید که سیسرون برای او نوشته و از بخشهایی در Bellum Civile، اثر سزار دربارهٔ جنگ داخلی. همین منابع پراکنده، او را به یکی از چهرههای کمترشناختهشده اما مهم در تحولات سیاسی و نظامی اواخر جمهوری روم تبدیل کردهاند.
زندگی و مسیر سیاسی
بیشتر پژوهشگران او را پسر کوینتوس والریوس سورانوس میدانند؛ مردی از هواداران گایوس ماریوس که در سال ۸۲ پیش از میلاد، در جریان اعدامها و مصادرههای سیاسی دوران سولا کشته شد. گفته میشود اتهام او نقض یک ممنوعیت دینی بود: فاش کردن نام پنهان رم.
خاندان والریی سورانی از شهروندان سُورا بودند، شهری نزدیک آرپینوم، زادگاه سیسرون. سیسرون در نوشتههایش از آنان بهعنوان دوستان و همسایگان خود یاد میکند.
از سالهای نخست فعالیت اورکا تقریباً چیزی در دست نیست. در سال ۵۷ پیش از میلاد، وقتی پرتور بود، بازگشت سیسرون از تبعید را فعالانه حمایت کرد و در سال ۵۶ پیش از میلاد، در دوران فرمانداریاش در آفریقا، دو نامهٔ توصیهنامه از سیسرون دریافت کرد.
رابطهٔ این دو آنقدر نزدیک بود که برای تشخیص نامههای واقعی از جعلی، نشانه یا رمزی مشترک میان خود گذاشته بودند. پس از این دوره، نام اورکا برای چند سال از منابع تاریخی حذف میشود. مدت دقیق فرمانداری او در آفریقا روشن نیست؛ فرماندار شناختهشدهٔ بعدی، پوبلیوس آتیوس واروس، در سال ۵۲ پیش از میلاد و احتمالاً پیش از آن در آنجا حضور داشت.
برخی حدس زدهاند که اورکا در کنفرانس آوریل ۵۶ پیش از میلاد در لوکا، میان سزار، پومپیوس مگنوس و مارکوس کراسوس، حاضر بوده است؛ هرچند زمانبندی فرمانداری او ممکن است این فرض را زیر سؤال ببرد. در آن نشست، این سه رهبر با پشتیبانی هواداران خود، اتحاد سیاسی راهبردیای ساختند که فرمان سزار در گل را تمدید کرد و راه را برای کنسولی دوم مشترک پومپیوس و کراسوس باز کرد.
نقش اورکا در جنگ داخلی
در دههٔ ۴۰ پیش از میلاد، هنگامی که جنگ داخلی روم شدت گرفت، اورکا دوباره در منابع ظاهر میشود؛ این بار به عنوان یکی از لگاتهای سزار، یعنی فرماندهانی که با اختیار مستقیم او عمل میکردند.
در آغاز سال ۴۹ پیش از میلاد، سزار او را برای تصرف ساردینیا فرستاد. به نوشتهٔ سزار، مردم کارالیس، پایتخت جزیره که امروز کالیاری نام دارد، با شنیدن خبر نزدیک شدن اورکا چنان برانگیخته شدند که خودشان فرماندار متحد پومپیوس را بیرون کردند؛ فرمانداری که سپس به آفریقا گریخت.
آپیان، مورخ یونانی، اشاره میکند که یکی از دلایل اهمیت راهبردی ساردینیا جایگاه آن به عنوان مرکزی برای تولید غله بود. کاسیوس دیو اما دربارهٔ اشغال ساردینیا توسط نیروهای سزار مطلب چندانی نمیآورد و تنها میگوید این تصرف بدون مقاومت جدی انجام شد.
زمینهای وُلاترای
پس از آنکه سزار سرانجام دیکتاتوری را در دست گرفت، به اورکا مأموریت داد زمینهای اطراف وُلاترای در اتروریا را ضبط کند تا میان کهنهسربازان سزار به عنوان پاداش خدمتشان تقسیم شود. تاریخ این تقسیمها پیچیده است و میزان موفقیت اورکا در اجرای آن روشن نیست.
در جنگ داخلی پیشین میان ماریوس و سولا، وُلاترای طرف ماریوس را گرفته بود؛ کسی که در مقایسه با سولای محافظهکار، با اعطای حقوق گستردهتر به متحدان رم موافقتر بود. نیروهای سولا در سال ۸۰ پیش از میلاد شهر را محاصره کردند و پس از شکست وُلاترای، مردم آنجا بخشی از حقوق و قلمرو خود را از دست دادند.
این رویداد پایان عصر اتروسکی دولتشهر وُلاترای بود، اما تا سال ۶۳ پیش از میلاد زمینهای ضبطشدهٔ پیشین هنوز تقسیم نشده بودند. سیسرون در برابر این بازتقسیم ایستاد و در سال ۶۰ پیش از میلاد نیز مانع طرحی مشابه شد. مسئله حدود پانزده سال دیگر بینتیجه ماند، تا آنکه سزار در سال ۴۵ پیش از میلاد تصمیم گرفت در آنجا یک کلونیا، یعنی مستعمرهٔ رومی، بنیان بگذارد.
هرچند یک کتیبه نشان میدهد وُلاترای در اوایل دورهٔ پرینکیپاته، یعنی نخستین شکل حقوقی امپراتوری روم، جایگاه قانونی کلونیا داشته است، شواهد باستانشناختی کمی وجود دارد که ثابت کند کهنهسربازان واقعاً زمینها را دریافت کرده و در آنجا ساکن شدهاند. بنابراین احتمال دارد مردم وُلاترای توانسته باشند از طریق شبکهای از دوستیها، پیوندهای خانوادگی و ارتباطات باقیمانده از پدر طرفدار ماریوس و دوستی او با سیسرون، با اورکا بر سر سازشی ملایمتر توافق کنند.
چرا اورکا مهم است؟
اهمیت اورکا در این نیست که او یکی از چهرههای اصلی تاریخ روم باشد، بلکه در این است که مسیرش نشان میدهد سیاست روم فقط با نامهای بزرگ پیش نمیرفت. فرماندهان میانی، فرمانداران استانی، نامههای توصیه، اتحادها و روابط خانوادگی همگی در شکلدادن به نتیجهٔ جنگهای داخلی نقش داشتند.
- او در سال ۵۷ پیش از میلاد از بازگشت سیسرون از تبعید حمایت کرد.
- در سال ۴۹ پیش از میلاد ساردینیا را برای سزار تصرف کرد.
- در ماجرای وُلاترای، میان خواست سزار برای پاداش دادن به کهنهسربازان و منافع شهرهای محلی قرار گرفت.
برچسبهای مرتبط
- رومیان سده نخست پیش از میلاد
- پرتورهای جمهوری روم
- فرمانداران رومی آفریقا
- لگاتهای روم
- والریی