مدیریت هزینه محصول (PCM) مجموعهای از ابزارها، فرایندها، روشها و فرهنگ سازمانی است که شرکتهای طراح و تولیدکننده محصول از آن استفاده میکنند تا مطمئن شوند محصول نهایی به هدف سود یا هزینه تعیینشده میرسد.
به بیان ساده، PCM فقط یک ابزار حسابداری برای ثبت هزینهها نیست؛ بلکه رویکردی است که از مرحله طراحی و انتخاب تأمینکننده تا تولید، تحویل و در برخی نگاهها تا پایان عمر محصول، هزینه و سودآوری را زیر نظر میگیرد.
دامنه مدیریت هزینه محصول
درباره تعریف دقیق و دامنه مدیریت هزینه محصول اجماع واحدی وجود ندارد. برخی آن را همان هزینهیابی هدفمند میدانند؛ اما نگاه دقیقتر تفاوتی میان این دو قائل میشود. هزینهیابی هدفمند بیشتر روشی برای قیمتگذاری و تعیین هزینه مجاز بر اساس بازار است، در حالی که PCM بر بیشترین سود ممکن یا کمترین هزینه قابلقبول محصول تمرکز دارد، صرفنظر از قیمتی که محصول با آن به مشتری نهایی فروخته میشود.
بعضی متخصصان PCM را تا لحظه تحویل محصول به مشتری دنبال میکنند؛ یعنی هزینههایی مانند ساخت، لجستیک یا کل هزینه کسب محصول را بررسی میکنند. هدف آنها این است که محصول از همان زمان عرضه به بازار، به هدف سود تعیینشده برسد، نه اینکه پس از شروع تولید تازه به فکر کاهش هزینهها بیفتند.
در مقابل، برخی دامنه PCM را گستردهتر میدانند و آن را تا هزینه کل مالکیت یا هزینهیابی چرخه عمر ادامه میدهند: ساخت، لجستیک، هزینههای بهرهبرداری و حتی هزینههای پایان عمر و دفع محصول. بسته به رویکرد هر سازمان، PCM میتواند ترکیبی از تغییر فرهنگی، تغییر فرایند، نقشهای تیمی و ابزارهای نرمافزاری باشد.
- تغییر فرهنگ و ساختن نگرشی حساس به هزینه و سود
- تعریف فرایندهای روشن برای مدیریت هزینه در طول چرخه عمر محصول
- تعیین نقشهای مشخص میان تیمهای طراحی، مهندسی، خرید، مالی و تولید
- استفاده از ابزارهایی برای پیشبینی، مقایسه و کنترل هزینهها
بسیاری از کارشناسان معتقدند PCM زمانی موفق میشود که این چهار بخش با هم کار کنند؛ فرهنگ بدون ابزار کند پیش میرود و ابزار بدون فرایند و مسئولیت مشخص، به دادههایی بیاثر تبدیل میشود.
فرایندها و فعالیتهای کلیدی
بسته به اینکه سازمان چه دامنهای برای PCM تعریف کند، این رویکرد میتواند یک یا چند فرایند زیر را شامل شود:
- تغییر سازمانی و ساختن فرهنگی حساس به هزینه و سود
- ادغام مدیریت هزینه در فرایندهای مدیریت چرخه عمر محصول
- طراحی برای ساخت (DFM)
- طراحی برای مونتاژ (DFA)
- طراحی با محوریت هزینه (DTC)
- طراحی برای تأمین و خرید (DFP)
- تحلیل ارزش و مهندسی ارزش (VA/VE)
- طراحی بر پایه شش سیگما (DFSS)
- هدفگذاری هزینه
- هزینه یا قیمت بایدباشد (Should Cost / Price)
- تصمیم ساخت یا خرید (Make or Buy)
- توجیه سرمایهگذاری در داراییهای سرمایهای
- قیمتگذاری مواد، قطعات و کالاهای پایه
- تحلیل مخارج و الگوهای خرید
- تحلیل هزینه ـ حجم ـ سود
ابزارهای مدیریت هزینه محصول
در گذشته، مدیریت هزینه محصول با کاغذ و قلم انجام میشد. با ورود رایانهها، شرکتها به ساخت نرمافزارهای داخلی روی آوردند تا بتوانند هزینههای محصول را پیشبینی، کنترل، کاهش، ثبت و با بخشهای مختلف به اشتراک بگذارند.
با محبوب شدن صفحهگستردهها، بهویژه مایکروسافت اکسل، استفاده از ابزارهای PCM بسیار سادهتر و رایجتر شد. در اواخر دهه ۱۹۷۰، نرمافزارهای تخصصی شخص ثالث برای انجام بخشی از فعالیتهای مدیریت هزینه محصول پدید آمدند. امروزه چندین ابزار وجود دارند که مستقیم یا غیرمستقیم خود را راهکار نرمافزاری مدیریت هزینه محصول معرفی میکنند؛ برخی از آنها همچنین ادعا میکنند در هزینهیابی هدفمند نیز کمک میکنند.
با وجود رشد نرمافزارهای تخصصی، صفحهگستردهها همچنان محبوبترین ابزار میان بسیاری از متخصصان PCM هستند. دلیل آن هم ساده است: انعطافپذیری، در دسترس بودن، سهولت استفاده و امکان سفارشیسازی سریع.
آیا PCM یک رده نرمافزاری مستقل است؟
در میانه دهه ۲۰۰۰، این بحث مطرح شد که آیا PCM که گاهی با عنوان مدیریت هزینه سازمانی نیز شناخته میشود، به یک رده نرمافزاری مستقل تبدیل خواهد شد یا بخشی از دستههای موجود مانند برنامهریزی منابع سازمانی (ERP)، مدیریت چرخه عمر محصول (PLM) یا مدیریت زنجیره تأمین (SCM) باقی میماند.
فروشندگان نرمافزارهای تخصصی PCM هنوز به درآمدی نرسیدهاند که تحلیلگران بزرگ صنعت را متقاعد کند PCM را بهعنوان یک رده مستقل معرفی کنند. با این حال، گزارشهایی درباره تحلیل هزینه محصول منتشر شده و دستکم چند ارائهدهنده بزرگ ERP و PLM محصولاتی دارند که آنها را راهکار مدیریت هزینه محصول یا تحلیل هزینه معرفی میکنند.
هنوز مشخص نیست PCM در آینده به یک دسته نرمافزاری جداگانه تبدیل شود یا در دل سیستمهای بزرگتر سازمانی جای بگیرد. آنچه روشن است، رشد نیاز شرکتها به دادههای دقیقتر درباره هزینه محصول و سودآوری طراحیهای مختلف است.
هدفهای استراتژیک و کاربردی PCM
هدف استراتژیک مدیریت هزینه محصول، افزایش سودآوری محصولات از مسیر طراحی و تولید مقرونبهصرفهتر است. از نگاه عملیاتی، این هدف با استفاده پیشگیرانه از روشها و ابزارهای PCM محقق میشود؛ یعنی پیش از آنکه هزینهها قطعی شوند، میتوان آنها را پیشبینی و مدیریت کرد.
این ابزارها میتوانند یک معیار عددی برای هزینه مجاز محصول ارائه کنند یا هزینه یک طرح، فرایند تولید یا تأمینکننده را نسبت به گزینههای دیگر بسنجند. به این ترتیب، تیمها میتوانند زودتر تصمیم بگیرند که کدام طراحی ارزش ادامه دارد، کدام تأمینکننده به صرفهتر است و کدام فرایند تولید ریسک هزینه بیشتری دارد.
مدیریت هزینه محصول فقط به معنای ارزانتر ساختن محصول نیست؛ هدف اصلی آن طراحی محصولی است که از ابتدا با ارزش، کیفیت و سود مورد انتظار همسو باشد.
در سال ۲۰۱۲، برخی متخصصان این حوزه تأکید کردند که PCM تنها برای پیشبینی دقیقتر هزینه کاربرد ندارد. دادههای معتبر درباره هزینه بایدباشد میتوانند در مذاکره با تأمینکنندگان، انتخاب روش ساخت و توافقهای خرید نیز به عنوان اهرم چانهزنی استفاده شوند.