پی آلوار کیست؟
پی آلوار یکی از دوازده عارف آلوار در جنوب هند است؛ عارفانی که در سنت ویشنوگرایانه هندوئیسم جای دارند. سرودههای آلوارها در مجموعهای به نام نالاییرا دیویا پراباندام گرد آمده و ۱۰۸ معبدی که در این سرودهها ستایش شدهاند، «دیویا دسام» نامیده میشوند. پی آلوار در فهرست سه آلوار نخست، پس از پویگای آلوار و بوتات آلوار، جایگاه سوم را دارد. این سه را «مودالالوارگال» مینامند و در باور سنتی، زادشان ریشهای الهی دارد.
پی آلوار صد بیت سروده است که با نام مونرام تیرووانتاتی شناخته میشود. ویژگی برجسته این سرودهها، شیوه «آنتاتی» است؛ در این شیوه، هجای پایانی هر بیت به آغاز بیت بعد تبدیل میشود و حتی آخرین واژه بیت صدم، بیت نخست را کامل میکند؛ گویی صد بیت، گلدستهای پیوسته از ستایش باشند.
افسانه پیدایش و نام پی آلوار
بر پایه روایتهای هندو، پی آلوار را در گل نیلوفر آبیِ برکه معبد آدی کساوا پرومال در مایلاپور پیدا کردند. این معبد در خیابان آروندال، محله مایلاپورِ شهر چنای قرار دارد. در زبان تامیلی، «پِی» به معنای فردی است که مسحور یا شیفته شده باشد؛ از همین رو، نام پی آلوار را نشانه عشق بیقرار او به ویشنو میدانند. او را با نامهای ماهاداوایا و مایلاپوراداپادی نیز میشناسند.
سه آلوار نخست و دیدار با ویشنو
در روایتی مشهور، پویگای، بوتات و پی آلوار روزی در تیروکویلور، هنگام باران شدید، در جایگاهی کوچک و تاریک پناه میگیرند. ناگهان حضور نفر چهارمی را میان خود حس میکنند. با نور برق، چهرهای آرام، زیبا و الهی میبینند و درمییابند که او ویشنو است. پویگای میخواهد این دیدار پیوسته بماند، اما نور تنها در لحظههای برق دیده میشود؛ بنابراین صد سرود میسراید تا نور درونی ستایش، تاریکی را کنار بزند. سپس بوتات آلوار و پی آلوار نیز هرکدام صد سرود در ستایش ویشنو میخوانند.
آلوارها: عارفان ویشنوگرای جنوب هند
واژه آلوار را به «کسی» معنا میکنند که در اقیانوس ویژگیهای بیشمار خداوند غوطهور میشود. آلوارها دوازده پرستشگر برتر ویشنو هستند که در گسترش ویشنوگرایی از قرن پنجم تا هشتم میلادی نقش مهمی داشتند. آثار دینی آنان به زبان تامیلی، سرودهایی عاشقانه و عارفانه در ستایش خداست که در نالاییرا دیویا پراباندام، شامل ۴۰۰۰ بیت، گرد آمدهاند.
خاستگاه اجتماعی و منابع سنتی
آلوارها از طبقه یا پیشه واحدی برنخاستند. تیرومالیسای پسر یک حکیم بود؛ توندَرادیپودی، مادوراکاوی، پریالوار و آندال به جامعه برهمنان تعلق داشتند؛ کولاسخارا از خاندان کشاتریا بود؛ نامالوار از خانواده کشاورزان آمد؛ تیروپانالوار از جامعه پانار بود و تیرومانگایالوار به جامعه کالار تعلق داشت.
منابعی مانند دیویا سوری چاریترا، گوروپارامپارا پراباوام، شرحهای دیویا پراباندام، متنهای گورو پارامپارا، سوابق معابد و کتیبهها، روایت مفصلی از زندگی و آثار آلوارها ارائه میدهند.
نمادهای ویشنو در باور سنتی
در این سنت، هر آلوار تجسم یکی از صورتها یا نمادهای ویشنو دانسته میشود:
- پویگای: پانچاجانیا، صدف کریشنا
- بوتات: کومودکی، گرز ویشنو
- پی آلوار: نانداکا، شمشیر ویشنو
- تیرومالیسای: سودرشنا، چرخ مقدس
- نامالوار: ویشوکسنا، فرمانده ویشنو
- مادوراکاوی: وایناتیا
- کولاسخارا: کائوستوبها، گوهر گردنبند ویشنو
- پریالوار: گارودا، عقاب ویشنو
- آندال: بهودوی، صورت زمینی لاکشمی
- توندَرادیپودی: وانامالای، گلگردن ویشنو
- تیروپانالوار: سریواتسا، نشان مقدس سینه ویشنو
- تیرومانگایالوار: سارانگا، کمان راما
سرودهای پراباندام هر روز و بهویژه در جشنوارهها، در معبدهای ویشنویی جنوب هند خوانده میشود.
جایگاه تاریخی آلوارها
بر پایه روایت ماناوالا مامونیگل، سه آلوار نخست یعنی پویگای، بوتات و پی آلوار به دوره دواپارا یوگا، پیش از ۴۲۰۰ پیش از میلاد، تعلق دارند و در برخی فهرستهای سنتی، زندگی همه آلوارها میان ۴۳۰۰ پیش از میلاد تا ۹۰۰ میلادی دانسته شده است. در برابر، برخی پژوهشگران نوین دوره زندگی آنان را قرن پنجم تا هشتم میلادی میدانند، هرچند این دیدگاه نیز شواهد قطعی اندکی دارد.
آنچه میان سنت و بسیاری از تاریخپژوهان پذیرفتهتر است، این است که این سه تن، کهنترین چهرهها در میان دوازده آلوارند. آلوارها همراه با سه نیانمار شیواگرا، بر پادشاهان پالاوا اثر گذاشتند و در پیدایش و گسترش جنبش بهکتی نقش داشتند؛ جنبشی که چهره دینی جنوب هند را از بودیسم و جینگرایی، بیش از پیش به سوی شیواگرایی و ویشنوگرایی تغییر داد. آلوارها همچنین در ترویج جریان باگاواتا و دو حماسه بزرگ هند، رامایانا و مهابهاراتا، تأثیرگذار بودند. ناتهمونی، الهیدان ویشنوگرای قرن دهم، سرودههای آلوارها را گرد آورد و آن را «ودای تامیلی» نامید.
سرودهها و شیوه آنتاتی
در روایت آفرینش شاعرانه پی آلوار آمده است که ویشنو در تیروکویلور بر سه آلوار نخست آشکار شد. روز به شب افتاد، باران تندی گرفت و فضای پناهگاه تنگ شد. پویگای جایی کوچک یافت، بوتات از راه رسید و پویگای او را کنار خود نشاند. سپس پی آلوار نیز رسید و چون جای نشستن نبود، هر سه ایستادند. تاریکی چنان غلیظ شد که یکدیگر را نمیدیدند، اما در نور برق، حضور چهارمی را دریافتند که چهرهای الهی و آرام داشت.
پویگای برای تداوم این دیدار، صد سرود سرایش کرد؛ بوتات آلوار نیز صد سرود با عشقی سوزان خواند. پی آلوار در صد سرود خود، زیبایی چهره الهی، حضور نارایانا با چاکرا و شانکها، و همراهی او با الهه لاکشمی را توصیف کرد.
«دیدم آن مقدس را؛ دیدم اندام زرینش را؛ شکوهی چون خورشید دیدم. چرخ طلایی و صدف مقدس را در دست او دیدم؛ امروز به حضرتِ چرخدارِ من پیوستم.»
صد سروده پی آلوار را مونرام تیرووانتاتی مینامند. در شیوه آنتاتی، پایان هر بیت آغاز بیت بعد است؛ واژه یا هجای پایانی یک بیت، همان نقطه آغاز بیت بعد میشود. این پیوستگی باعث میشود سرودهها مانند زنجیرهای از ستایش به هم متصل شوند. در این سرودهها، نارایانا، یکی از نامهای ویشنو، خدای برتر معرفی میشود و اشارههای مکرر به تریویکراما و کریشنا، دو اوتار ویشنو، دیده میشود.
مانگالاساسانام
از پی آلوار ۳۹ پاسورام در مجموعه ۴۰۰۰تایی دیویا پراباندام آمده است. او در این سرودهها از ۱۴ معبد ستایش کرده است؛ ستایشی که در سنت ویشنوگرای جنوب هند با عنوان مانگالاساسانام شناخته میشود.