معرفی شخصیتهای ان دِ نایت گاردن...
در این فهرست با شخصیتهایی آشنا میشویم که در دنیای آرام و رنگارنگ ان دِ نایت گاردن... ظاهر میشوند؛ باغی رویایی که هر قسمت از آن با ورود و خروج شخصیت اصلی داستان آغاز و پایان مییابد.
شخصیتهای اصلی
ایگلپیگل، با بازی نیک کلینگتون، موجودی آبیرنگ شبیه خرس عروسکی است؛ سرش شکل لوبیا دارد، بینیای عروسکی، موهای قرمز کوتاه و ایستاده در کنار سر، و پاهایی با اندازهای معمولی. او همیشه پتوی قرمزش را همراه دارد و وقتی غافلگیر میشود، معمولاً بهصورت کامل به پشت میافتد.
ایگلپیگل شخصیت اصلی مجموعه است، اما در همه قسمتها حضور ندارد. او در ابتدای هر قسمت وارد باغ شب میشود و در پایان، در تختی شبیه قایق از آنجا بیرون میرود؛ همان پتوی قرمزش نقش بادبان این قایق را بازی میکند.
او حرف نمیزند، اما در پای چپش زنگوله، در شکمش صداساز و در دست چپش جغجغه دارد. بهترین دوستان او در باغ، آپسی دیزی، تامبلیبوها و ماکا پاکا هستند.
ایگلپیگل تنها شخصیتی است که در این مجموعه نمیخوابد، جز یک مورد استثنا و زمانی که افتاد و روی تخت آپسی دیزی خوابش برد. دلیل این موضوع آن است که گاهی باید قایق خود را پیدا کند، بنابراین بهجای تخت، روی قایقش میخوابد.
او تنها شخصیتی است که روی مسیر سنگفرش و در خود باغ قدم میزند و تنها کسی است که با دو واگن متفاوت از نینکی نانک سفر میکند. ایگلپیگل ساکن دائمی باغ نیست؛ او بیشتر یک مهمان است، چون خود باغ در واقع در رویای او شکل میگیرد.
او نخستینبار در قسمت ماکا پاکا صورتها را میشوید ظاهر شد. آهنگ او بله، اسم من ایگلپیگل است نام دارد و همان ملودی تیتراژ مجموعه را دارد.
آپسی دیزی، با بازی ربکا هایلند، موجودی عروسکمانند با پوستی قهوهای، صدای زنگ در شکم و لباسهایی بسیار رنگارنگ است. او از قدم زدن در باغ، فرستادن بوس برای شخصیتهای دیگر و حتی تماشاگران لذت میبرد.
آپسی دیزی زیاد دیگر شخصیتها را بغل میکند و میبوسد؛ بهویژه ایگلپیگل را. جملههای معروف او آپسی دیزی و شکل تأکیدیتر آن، دیزی دو! است. او همچنین برای خداحافظی میگوید: پیپ پیپ آنک آنک!
وقتی هیجانزده یا غافلگیر میشود، موهایش سیخ میشود و وقتی میرقصد یا بند کششی دور کمرش را میکشد، دامنش مثل لباس بالرینها باز و پفدار میشود.
در نخستین طرحهای دیو پورت از این شخصیت، صورت آپسی دیزی بیشتر حالتی گلمانند داشت. او همراه با ایگلپیگل برای نخستینبار در قسمت ماکا پاکا صورتها را میشوید ظاهر شد و در قسمت شیپور ماکا پاکا صدای خندهداری دارد بند کششی کمرش را میکشد.
آهنگ دوبارهخوانی او در قسمت نینکی نانک یک بوسه میخواهد شنیده میشود. آپسی دیزی از آواز خواندن، بهویژه با مگافون، لذت میبرد. معمولاً وقتی او ایگلپیگل را میبوسد، ایگلپیگل هم پاسخ بوسهاش را میدهد. آهنگ او آپسی دیزی، دارم میآیم نام دارد.
ماکا پاکا، با بازی جاستین تاولر، موجودی کوچک، گرد و عروسکمانند به رنگ بژ است. روی سر، گوشها و پشت بدنش سه برجستگی گرد دیده میشود که یادآور سنگهایی است که او با آنها تپههای کوچک درست میکند.
ماکا پاکا در غاری سنگی زندگی میکند و تمیز کردن چیزها را دوست دارد؛ از مجموعه سنگهای رویهمچیدهاش گرفته تا گاهی صورت و بدن دیگر شخصیتها. او اغلب سنگهای تازهشسته را مثل سر و بدن خودش روی هم میچیند.
او درون یا روی کیسهخواب سنگی رنگارنگش میخوابد و معمولاً یک سنگ را مثل اسباببازی بغل میکند. ماکا پاکا با واگن یا اسکوتر کوچک خود، آگپاگ، در باغ جابهجا میشود. آگپاگ اسفنج، صابون، شیپور قرمز و نارنجی و دستگاهی بادمجانی به نام اَفاَف را حمل میکند که ماکا پاکا بعد از تمیز کردن وسایل، با آنها را خشک میکند.
خانه او از راه یک گودال با دیواره سنگی قابل دسترسی است، چون نیمی از خانهاش زیر زمین قرار دارد. او نام خودش و عبارت میکا ماکا مو را وقتی خوشحال است تکرار میکند. همچنین نام آگپاگ و اَفاَف را میگوید و گاهی عبارتهایی از آهنگش مثل اَگا پانگ برای صابون و اسفنج، هام دام برای شیپور و احتمالاً اینگ انگ او را وقتی میخواهد شیپور بزند، به کار میبرد.
مانند آپسی دیزی و تامبلیبوها، او هم برای خداحافظی از عبارت پیپ پیپ آنک آنک استفاده میکند. ماکا پاکا، ایگلپیگل و آپسی دیزی نخستینبار در قسمت ماکا پاکا صورتها را میشوید معرفی شدند.
از آنجا که ماکا پاکا از دیگر شخصیتها کوچکتر است، در صحنههایی که با دیگر شخصیتها ظاهر میشود، دو صحنه همزمان فیلمبرداری میشود: یکی در مجموعهای یکسان اما جداگانه برای او، و دیگری با شخصیتهای لباسپوش در نمای نزدیک.
او در قسمت همه سوار نینکی نانک میشوند آهنگ دوبارهخوانی دارد و آهنگ اصلی او ماکا پاکا، میکا ماکا مو نام دارد.
تامبلیبوها سه موجود عروسکمانند هستند: اون با بازی اندی ویرهام، اوو با بازی آیزاک بلیک در فصل اول و هالی دنون در پایان فصل اول و فصل دوم، و ایی با بازی الیزا لاگی.
هر سه لباسهایی راهراه و خالدار میپوشند: اون قرمز و سبز، اوو قهوهای و صورتی، و ایی زرد و صورتی. نامهایشان از نظر آوایی شبیه شیوهای است که یک کودک خردسال ممکن است تا سه بشمارد، و تامبلیبوها همیشه با همین ترتیب نامهایشان را میگویند.
آنها میان شاخههای یک بوته زندگی میکنند و روی مجموعهای از سکوها بازی میکنند که با پلهها و سرسرهها به هم وصل شدهاند. گاهی وقتی تامبلیبوها روی سکوها میپرند، سکوها کج میشوند؛ همانطور که در قسمت تامبلیبوها دندانهایشان را مسواک میزنند دیده میشود.
تامبلیبوها از نواختن درام و پیانو لذت میبرند، هرچند مهارت موسیقایی خاصی ندارند. آنها همچنین با بلوکهای ساختمانی بزرگ بازی میکنند.
شلوارهایشان گاهی بیهوا پایین میافتد و اغلب روی طناب رخت بیرون خانهشان دیده میشود. معمولاً پیش از بیرون رفتن، شلوارها را از بند رخت برمیدارند و میپوشند. گاهی هم پیش از خواب مسواک میزنند.
تامبلیبوها هنگام بغل کردن یکدیگر، همدیگر را میبوسند و نامهایشان را تکرار میکنند. آنها آهنگی درباره کنار هم ماندن دارند که بارها میخوانند: تامبلیبو، تامبلیبو، اون، اوو، ایی!
ایی دختر است و از دو تامبلیبوی دیگر کوتاهتر و کوچکتر به نظر میرسد. اون، اوو و ایی اغلب در تختهای راهراهی میخوابند که با سرهمیهایشان هماهنگ است.
تامبلیبوها همراه با ایگلپیگل، آپسی دیزی و ماکا پاکا نخستینبار در قسمت ماکا پاکا صورتها را میشوید ظاهر شدند. آهنگ دوبارهخوانی آنها در قسمت شلوارها روی نینکی نانک شنیده میشود و آهنگ اصلیشان آمبلیبو تامبلیبو نام دارد.
راوی، با بازی سر درک جاکوبی، صدایی دلنشین دارد که اغلب فعالیتهای روزمره باغ شب را همانطور که اتفاق میافتند، توصیف میکند. او هرگز بهصورت فیزیکی در مجموعه دیده نمیشود، اما همه ساکنان باغ شب از حضورش آگاهاند و معمولاً وقتی با آنها صحبت میکند، پاسخ میدهند.
راوی در همه قسمتها حضور دارد و به شخصیتها میگوید چه کاری انجام دهند؛ مثلاً به یکی از آنها میگوید وقت خواب است. او همچنین هنگام معرفی شخصیتها، همراه با آهنگ آنها زمزمه یا همخوانی میکند.
پونتیپاینها، خانوادهای قرمز، و واتینجرها، خانوادهای آبی، ده عروسک چوبی بسیار کوچک هستند. هر خانواده از یک مادر، یک پدر، چهار پسر و چهار دختر تشکیل شده است. آنها در خانهای نیمهدوقلو در پای یک درخت زندگی میکنند.
پونتیپاینها در بیشتر قسمتها دیده میشوند، اما واتینجرها کمتر حضور دارند؛ هرچند در فصل دوم بیشتر ظاهر میشوند. آقای پونتیپاین سبیلی چسبی دارد که گاهی بهطور غیرمنتظرهای کنده میشود و به جاهای مختلف باغ میچسبد. خانم پونتیپاین دوربین دوچشمی دارد تا مراقب بچهها باشد. آهنگ آنها ۱۰ پونتیپاین نام دارد.
هاهوها پنج موجود بالشتی یا بادکنکمانند از جنس لاتکس هستند که با آرامش در باغ میچرخند. هاهوی بنفشرنگ شبیه آبنبات ژلهای یا گلابی بیدُم است و گلهای زرد روی بدنش دیده میشود.
هاهوی آبیرنگ صلیبی، خالهای فیروزهای با حاشیه قرمز دارد و شکلش شبیه حرف X است. هاهوی نارنجی گلمانند، گلبرگهایی چندرنگ دارد. هاهوی ستارهای زرد، خالهای قرمز، نارنجی و آبی دارد و هاهوی شطرنجی قرمز و آبی، توپشکل است و با لوزیهای قرمز و آبی یا سفید پوشیده شده است.
هاهوها در بخش اصلی هر قسمت به شکل بادشوندههایی ۱۰ فوتی ظاهر میشوند، اما در صحنههای رقص عمومی پشت غرفه، نسخههای رایانهای آنها دیده میشود. همچنین هنگام خواب، چشمهایشان را میبندند و کمی بادشان خالی میشود. هنگام حرکت، صداهایی جهنده و نرم تولید میکنند. برای اینکه صاف بایستند، با سیم نگه داشته میشوند.
تیتیفرها گروهی از پرندگان گرمسیری هستند که جلوههای رایانهای به آنها افزوده شده و هرکدام آواز ویژهای دارند. چهار تیتیفر کوچک آبی، شبیه سهرههای دمدراز، سه تیتیفر صورتی بزرگتر، شبیه هدهد، دو تیتیفر سبز بزرگ، شبیه توراکوهای سفیدگون، و یک توکان منقارکانالی در این گروه حضور دارند.
یک یا دو گروه از آنها میان بخشهای مختلف برنامه آواز میخوانند، اما در پایان هر قسمت همه با هم میخوانند تا نشان دهند وقت خواب رسیده است.
وسایل و پدیدههای مهم باغ شب
نینکی نانک قطاری بدون ریل با پنج واگن است که اندازه و شکلهای متفاوتی دارند. اندازه آن غیراقلیدسی به نظر میرسد: در نمای بیرونی هنگام حرکت، مثل قطاری اسباببازی و بسیار کوچکتر از شخصیتهای اصلی و محیط دیده میشود؛ اما در نمای داخلی یا تصاویر بیرونی ثابت، با دکور یا ماکتهایی هماندازه شخصیت ساخته میشود تا شخصیتها بتوانند بهراحتی داخل آن جا شوند.
وقتی نینکی نانک حرکت میکند، مسافران کمربندبسته در جای خود تکانهای ناگهانی میخورند. زنگها و چراغهای سبز به همه سرنشینان هشدار میدهند که قطار آماده حرکت است یا در حال توقف.
نینکی نانک میتواند روی تپهها بایستد و در یک خط مستقیم توقف کند. گاهی هم بیرون خانه شخصیتها میایستد، بیشتر برای پونتیپاینها و تامبلیبوها. این قطار حتی میتواند از درخت بالا و پایین برود، وارونه از شاخهها عبور کند و گاهی دور شاخهها بچرخد؛ البته این کار بیشتر برای پونتیپاینها و واتینجرها انجام میشود.
موتور نینکی نانک موزشکل است و چراغ سبز چشمکزنی روی آن قرار دارد. پشت آن واگنی سبز و کروی برای تامبلیبوها و ماکا پاکا، واگنی کوچک خانهمانند برای پونتیپاینها و واتینجرها، واگنی مستطیلی آبی برای آپسی دیزی و ایگلپیگل وقتی با هم سفر میکنند، و واگنی بلند و گرد تکنفره برای ایگلپیگل هنگام سفر تنها قرار دارد.
همه واگنها روی خود چراغ دارند که وقتی نینکی نانک ساکن است، بهترتیب چشمک میزنند. در قسمت نینکی نانک چه بامزه است، همه باید دنبالش میدویدند.
پینکی پانک نوعی کشتی هوایی است که با ظرافت در آسمان شناور میشود و برای سرنشینان، منظرهای زیبا از باغ شب فراهم میکند. رنگ آن فیروزهای روشن است و هر دو سمتش با خالهای صورتی، نارنجی و زرد فراوان تزئین شده است.
در اتاقک جلویی، چند میز کوچک با آبمیوه پینکی پانک برای نوشیدن مسافران در طول سفر قرار دارد و سنگهای کوچکی اطراف آنها مثل چهارپایه قرار گرفتهاند. در جلو، پنجرهای بزرگ وجود دارد تا سرنشینان بتوانند منظرههای دیدنی باغ شب را تماشا کنند.
در بالای کشتی، عرشهای بسیار کوچک مخصوص پونتیپاینها قرار دارد. آنها از دری کوچک وارد پینکی پانک میشوند و با بالابر به عرشه بالا میروند. شخصیتهای بزرگتر هم از دری تقریباً هماندازه وارد میشوند تا بتوانند سوار شوند.
در بیرون پینکی پانک، چهار ردیف بال با خالهای نارنجی و ملخهای کوچک بنفش دیده میشود که به شناور ماندن بدنه کمک میکنند. در پشت وسیله، یک ملخ صورتی بسیار بزرگ قرار دارد و پشت آن عرشهای برای گرفتن هوای تازه وجود دارد.
در جلوی پینکی پانک، چراغ شفاف ارغوانی قرار دارد که هنگام آماده شدن برای پرواز، فرود یا همان پانک کردن، روشن میشود.